تبليغاتX
عفت ماهباز

 

اسامی کشته و دستگیر شدگان  روزهای اخیر در ایران را تکمیل کنید :

http://www.guardian.co.uk/world/interactive/2009/jun/29/iran-election-dead-detained

 

                                            

 

 

ندای رهائی

 

ندا

بانوی صلح و سپیده

نشکفته گل مادر

خلیفه خون ترا نوشید

تا ماران شانه اش

دروغ را

با حقیقت آشتی دهند

اما صدای تو

شد

ندای رهایی خلقی

با خون خود

دراسفالت خیابان های تهران

نوشتی

رهایی ،برابری

نان٫ مسکن ٫ازادینان٫ مسکن ٫ازادی

 

جهانی اشفته

روی تو                 

 

اسفالت خیابان کارگر

شرمنده سرخ

سربه زیر ، از

موج موج خون رخت

خلق ما

 موج سبز سبزه را

در خون جوانت نشانه کردند

 

ترنم گیسوان رهایت در باد

امروز سمبل

برابری ُرهایی

نان مسکن آزادی

است

صدایت

نوای همه کشته گان

سی سال سرزمینت

 ۶۰ و ۶۷

و ۸۳

 

در نوای تو

خواندند

برابری رهایی

نان مسکن آزادی

 

آوای تن جوانت را

در موج سبزه سبز

شور و شعور شعر

فلسفه ،موسیقی

بر ما ارزانی داشتی

 

امروز اوایت را

جوانان در

کوچه پس کوچه ها سر می دهند

برابری رهایی

نان مسکن ازادی

 

مشت گشوده ات

با وی «V » پیروزی

براسفالت خیابان کارگر

حک گشته

امروز و دیروز و....

ندای دیگری غرق خون شد

با ویی «V » سبز انگشتانش

سبز را با یادتو

اذین تن کرده ایم

کاش انگشتان پیروزت

نغمه اوازت

ازادی را نشانه گیرد

مادر سیاه جامه

در استانه در

در انتظار

مشت گره کرده خلقی

به گل نشیند

ای که

خونت برسیمای جهان نوشت

رهایی ،برابری

نان مسکن ازادی

صدایت ماندگار

تاریخ است

عفت ماهباز لندن

 

efatmahbas@hotmail.com

www.efatmahbaz.blogfa.com

 

  

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 15:21 |
 دریای مردم در سکوت سبز

سکوت سبز

مردمانی در سکوت ، در کمال آرامش، رفتاری گاندی وار به تظاهرات دست زده اند از حرف های گاندی هم غافل نمانده اند. بر سر دست یکی این سخن گاندی خوانده می شد که: « اول نادیده ات می گیرند، بعد مسخره ات می کنند، آن وقت با تو می جنگند، ولی در نهایت پیروزی با تست»

 http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=21687

سبز رنگ عشق و مهر رنگ طبیعت، رنگ طرفداران محیط زیست ، رنگ بیرق امام حسین در کربلا . سبز رنگ زیبای مهر . سبزه های سبز و سبز سکوت مردمان سرزمین ما .

مردم ایران پس از سی سال با امید به تغییر پر شور و امیدوار رای شان رادر صندوق ها ریختند.انها خواستار تولدی دیگربودند تولدی که مرگ.دیکتاتوری را می خواست ....

 بار دیگر بوی گاز اشگ اور بوی خون اجساد به خون کشیده شده .اشگ مادر، نفرین پدر و جوانان با بیرقی سبز در راه. امید انچنان سبز است که در ما وادی نشینان دور دست هم اثر بسیار داشت مایی که روزهای ازاد انقلاب بهمن را دیدیم.. ازادی را به جشن نشستیم .ان روزها انچنان پر شور بودیم که هیچ هراسی نداشتیم از دربند کشیدن دوباره مان. همان نخسین روزها با حجاب مان کردند این اولین گام از گرفتن آزادی مان را با جان دل خریدیم که شاید ازادی های دیگر به همراه انقلاب به ثمرنشیند هنوز به سفره فقرا می اندیشیدیم که باید پر می شد .مقصر را امپریالیسم امریکا دانستیم و مرگ بر او نثار کردیم .برادر در زنجیر شد و ما همچنان کور برای امپریالیسم شاخ شانه کشیدیم. حرمان ازادی را با جان دل چشیدیم

با عشقمان در زنجیر شدیم شکنجه شدیم بی عشق به خانه بازگشتیم  همه جا سوت کور، در به در از این خانه به ان خانه از این کشور به ان کشور، به سوگ آزادی به سوگ مهر و عشق مان نشستیم .

اما مردمان سرزمین مان انهایی که شایدهیچ حافظه از این درد و حرمان مان نداشتند هر سال روز و شب را هنوزمی کردند و امید را ذخیره در انبان عشق شان انچنان که در سی امین سال با انبانی از امید دسته دسته به صندوق های رای رفتند . نسلی جوان و پر شور در میدان نبرد دیدیم نسل جوانی عاقلتر از ما در ان دوران در میدان بودند با امید به قلم و روی کاغذ می خواستند در بند کنندگان ازادی را از میدان به در کنند.توشه انها علاوه بر جوانی و .شور، شعوری است که بر بستر ان زندگی دشوار در ان جامعه کسب کردند عاقلتر از ما می خواهند خانه دیکتاتور را بلرزانند. مادرا نمان وهم نسل ما در کنار این پر شوران سبز قبایی ایستاده اند و از دور با لبخند به ما دست تکان می دهند روزهای تاریخی میهن با عکس و فیلم و قلم به ثبت می رسند

یک شاهد عینی ،تظاهرات معترضان به نتایج انتخابات روز پنجشنبه28 خرداد را چنین ثبت می کند

«وقتی میدان توپخانه از جمعیت پر شد، خیابان فردوسی هم بند آمد. در واقع جمعیت تمام خیابان فردوسی را پر کرده بود. در اول کار جمعیت کمی حیران بود که چه باید بکند. چون برنامه راه پیمایی نداشتند و قرار بود که در همان توپخانه بنشینند و تظاهرات نشسته بکنند ولی واقعا موج جمعیت اجازه چنین کاری را نمی داد.

ناگزیر به سمت میدان فردوسی و بعد انقلاب حرکت کردند. هیچ کس نمی توانست ببیند جمعیت از کجا تا کجا است. وقتی به خیابان انقلاب رسیدیم یعنی سر پل حافظ، در بلندی پل دیدیم که جمعیت از یک طرف به میدان انقلاب رسیده و از طرف دیگر همچنان از خیابان فردوسی سرازیر است. در واقع به نظر می رسید یک سر جمعیت میدان توپخانه بود و سر دیگر میدان انقلاب.

جمعیت در سکوت حرکت می کرد و هیچ شعاری نمی داد. در عوض سکوت خود را در پلاکاردها و دست نوشته هایی که در دست داشتند فریاد می کرد. در بعضی پلاکاردها آمده بود «ما آشوبگر نیستیم»، «سرنوشت صدام را فراموش مکن»، « کلاغ پر، جمهوری پرپر» و شعارهایی از این دست روی دست مردم بود.

یکی عکس کشتگان این روزها را سر دست گرفته بود، دیگری دست نوشته ای روی دست بلند کرده بود که بر آن نوشته بود «برادر شهیدم رأی تو پس می گیرم». بر سر دست یکی کاغذی دیده می شد که جواب محمود احمدی نژاد را می داد که معترضان روزهای نخست پس از اعلام نتایج را گرد و غبار و خس و خاشاک خوانده بود: «خار و خاشاک میلیونی »، دیگری نوشته بود « خس و خاشاک تویی، پست تر از خاک تویی/ شور منم / نور منم / عاشق رنجور منم / زور تویی / کور تویی / هاله بی نور تویی / دلیر بی باک منم / مالک این خاک منم ».ما در مرگ فرزندان خود به عزانشسته ایم / سکوت ما بر گلوله پیروز است /حماسه خس و خاشاک

مردمانی در سکوت ، در کمال آرامش ، رفتار گاندی وار به تظاهرات دست زده از حرف های گاندی هم غافل نمانده اند. بر سر دست یکی این سخن گاندی خوانده می شد که: « اول نادیده ات می گیرند، بعد مسخره ات می کنند، آن وقت با تو می جنگند، ولی در نهایت پیروزی با تست»

حرف های طنز آلود نیز کم نبود. مثلا این شعار که « الو الو 110 / رای منو دزدیدن »، یا مادری بچه شیرخواره اش را بغل کرده بود و بر سینه بچه این شعار را نوشته بود: « ما اوباشیم ... ! » ولی تقاضاهای اصلی بر روی پلاکاردهای دیگری دیده می شد. مانند اینکه « خواست ما ابطال انتخابات 22 خرداد » یا « باز شماری بازی است/ ابطال انتخابات ».

جالب اینکه با وجود اینکه جمعیت سازمان و رهبری نداشت و ندارد، اما راهبری در حین حرکت شکل می گرفت. چنانکه قبلا گفته بودند فردا در نماز جمعه با روبان سبز حاضر شوید اما در طول حرکت جوانها به مردم گفتند که فردا برنامه ای نداریم،شنبه ساعت 4 میدان انقلاب. در اواخر تظاهرات نیز دست نوشته هایی بر سر دست جوانها ظاهر شد که می گفت «فردا برنامه ای نداریم شنبه ساعت 4 میدان انقلاب».

به نظر می آمد که معترضان قصد ندارند کوتاه بیایند. یکی از دست نوشته ها اعلام می کرد: « حتی یک روز نیز حضور سبز متوقف نخواهد شد ».

اگرچه غالب مردمی که در این تظاهرات میلیونی ظاهر شده بودند جوان بودند اما در واقع زن و مرد و جوان و پیر نداشت. بسیاری از زنان با بچه های یکی دو ساله خود که در بغلشان بود، در تظاهرات ظاهر شده بودند. بچه های بزرگتر را سوار کالسکه کرده بودند و با خود می بردند. باز بچه های اندکی بزرگتر یعنی چهار پنج ساله در میان جمعیت بودند که هرگاه خسته می شدند بر شانه پدران و مادران خود قرار می گرفتند.

در تمام راه پلیس و آمبولانس کنار خیابان حضور داشت اما پلیس به هیچ وجه با مردم کاری نداشت و به روی مردم لبخند می زد. در پایان کار، یک جا خانمی به پلیسی گفت لااقل مردم را برسانید. پلیس گفت با چی ماشین ما که فقط 4 نفر جا دارد شما ماشاء الله میلونها هستید.

 

در این میان در این سوی میدان انسان های ایرانی نزدیک به چهار میلیون در گوشه و کنار جهان هر یک با فکری به دان سو با امید و نگرانی می نگرند، راستی چه می شود ؟ روز و شب دنبال اخبار انسوی مرز و یا در جلوی سفارت خانه های ایران فریاد می کشیم:

 هموطن ،هموطن ما همه با هم هستیم ، هموطن ،هموطن حمایتت می کنیم .

و تک و توکی دربین ما حتی تا امروز هم شاید نگاهی نکردند که چه می گویند این نسل، چه می خواهند آنها .برخی متحیرند چرا که پرچم خویش را در دست انان نمی بینند برخی همچنان چون انان و کمی حتی خام تر با امید فراوان می اندیشند این انقلاب مخملین سبز همه را در بر خواهد گرفت اما همچنان دریای پر شور مردم می گویند دو دو تا ده تاشد دیکتاتور دوباره شاه شد .و دوروز بعد دریای سبز به خون نشست همانگونه که در فیلم های خبری آمده است  خوابگاههای دانشجویی با درهای سوراخ شده از گلوله را به چشم دیدیم و مردم در پشت بام ها به الله و اکبر را و سیاه با سبز در امیخت.

آیا این بار هم رهبری با همان هاست "؟ که سی سال پیش ؟و یا فرقی در میان خواهد بود؟امروز امید نسلی به انهاست او را سبز می خواهند

از دور نظاره گر انهایی هستیم که در سن سال ما در سی سال پیشند اما عاقلتر هوشیارتر درپی  چاره رهایند. فریاد ازادی و مرگ بر دیکتاتور سر می دهند و راه می گشایند ؟

به هامبورگ  هانوفر آمده ام. همراه مردمی دیگر جلوی سفارتخانه جمهوری اسلامی ایستاده ام و لحظه به لحظه همه انچه رسانه ها در اختیارم می گذارند می بلعم فردا صبح هم باید به اعتراض برای مردم جلوی سفارت در هامبورگ رفت .جلوی سفارت بیشتر جوانانند خودجوش امده اند اما با کمی دقت پرچم ی سرخ و برخی هم پرچم ایران با شیرو خورشیدش را ایستادهاند

جوانان دانشجوی که شعار های تظاهر کنندگان درایران را سر می دهند بی اعتنا به پرچم سرخ و یا پرچم باشیروخورشید ویا حتی شعار مرگ بر جمهوری اسلامی شان، به شعار مرگ بر دیکتاتور ادامه می دهند  خانمی از دسته جوانان می پرسند:

 چرا شما مرگ بر جمهوری اسلامی را نمی دهید ؟ می گویند ما به حمایت از مردم ایران در اینجا گرد امده ایم انها هنوز این شعار را نمی دهند! پاسخ عاقلانه ایی است آیا این نسل می دانند کجای این دنیا ایستاده اند ایا انچه را ما تجربه کردیم از سر نخواهند گذراند؟

به سمت انهایی که پرچم سرخ دارند و پرچم شیروخورشید می روم می گویم خوب است شما هم در این جمع باشید می گوید انها توده ایی ها هستند. به انسو نگاه می کنم نود درصد شان جوانانی بین 18 تا 25 سالنند که ترکیبی که این روزها در راه پیمایی ها ایران نیز بیشتر با همین سن وسالند.

می گویم انها که جوانند، شما که عمری را در مبارزه گذراندید برای شنیدن حرفتان خوب است بیایید در جمع انها اینگونه صدایتان بیشتر شنیده می شود

فایده ایی ندارد می گویم مگر برای حمایت از مردم ایران نیامدید

چرا اما...

حق دارند اما ...

پرچم سرخی ها با پرچم ایران با ارم شیر سرخ جدا می مانند 300 تا 400 نفر کنار هم مرگ بر دیکتاتور سر می دهند تا اخر اینان کنار هم اما جدا از هم به حمایت از انچه در ایران می گذرد می ایستند شنبه هم به راهپیمایی در سطح شهر هامبورگ خواهند پرداخت

کاش ازادی نصیب ما ن گردد و ما بتوانیم در اقلیت و اکثریت کنار هم در صلح زندگی کنند و حرف مان را بزنیم

امید که این را ه سبز مردم در سکوت سبزشان به کرسی بنشیند اما .... 

عفت ماهباز هانوفر

28 خرداد           

 

 عکس ها و فیلم تظاهرات مردم در لحظات دشوار تاریخ ایران  

 

دختران میهنم  

برای رای سبز زندگی


تظاهرات مردم در ولی عصر بعد از اعلام نتایج انتخابات
 




http://www.youtube.com/watch?v=6Ehq5QHXpVM&feature=channel_page
۲۳ خرداد میدان ولی عصر
http://www.youtube.com/watch?v=Gol7JT59HWw
 تجمع مردم در اعتراض به نتایج انتخابات دهم.میدان ولیعصر






http://www.youtube.com/watch?v=AqxZaCh4PiQ
 
Sign in to Twitter



http://twitter.com/mehri912/status/2153614443
عکس های از روز سبز دوشنبه
 
http://www.boston.com/bigpicture/2009/06/irans_disputed_election.html
 
تیراندازی به مردم 
http://link.brightcove.com/services/player/bcpid1184614595?bctid=26415347001
 
برلین امروز نشون داد پایتخت ایرانیهای اروپاست بیش از 2500 نفر اومده بودن اگر بدونین تا پارسال تظاهرات ما با 100 نفر تا 200 نفر بوده می فهمین کار امروز که جوانها سازمان داده بود...
http://www.youtube.com/watch?v=39JQLsoRSp4
 ۲۸ خرداد ۱۳۸۸
 http://aidanederland.nl/wordpress/archief/themas/politiek/seizoen-2008-2009/support-green-iran/
 

کمک مردم به پلیس ضد شورش

http://www.youtube.com/watch?v=9NFCXZfhcY8

 

 

 

همراه شو عزیز
http://moraghebeh.com/site/sites/default/files/iran14_0.jpg

ایرانیان شجاع
http://www.youtube.com/watch?v=Pyy_vJJnUBc

حمایت پارلمان اروپا
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/june/16//-40751c4011.html


 

 

 

 ۲۸ خرداد

 


 http://www.payvand.com/news/09/jun/1178.html

 

 

 


 

 
+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:16 |
   

 جایزه ایی در خور ژیلا بنی یعقوب

 

ژیلا بنی یعقوب،فعال «جنبش زنان»

       برنده جایزه شجاعت در روزنامه نگاری سال ۲۰۰۹ شد

شاید هنوز بسیاری *عکس دستگیری ژیلا بنی یعقوب را در  ۲۲ خردا۱۳۸۵در ميدان ۷ تير، را  بهخاطر سپرده اند .ژیلا را پنج پاسداردست بسته با خود می کشند تا به زندان اوین ببرند

آآنروزفعالین جنبش زنان قصد برگزاری تجمعی صلح آمیز در میدان هفت تیر تهران را داشتند . بیش از ۲۰۰۰نفر با امضای خود، و دهها نهاد حقوق بشر بین المللی از جمله عفو بین الملل، از این فراخوان حمایت نموده بودند. این تجمع مسالمت آمیز، از همان آعاز از جانب حکومتیان به خشونت کشیده شد.زنان خواستار ابتدایی ترین حقوقی بودند که در این ۲۷ سال از آنان دریغ شده بود.

سه سال بعد، یعنی  در ماه مه ۲۰۰۹، ژیلا با تدوام و پی گیری کارهایش در زمینه حقوق بشر بویزه مسایل زنان، توانست نشان شجاعت در روزنامه نگاری بین المللی را از ان خود کند

 جایزه شجاعت در روزنامه نگاری  در خور اوست .بر او بسیار مبارک است

این پیروزی دیگری است برای فعالان جنبش زنان در سراسر دنیا..

 عفت ماهباز

*این عکس  در تاریخ  ددوشنبه ۲۲ خردا د۱۳۸۵– ميدان ۷ تير، تهران- ساعت ۵ بعد از طهر. توسط آرش آشوری نیا برداشته شده است،


 http://www.femschool.info/spip.php?article2551


مدرسه فمینیستی: سه نفر از روزنامه نگاران مدافع حقوق بشر يك روزنامه نگار از بلاروس كه بارها بازداشت شده و تمام طول شب توسط پليس مورد بازجويي قرار گرفته است ، يك خبر نگار راديو از کشور كامرون كه به خاطر پخش برنامه هايي در مورد حقوق بشر و آزادي رسانه جان خود را در معرض خطر قرار داده است و يك خبرنگار ايراني كه گزارش هایش در مورد موضوع های حساس سياسي و اجتماعي، بخصوص در مورد تضییع حقوق زنان، بارها موجب زنداني شدن وي شده است برندگان امسال جايزه بين المللي شجاعت در روزنامه نگاري بنياد رسانه هاي زنان شده اند .

جودي وود راف ، مدير اهداء جايزه شجاعت در روزنامه نگاري ، اعلام كرد : اين روزنامه نگاران كه در حرفه خود فوق العاده عالي هستند ،حرفه روزنامه نگاري را در سه كشوري انتخاب كرده اند كه جستجوي حقيقت، آنها را در معرض خطر دستگيري ، حمله فيزيكي و يا حتي مرگ قرار داده است. وي افزود : با اين همه اين روزنامه نگاران جسور براي سالها زندگي و جان خود را به خطر انداخته اند تا با گزارشهاي خود بر زواياي تاريك زندگاني مردمان خود روشنايي بخشند و ذهن ما را نيز روشن كنند .

در بیانیه «بیناد بین المللی رسانه های زنان» در معرفي ژيلا بني يعقوب يكي از برندگان جايزه شجاعت در روزنامه نگاري آمده است :

"ژيلا بني يعقوب ۳۸ ساله گزارشگر مستقل و سردبير وب سايت «كانون زنان ايراني» در ايران است بني يعقوب در يكي از محدودترين كشورهاي دنيا كار مي كند جايي كه هم به واسطه زن بودن و هم به خاطر خبر نگار بودن، محدوديتهاي بسياري وجود دارد . ژيلا بني يعقوب همواره از بيدادهاي اجتماعي و دولتي كه به ويژه بر زنان اثر گذار بوده گزارش هایی تهیه کرده است او بارها از كار بيكار شده است چرا كه از سانسور مقالات و گزارشهايش سر باز زده است. همچنين تعدادي از روزنامه هايي كه وي در انها مشغول به كار بوده است توسط دولت تعطيل شده اند. اين بيانيه در ادامه مي افزايد: « ژیلا بنی یعقوب بارها به كشورهاي منطقه خاورميانه سفر كرده است و در مورد زندگي زنان و پناهندگان در زمان جنگ گزارشاتي نوشته است . موضوعات گزارشات ژيلا بني يعقوب او را هدف حملات دولت قرار داده است چنانچه بارها منجر به حمله، دستگيري و يا زنداني شدن وي شده است.»

ایرینا کالیپ دیگر برنده جایزه ۴۱ ساله و اهل بلاروس است بلاروس یکی از کشورهایی است که بیشترین فشار را بر روزنامه نگاران وارد می کند . کالیپ پس از کار کردن برای روزنامه های متعددی که اغلب توسط دولت تعطیل میشد اکنون به حرفه روزنامه نگاری در یکی از روزنامه ها می پردازد. او پس از دستگیری تمام طی شب را مورد بازجویی و ضرب و شتم نیروهای پلیس قرار گرفت و از ان زمان تاکنون نیز به طور مداوم تحت نظارت و کنترل پلیس می باشد

اگنس تایل گزارشگر ۲۹ ساله شبکه دوم بین المللی رادیو و تلویزیون کامرون دیگر برنده جایزه شجاعت در روزنامه نگاری سال ۲۰۰۹ می باشد تایل در مورد حقوق بشر و آزادی رسانه ها گزارشاتی داده است که شامل فساد دولتمردان نیز می شود در سال ۲۰۰۶ تایل به تهدیدهای بسیار روبرو شد از او خواسته شده بود که از پیگیری و تعقیب فساد دولتمردان چشم پوشی کند و چندی بعد توسط مردان ناشناس و با تهدید چاقو از منزل شخصی اش ربوده شد و پس از ضرب و شتم بسیار در دره ای رها گردیدبعد از بهبودی مصمم شد تا به حرفه روزنامه نگاری خود ادامه دهد .

گفتگویی کوتاه با ژیلا بنی یعقوب در مورد اعطای جایزه شجاعت در روزنامه نگاری

ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و عضو «همگرایی جنبش زنان» در گفتگویش با مدرسه فمینیستی ضمن تشکر از زنان فمینیست دست اندرکار اهداء این جایزه، معتقد است که «این جایزه را متعلق به همه خواهران عزیز و زحمتکش ام در کلیه روزنامه های ایران و همینطور متعلق به همه وب سایت های زنان در کشورم می دانم که با دشواری های زیاد به کار روزنامه نگاری و بیان حقیقت مشغول هستند. دشواری هایی که هم در فضای داخلی روزنامه ها از سوی حاکمیت پدرسالارانه بر آنها اعمال می شود و هم از سوی نهادهای حکومتی، با این حال دست از تلاش بر نمی دارند و بیان حق را وظیفه خود می دانند».

او سپس افزود: «دوست جوانی امروز برایم به همراه پیام تبریکش نوشت که چیزی که خیلی خوشحالش کرده، دیده شدن زحمت های یک روزنامه نگار زن است و تاکید کرده این برای او و دوستانش که تازه کارند آموزنده و امیدوار کننده است. من هم امیدوارم چنین جایزه هایی موجب تقویت روزنامه نگاران زن ایرانی باشد. به ویژه روزنامه نگارانی که در حوزه دفاع از حقوق زنان کار می کنند.»

از ژیلا بنی یعقوب در مورد مشکلات زنان روزنامه نگار می پرسیم و او پاسخ می دهد: «زنان روزنامه نگار به خودي خود در حاكميت اقتدار مردانه بر فضای روزنامه هاي ايران با چالش هاي بسیار زيادي روبرو هستند، چه برسد به اينكه اين زنان به هرصورت براي انعكاس اخبار زنان و مشکلات آنان تلاش كنند . اغلب روزنامه نگاران زن در ایران هر روز مجبور ند به مديران خود اعتراض كنند. اعتراضي كه گاه به يك جنگ شبيه مي شود. اعتراض به همه چيز، از سانسور خبرهاي گرفته تا روابط غير شفاف و غير دمكراتيك در روند تصميم گيري در باره تيتر هاي صفحه اول روزنامه، که متاسفانه اغلب اوقات به اخبار زنان و حقوق بشری بی توجهی کامل دارد. اعتراضي كه گاه مرزي ندارد. امیدوارم چنین جایزه ای موجب جلب توجه مردم به تلاش ها و همینطور مشکلات روزنامه نگاران زن در ایران شود.»

گفتنی است که «همگرایی جنبش زنان» جدیدترین ائتلاف فعالان و گروه های مختلف جنبش زنان است که برای طرح مطالبات در فضای انتخاباتی از حدود ۲ ماه پیش شکل گرفته است. ژیلا بنی یعقوب و «کانون زنان ایرانی» یکی از اولین افراد و گروه های تشکیل دهنده این ائتلاف بوده است.

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 17:4 |
 

تاب تن دل آرا

 

مادر گهواره را

تاب درخت چنار را

تاب می دهد

دل آرا تاب می خورد

تاب ،تاب

دور می شود

دست می گشاید

بال می زند

بال

4 ساله ایی با بوم رنگ

تاب تاب عباسی

اون بالا رنگ و نندازی

دل را بر بوم رنگ می کشد

تاب تاب پایش در هوا

پیچ پیچ

جیر جیر طناب

دلا را،دست بسته  5-

چشم بسته

داد زد

"ماما....ن کمک کن،

من طناب اعدام را می بینم."..

پدردل دارانه گفت:

"تو ديده اي

 روز روشن ‏آن هم جمعه

 اعدام کنند؟"

پدر ندیده بود!

در صبجگاه جمعه

بهاری

خون دل آرا

 بر بوم می نشیند

قاضی خندان

از رقص مرگ برطناب

دست به ریش

به قبله سلام

میدهد

مادر هوار

می کشد رو به ما :

"مگر قرار نبود ،

رضايت بگيريد شما؟"

 

ـآسیه بهت زده 9

فریاد می زند:

کمک

"قرباني بعدي را دریابید"

 

نقاشی ها ی دل آرا

بادبادکی در هوا

کنار دل او

تاب می خورد

مادر تاب تاب عباسی

زیر پا ،

  چهار پایه واژگون می شود

قاضی کریه می خندد

مردان نماز

کرکسان ارا

رای می ربایند

دل آرا با طناب

عاطفه بالای جرثقیل

 در نکا

تاب می خورند

چشم و دل من

 تاب تاب تن شان را

 روز و شب با خود می برد

 

عفت ماهباز

 برلین 4مای

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087264.php#more

۱-  یازده اردبیهشت سال ۱۳۸۸ اول ماه مه، دلارا دارابی دختر 22 ساله را در زندان رشت، به پای چوبه دار می برند. او راضی نمی شود اعدام شود. هیچ کس پیش او نبود نه مادر نه پدری و نه وکیلی که به خواسته هایش توجه کند. طناب دار را به گردن نحیفش می اندازند.

2-حرف های دلآرا:دارایی در زندان : بچه بودم آرزو مي کردم يک نقاش يا نويسنده معروف بشوم. حالا به آرزويم رسيده ام. اما خودم کجايم؟!"

3- قاضی جاوید نیا حکم اعدام دلارا را صادر کرد. پس از مدتی دادستان رشت شد. از زمانی که او متصدی این پست گردید. یک نفر در این شهر سنگسار شد. http://mohegh.blogfa.com/post-69.aspx

4- بار دوم که دل ارا را را صدا زدند. ساعت 7 صبح بود و در اين فاصله نمي دانيم به او چه گفته شد. ساعت 7 صبح  دل آرا با خانواده ‏اش تماس گرفت. روز جمعه بود و همه در خواب. اولين حرف دلارا به پدرش اين بود که مرا براي اجراي حکم مي برند. ‏پدرش گفت: مگر مي شود؟ امروز جمعه است دخترم! نترس امکان ندارد امروز اعدامت کنند. دلارا اصرار کرد که از پاي ‏طناب صحبت مي کند و دار ، مقابل اوست. و صداي ديگري در گوشي تلفن به پدر مي گويد: همه آنچيزي که فکر نمي ‏کردي شدني است! ‏خانواده سراسيمه تا زندان مي رود و راهشان نمي دهند به درون و اجراي حکم با رضايت دو دختر مهين دارابي که در ‏زندان حاضر بودند صورت گرفت .

 5- آخرین صحبت تلفنی ،دقایقی قبل از پایان زندکی دلارام دارابی

۷: مامان کمک کن،این ها میخواهند مرابکشند، من طناب اعدام را دارم می بینم...
. پدر می گوید:تو تا حالا ديده اي
کسي را روز روشن ‏آن هم جمعه اعدام کنند؟
مادر می پرسد؟ چرا فرصت ندادند حتا ببوسيمش، با او
خداحافظي کنيم؟ چرا اجازه ندادند براي آخرين بار دخترم را ‏بغل کنم؟ ما

دوماه وقت داشتيم. و داد مي زند رو به ما که : مگر قرار نبود رضايت بگيريد

 9- آسیه امینی :امروز 12 ارديبهشت ، دلارا را در بهشت رضوان رشت به خاک سپردند. بدن سردش را ‏خواهرش شست. و ما که از بهت در اييم، قرباني بعدي در راه است تا در فاصله بهت هاي ما، آنچه که فراموش شود، ‏داشتن قانوني است که زندگي فرزندانمان را پاس بدارد.‏

10• دیده بان حقوق بشر اعلام کرد ایران باید اعدام دو بزهکار نوجوان را که قرار است روز ۶ماه مه انجام شود، را متوقف کند ...

عکس  : تابلوهای دلارا

«مجموعه‌ای که پيش روی شماست، کلکسيونی از عشق و شادی من است که تقديم ديدگان شما کرده‌ام. تا بی‌هيچ قضاوتی درباره دلآرا به تماشای روح او بنشينيد! بی‌هيچ قضاوتی ببينيد! نمی‌دانم از کدام جاده سرزمينمان برای ديدن نقاشی‌های من آمده‌ ايد مهم هم نيست چون به هر صورت می‌دانم که راهنمای شما 'عشق' بوده است. عشق به زندگی، به انسان، به ايمان که باورداشتن     

http://www.pouyashome.com/flashtest/delara/titr.htm

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:1 |
 

رقص پر شور مادر رقیه

در ۹۵ سالگی با حواسی جمع همه چیز را به خاطر داشت یکشنبه در تلفن احوال تک تک را پرسید.اما دیگر بدن توان کشیدن روح نرم انسانی او را ند اشت هنگامه رفتن رسیده بود.او هم می خواست برود . بال گشود و چرخید و چرخید و استکان های کمر باریک بهم خوردند موزون و هماهنگ با رقصش

 

مادر رقیه در گذشت .خبر کوتاه از یک ایمیل.

آه.....

ناگهان در پیچ، پیچ رقص او ایستاده بودم. پر شور و هماهنگ با استکان های کمرباریک دستش چرخ میزد و استکان بر استکان با نوایی موزون می نواخت سبک بال می چرخید و میرقصید با استکان بال می زد بالاتر، بالاتر، پرید

پرید ورفت

 

 

                                               عکسی از آن روزها

مادر رقیه، مادر رقیه، اولین بار بعد از انقلاب، بیاد ندارم کجا دیدمش اما در رقص بود دست افشان و پا کوبان مهربانی لبخندش را برای انهایی که تشویق ش می نمودند. ایثار می نمود.

او همیشه مادر رقیه ماند کسی نامش فریه دانش گری را نمی شناخت .هفده سالگی مادر شد.  سال های که دخترش پر و بال گرفت و به دانشگاه رفت دکترشد. او عاشق دخترش شد همه وجودش شد رقیه . ،هم خط و هم فکر دخترش فدایی خلق... با دخترو دنیای ذهن او راه رفت و راه گشود، مخفی اش کرد. او را در همه جا حامی و پشتبان گردید.دیگر همه دوستان هم مسلکان دخترش یاران اونیز شندند. فدایی ها  همه دختران و پسرانش شدند همه شان را عاشقانه دوست داشت . رقیه دانشگری که تازه فارغ التحصیل می شود درسال ۱۳۵۰ دستگیر می کنند و به او ده سال حکم می دهند. مادر رقیه در پشت در رندان ها در انتظار دختر با مادران همراه و دلدار انها می شود و پشتیبان همه زندانی ها. اما در همان هنگام از همسایه هایش کسی نمی داند دختر مادر رقیه، در بند و زندان است .در خانه مستاجری می گوید در دانشگاه کارگر است. روزهای  دوشنبه ملاقات به در و همسایه می گفت به دانشگاه برای کار می رود

.آذر ماه ۱۳۵۷ اوج روز های انقلاب ، رقیه با سه دوست هم بندش ازاد می شوند در همان خانه مستاجری اش و مادر تا صبح بال گشوده در کنار انها می خوابد یک دست زیر سرشان و یک دست روی شان تا مباد حکومت نظامی گنجینه هایش را برباید. و روزهای پی ان مادر به پیش است و دختر به بدنبالش تا در تظاهرات و یا در درگیری پادگان ها  شرکت جوید این بار مادر است که به دختر شجاعت حرکت می دهد و با خود در پیچا پیچ موج انقلاب می کشاند. انقلاب پیروز می شود. مادر رقص کنان به استقبال دختران و پسران آزاد شده ش میرود.انشعاب و جدایی ها پیش امد او جدایی اکثریت و اقلیت را قلبا نمی توانست بپذیرد همه همچنان دختر و پسر او بودند

انقلاب چهره نمود و یکی یکی فرزندانش را خورد زندان ها دوباره گشوده شدند. جواد و رقیه تازه ازدواج کرده بودند. مادر آرزوی نوه دخترش رادر دل داشت، جواد را دستگیر کردند. دختر به اجبار زندگی مخفی رو نمود و سرانجام راهی دیار غریب شد و مادر در این میانه ماند در کنار دیگر دختران و پسران مانده در وطن، در کنار مادران و پدران زندانی و اعدام شده ها یار و غمخوارشان شد. او در میان مادران عاشق مادر فروغ بود چرا که می دید او چگونه به همه پسران دختران مبارز کشورش مهر می ورزد و یاورشان است، می گفت مادر فروغ  عاشقتر از همه ماست هیچکس به گرد شورعشق او نمی رسد

بعد از گذشت رمانی طولانی، در فرودگاه افغانستان رقیه را در آغوش کشید و گریان دشتش را باز کرد گفت:

« امانتی ات را اوردم تا تحویل تو دهم»

.دو عکس از مزار خاکی جواد در خاوران بود

آن روز ۸ مارس بود و بسیاری از زنانی که مادر می شناخت در سالنی جمع بودند که مادر وارد شد سراپا شوق دیدار می رقصید می چرخید و یک یک دختران را در اغوش می کشید .اینگونه است که هر کس می شنود مادر رقیه در گذشت زیبای رقص پر شور و پروانه وش او به تصورش می آید

در افغانستان بوی ناخوش اختلافات افراد را حس کرده بود از دخترش پرسید:

رقیه «بین شما بازشکاف افتاده ؟ این  اصلا درست نیست شما امید یک مملکت هستید»..

زنان ازاد شده از زندن  جمهوری اسلامی ، همراه  مادر رقیه راهی  نشتارود می شوند .ر راه مادرانه مواظب دخترانش است از همه چیز می گوید و از همه می پرسد اما خود حتی کلامی نمی گوید که دخترش رقیه کدام کشور است . چگونه است و چراست؟ .راز سر به مهر اسرار را سال ها آموخته در نشتارود همه زنان زندانی ازاد شده جمع اند میترا با خاطره اش ماریه سهیلا شهین و زهره . عشرت اکرم و ماریا همه به جشن و شادمانی نشسته اند عاشق لر می نوازد.. موسیقی شاد آذری در فضا می پیچد  . فریاد و تشویق دعوت به رقص : مادر رقیه، مادر رقیه

مادر رقیه با ۴ استکان کمر باریک برخاسته پا می کوبد و هماهنگ استکان بر استکان مینوازد اوج می گیرد و بال می زند با لبخندی بر لب از آزادی زندانیان زن . می پرد

مادر رقیه سواد نداشت اما مصدق را می شناخت و از دمکرات ها ی آدربایجان برای دخترش به نیکی یاد می کرد. او با خرافات هم میانه ایی نداشت و فرزندانش را هم انگونه بار اورده بود. مادر۵ فرزند بود و در طی ده سال سه پسرش بر اثر سرطان از دست داد بودو چهارمی در بستر مرگ دست پنجه نرم می کرد و او نمی خواست دیگر مرگ این فرزند ش را هم ببیند مهربانی و گذشت مادربا اطرافیان زندگیش آنگونه بود که رفان عروسش،او را عاشقانه دوست داشت هم او شد یار و غار آخرین لحظات حیاتش .

در ۹۵ سالگی با حواسی جمع همه چیز را به خاطر داشت یکشنبه در تلفن احوال تک تک را پرسید.اما دیگر بدن توان کشیدن روح نرم انسانی او را ند اشت هنگامه رفتن رسیده بود.او هم می خواست برود . بال گشود و چرخید و چرخید و استکان های کمر باریک بهم خوردند موزون و هماهنگ با رقصش

مادر رقیه پرید و رفت

عفت ماهباز، لندن 

 زیرنویس

(جواد)، علیرضا اکبری شاندیز همسر رقیه دانشگری (فران)، مسئول شاخه کردستان بود و در سال ۱۳۶۱ جواد را در در کردستان دستگیر و  و ۸ مارس سال ۱۳۶۵ اعدام و در خاوران دفن می کنند.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=20354

 efatmahbas@hotmail.com

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 15:53 |
 

 ای ایران

  http://www.youtube.com/watch?v=2ESRSfEaYdk&eurl=http://www.facebook.com/home.php?&feature=player_embedded

جان مریم

 http://www.youtube.com/watch?v=VWsgceonhfU&NR=1

 

عید و بهار تان مبارک باد

شادی و سلامتی

ارزوی نابمان 

مهربانی مهر

عشق درونمان

را بر سر

سفره هفت سین

بنشانیم

 

چهارشنبه سوری مبارک

  http://www.persiancards.com/images/ecard/132.swf

نوروزتان پیروز باد

http://www.persiancards.com/norooz4.htm

 ۳۶۵ روز سلامتی

http://www.persiancards.com/norooz1.htm

رقص قاسم آبادی

  http://www.youtube.com/watch?v=VDKtayQh5S4

 گل سرخ و قلبم
 

بازار ماهی فروش ها

 http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Nawruz_market_test/market_high.html

 
شما هم با بچه ها لزگی برقصید 
 
 

 

عیدتان مبارک

 
حاجي فيروز 
 
 

محمد نوری

 http://www.youtube.com/watch?v=CRiGURF994U&feature=related

 

وطن، کاری از گروه دستان و همایون شجریان با شعری از سیاوش کسرایی  

 
  فرهنگ ایران. تصاویر زیبا از ایران ..ای وطن .... 
 
زنان و.یک میلیون امضا..
 
 
 
 
دریا دادور:  گل پامچال و دوتا چشم سیاه
 
 
 
 
پيام نوروزی پرزيدنت اوباما به ایرانیان
 

حرف های شنیدنی سین پن را در باره ایران و بوش

 
 
world-O-meter
 
 
پلیس نیویورک  در حال نواختن سرود ای ایران
 
 
 
 
 Hans Klok & The Divas of Magic - 10 Illusions in 5 Minutes
 
 
 رقص قاسم آبادی
 
 
تهران از بیرون
 
آواز پینک "رئیس جمهور عزیز" با ترجمه فارسی
 
 
ایران و جوانان شورشگر ایرانی  گزارش سی بی ان
 
حضور ٫٫ر شور مردم در انتخابات ایران
 
 
+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 2:59 |
کوردستان و کورد

8ی‌ مارس رۆژی‌ جیهانی‌ ژن

عیففه‌ت ماهباز:بزووتنه‌وه‌ی‌ژنانی‌ئێران گه‌شه‌سه‌ندووترین بزووتنه‌وه‌ی‌ مه‌ده‌نیی‌ ناوخۆی‌ ئێران

دیمانه‌: كوێستان فتووحی
 و. له‌ فارسییه‌وه‌: ئازاد شێخی‌
عیففه‌تی‌ ماهباز چالاكی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنان‌و مافی‌ مرۆڤ له‌و كه‌سانه‌یه‌ كه‌
درێـــــــژه‌

 


 مصاحبه كوێستان فتوحی با عفت ماهباز

 

 جنبش زنان ایران رشدیافته‌ترین جنبش مدنی‌ داخل ایران است

 

عفت ماهباز از جمله‌ فعالین جنبش زنان بشمار می‌ آ‌ید كه‌ به‌ امید تحقق عدالت و آ‌زادی‌ همچون بسیاری‌ از آ‌زادیخواهان دیگر در انقلاب ۱۳۵۷ شركت جسته‌ است. به‌ دنبال پیروزی‌ انقلاب، موج سركوب و اعدام و حذف فعالین سیاسی‌ از سوی‌ حکومت آ‌خوندی براه‌ افتاد و در سال ۱۳۶۰ علی‌ ماهباز برادر ایشان و از اعضای‌ گروه‌ فدائیان اكثریت تنها به‌ جرم اینكه‌ زندانی‌ سیاسی‌ در زندان شاه‌ بود، از سوی‌ رژیم اعدام گشت. عفت و همسرش ، نیز به‌ اتهام عضویت در گروه‌ فدائیان اكثریت در عید نوروز ۱۳۶۳ بازداشت و روانه‌ی‌ زندان اوین گشتند.

شوهر ایشان علیرضا اسكندری‌ در جریان كشتار زندانیان سیاسی‌ در سال ۱۳۶۷ اعدام گردید. عفت بعد از سپری کردن ۷سال دوران سخت در اوین بیرون آمد. دو سال و نیم بعد ایران را ترك نمود . در كشور آ‌لمان به‌ ادامه‌ی‌ تحصیل در رشته‌ی‌ فمینیسم و مطالعات زنان مشغول شد. عفت ماهباز اكنون نیز در لندن مشفول کار و تحصیل است. وی‌ قریب به‌ ۱۵ سال به‌ حرفه‌ی‌ روزنامه‌نگاری‌ و تلاش جهت احقاق حقوق زنان همت گماشته‌ و تاكنون دو كتاب تحت عناوین "زنان ایران، چراغی‌ در دست، چراغی‌ در راه‌" و "فراموشم مكن" را به‌ رشته‌ی‌ تحریر درآ‌ورده‌ است.  آنچه در زیر می‌‌آید متن مصاحبه‌ی‌ روزنامه‌ "كوردستان" با خانم ماهباز است.

كویستان فتوحی‌

 

خانم ماهباز!۲۰ سال از كشتار۱۳۶۷ زندانیان سیاسی‌ ایران توسط رژیم خمینی‌ گـذشته‌ است. سازمان ملل هنوز كه‌ هنوز است این فاجعه‌ی‌ انسانی‌ را به‌ رسمیت نشناخته‌ است. می‌توانید بگویید چرا؟

همانگونه که ذکرنمودید. بیست سال گذشته‌است و متأسفانه‌ جهان هنوز از ابعاد فجیع این فاجعه‌ی‌ انسانی‌ به درستی آگاه نشده تا آ‌ن را به‌ رسمیت بشناسد. اما گوشه هایی از آ‌ن را ایرانیان خارج از کشور و مراکز حقوق بشر تلاش نمودند تا به اطلاع مردم جهان برسانند اما این تلاشها همانگونه که می گویی کافی نبوده است . شاید ابزار این اطلاع رسانی‌ ما کهنه بوده و با جهان نوین کمی فاصله‌ داشته و یا گروهای فعال حقوق بشر خیلی متحد عمل نکردند و یا اشکال شاید در جهانی جستجو کنیم که گاها مسایل اقتصادی حرف اول را می زند.‌. الان فعالین حقوق بشر ایرانی حداقل در خارج از كشور تلاش میكنند كه‌ اسنادی‌ كه‌ لازمه‌ی‌ اینكار است برای‌ سازمان ملل فراهم كنند. ا‌لازم است که در اینجا  بگویم كه‌ بخش حقوق بشر سازمان ملل ازبخشی از كشتار زندانیان سیاسی سال‌ ۱۳۶۷ مطلع شدند. آ‌‌قای‌ گالیندوپل رئیس بخش حقوق بشرایران در  سازمان ملل در آ‌ن زمان، زمانی‌ كه‌ در زندان بودم و جزو ۸۰ زنی‌ بودم كه‌ در معرض اعدام بودیم ، آ‌نها تلاش كردند برای‌ آ‌‌زادی‌ ما تلاش كردند . خود آ‌‌قای‌ گالیندوپل به‌ ایران آ‌مدند و از خاوران محل دفن زندانیان سیاسی از سال ۱۳۶۰به بعد،  بازدید بعمل آ‌‌وردند. اسنادش در سازمان ملل وجود دارد. اینها بخشی‌ از تلاشهای‌‌ جامعه جهانی ست ‌ جامعه‌ی‌ حقوق بشر ایران نیز در این زمینه‌ کوشش بسیار كرده،‌ این كارها باید ادامه‌ یابند تا در آ‌ینده موفق شویم ‌و بتوانیم آن را در جهان به ثبت رسانیم ،‌ عاملین این كشتار باید شناسایی‌ شوند، حق خانواده‌های‌ زندانیان سیاسی‌ است‌ که بدانند كه‌ چرا حکومت اینگونه‌ رفتار کرده، چرا سرنوشت فرزندانشان بدینجا رسیده ، پدران و خانواده ها حق دارند بدانند که چرا این بچه ها کشته شدند؟ چگونه کشته شدند و کجا دفن شدند؟ آنها احتیاج به‌ پاسخ دارند .

.

خانم ماهباز عزیز! اما جوانانی‌ كه‌ بعد از كشتار ۱۳۶۷، در ایران متولد شده‌اند از این فاجعه‌ كمتر می‌دانند یا اصلاً نمی‌دانند بنظر شما جهت آ‌‌شنا ساختن آ‌‌نان با سرگـذشت تلخ نسل پیشین انقلابیون چه‌  كارهایی‌ باید انجام شود؟

 ماهباز: این سوال بسیار خوبی‌ هست. برای‌ اینكه‌ جامعه ما همیشه‌ ازنداشتن حافظه تاریخی‌ در رنج بوده است. بسیاری‌ از اتفاقاتی‌ كه‌ در سالهای اخیر، اتفاق افتاد‌ تكرار شده برای‌ اینكه‌ نوشته‌ نشده‌ و یا شاید خوانده نشده است، امروز تلاش ما باید بر این باشد آ‌نچه بر نسل ما گذشت گفته‌ نوشته‌ شود.  خوشبختانه‌ به‌ نسبت گـذشته‌ بسیاری‌ نوشته‌اند و این نوشتن‌ها ادامه‌دارد‌. و اگر اطلاع داشته باشید كتاب خاطرات زندان من جزو ۳۱مین كتابیست كه‌ چاپ شده است‌.‌ اینها بخشی‌ از حقایق ناگفته‌ ایی هستند كه‌ برای‌ نسلی‌ که به‌ قول شما بی‌ اطلاع هستند. اینها باید بدانند اگر امروز جوانان ایران در شرایطی‌ هستند كه‌ نمی‌توانند به آگاهی لازم در این زمینه دسترسی یابند ولی‌ این امیدواری‌ وحود دارد روزی‌ نه چندان دور یك سری‌ از این جوانان،امروز در رشته‌های‌ مختلف تحصیل میكنند در پی پاسخ برآیند و برای‌ هویت یابی خود به‌ این تاریخ ها مراجعه‌ كنند و اینكه‌ چرا اینگونه‌ بود و چرا در انقلاب به‌ این شیوه‌ عمل شد و به‌ این شیوه‌ ادامه‌ یافت.

آ‌یا کتاب "فراموشم مكن"  ‌ خاطرات‌تان از زندان و شلاق و اعدام زندانیان است، آ‌یا با نوشتن آ‌ن همین هدف‌ را دنبال كرده‌اید؟

ماهباز كتاب، "فراموشم مكن"خاطرات ۷ سال زندان من ، در زندان جمهوری‌ اسلامی‌است سعی‌ كردم درکتاب، در مورد مسائلی‌ كه‌ در زندان با آ‌ن روبرو شده بودم، بنویسم. در مورد انسانهایی که به خاطر آ‌رمان آزادی و برابری، و هر کدام با انگیزه ی خاص خود، که امروز ممکن است من ایده هایشان را قبول نداشته باشم یا در چارچوب فکری من نباشند، کشته شدند اما میدانم همه ی این جوانان که به خاطر وطن کشته شدند، یک چیز را مشترکا میخواستند: آ‌زادی و عدالت اجتماعی. من این خواسته را امروز هم قبول دارم. سعی کردم  در مورد افراد با دیدگاهای‌ مختلف و مسائلی‌ كه‌ بر من و ما گـذشت را بنویسم . و از جمله‌ در مورد عشق من به همسرم. در كشتار سال ۱۳۶۷ اعدامش كردند  در مورد عشقی‌ كه‌ به‌ او داشتم و در مورد این نوشته ام که‌ چگونه‌ دو عاشق را از هم جدا میكنند. لحظه آ‌‌خرین دیدار با او را ثبت کردم. این کتاب در عین دردناك بودن، داستان شیرین‌ عشقیست كه‌ به‌ دست كسانی‌ نابودی کشیده شد كه‌ در ایران حقوق بشر را رعایت نمیكنند، و از انسان  متنفر هستند. بسیاری‌ از مسائلی‌ كه‌ طی این مدت در زندان گـذشت در این كتاب آ‌مده است‌ . امیدوارم كه‌ این كتاب به‌ دست شما هم برسد و به‌ كردی‌ هم ترجمه‌ بشود‌ و آ‌رزو می کنم و‌  تلاشم بر این است كه‌ به‌ زبانهای‌ دیگر هم ترجمه‌ شود‌ و جهانیان در این مورد بیشتر بدانند.

معتقدم هر روایت از زندان، هر روایت از این عزیزانی که دیگر نیستند، یادهایی هستند که به حافظه های تاریخی کشور ما اضافه خواهد کرد و مجموع آ‌ن کمک به تاریخی می کند که به آ‌ن می شود استناد کرد. امروز جوانان کشور ما از این گذشته ی ویران سی ساله خبری ندارند؛ شاید آ‌نها روزی بخواهند تاریخ این سی سال را بنویسند. شاید روزی روانشناسان جوان ما بخواهند به کمک آ‌دم های زخم دیده از زندان ها بیایند. جامعه شناسان جوان ما بخواهند دلایل اینکه انسان ایرانی چگونه است و چرا این گونه است را تدوین کنند. پس ضرورتا نیاز هست تا این یادها و خاطره ها گفته و نگاشته شود. اگرچه امروز زخمه ای بر زخم های بی شمار انسان ایرانی باشد

خانم ماهباز! آ‌‌مران و عاملان كشتارهای‌  ۱۳۶۷ كه‌ هنوز بر ایران حكومت می‌كنند. این روزها شنیدیم كه‌ می‌خواهند خاوران را ویران كنند تا این واقعه‌ را از حافظه جامعه‌ پاك كنند، آ‌‌یا ایرانیان خارج از كشور برای‌ پیشگیری‌ از این اقدام رژیم كاری‌ كرده‌اند؟ مثلاً با سازمانهای‌ حقوق بشر تماس گرفته‌اند تا بر این رژیم فشار بیاورند كه‌ دست از این كار غیر انسانی‌ بردارد؟

ماهباز: ‌ نیروهای حقوق بشری ایرانی که در خارج فعال هستند پیگیر این كار هستند تا همانطوركه‌ گفتم بعنوان یك سند و در مورد خاوران به عنوان یک مکان که زندانیان اعدامی در آن دفن شدند، در سازمان ملل و جهان پـذیرفته‌ گردد. حركتهایی‌ از طرف این نیروها در سراسر اروپا اصورت گرفت از جمله‌ جوانهایی‌ كه‌ پدر و مادرانشان را اعدام كرده‌ بودند نیز در برلین دو روز تحصن داشتند تا صدای‌ شان را به‌ جهان برسانند. از جهانیان بخواهند تا به کمک انها بیایند و با اعتراض خود مانع‌ این عمل غیر انسانی‌ شوند.. بهرحال این حداقل كاریست كه‌ آ‌‌دمهای‌ خارج از كشور می توانند ، انجام دهند و در ایران هم علیرغم اینكه‌ در آ‌نجا ]خاوران[ را بستند، خانواده‌ها همچنان تلاش می کنند به  سر خاك بچه‌هایشان بروند البته مزاری‌ كه‌ وجود ندارد.‌ روی‌ خاك خالی‌ كه‌ در این سالهای درد و تنهایی دست خانواده‌ها بود و اینکه به آ‌نجا پناه می بردند و غصه هایشان را به خاک و خاک می گفتند و امروز حتی این خاک هم از دستشان گرفته شده!. اما آ‌نچه را که باید اضافه کنیم اینست که، خاوران و خاوران های این چنین ساخته شده اگرچه امروز ویرانند، اما فراموش نحواهند شد خاوران در نوشته ها و در یاد ها مدون شده است پس باقی می ماند

ترور شخصیتهای‌ سیاسی‌ از جمله‌ رهبران حزب دمكرات كردستان در كشورهای‌ اروپایی‌، بخشی‌ از جنایات جمهوری‌ اسلامی‌ علیه‌ مردم ایران طی‌ سالهای‌ گـذشته‌ بوده‌ است. به‌ عنوان یك روزنامه‌نگار و یك فعال حقوق بشر آ‌‌یا در این زمینه‌ هیچ كاری‌ انجام داده‌اید؟

ماهباز:  از نظراحساسیً واقعیتش را برایتان بگویم كه‌  هیچگاه‌ من تاامروز افراد و رهبران كرد را از خود و جامعه ایران جدا ندانسته ام  و نمی‌توانم جدایش  كنم.  آ‌نها همچون رهبر و یا افراد ایرانی برایم عزیز بودند و هستند. اینكه‌ کردها نهایتاً تصمیم به این داردند که سرنوشت كرد باید به‌ دست خودشان باشد و می خواهند مستقل و جدا باشند قضاوتی نمی‌كنم،  من احساساً هیچوقت آ‌نها را از خودم جدا نكرده‌ام

من وقتی‌ كه‌ دكتر قاسملو را به‌ ان شكل وحشتناك كشتند، وقتی‌ كه‌ نوری‌ دهکردی عزیزرا در برلین بدان شكل كشتند، احساساتم همانگونه بود که برای‌ یك فرد ایرانی‌ هم میهنم بود آ‌ین شخصیت ها، جزوی‌ از وجود من و سرمایه ملی کشورم محسوب می شدند،. برای‌ من آ‌‌قای‌ قاسملو ضمن اینکه رهبر کردهای دمکرات بودند، یك رهبر ایرانی‌ هم محسوب می شدند، امروز حضور زنده‌ ایشان می‌توانست به‌ جامعه‌ی‌ ایران به‌ مردم كردستان کمک بزرگی بکند و در امر پیشبرد صلح آ‌‌میز آ‌‌ن چیزی‌ كه‌ امروز مردم ایران كردستان خواستارش هستند اما دریغ و صد دریغ که او را کشتند.. قاسملو برایم‌ یك شخصیت بزرگ تاریخی ، در عین کرد بودن یك انسان ایرانی‌ بود. اما من چكار كردم، آ‌نوقت كه‌ متأسفانه‌ آ‌‌نان را كشتند من در زندان بودم. اما وقتی‌ آ‌‌مدم خارج جریان میكونوس بود و من یادم هست‌ در اعتراضاتی‌ كه‌ در این زمینه بود  من هم رفتم برلین در کنار بقیه که آ‌نجا بودند یک صدا شدم.، به‌هرحال برای‌ من آ‌‌قای‌ فروهر و خانم پروانه اسكندری‌‌ همسر آ‌‌قای‌ فروهر و مختاری‌ و دكتر قاسملو جدا از هم نیستند، فقدان واز بین رفتن آ‌نها ضربه بزرگی به کشور و مردم ایران محسوب می شود .

برای‌ مثال در كردستان فشار و سركوب در همه‌ زمینه‌ها (كشتار مردم زحمتكش، سركوب زنان، جوانان ، سازمانهای‌ مدنی‌، زندانی‌ كردن فعالین مدنی‌ و فعالین حقوق بشر) از هر جای‌ دیگر ایران بیشتر است ولی‌ ایرانیان خارج از كشور و رسانه‌های‌ فارسی‌ زبان كمتر به‌ این وضعیت در كردستان توجه‌ می‌كنند. دلیل این بی‌ توجهی‌ چیست؟

ماهباز: كويستان جان! یك چیزی‌ به‌ شما بگویم یادم می آ‌ید آ‌ن وقتی‌ كه‌ برادران ناهید (كرد) را خلخالی در سال 58 در کردستان اعدام كردند، برادران ناهید كرد در دانشگاه پلی‌ تیكنیك‌ درس میخواندند، اتفاقاً عكسشان هنوز در بسیاری جاهای دنیا هست هیچ وقت این صحنه‌ از یادم نمیرود‌ كه‌ همسرم هنگامیكه به خانه آ‌‌مد چشمش گریان بود.  احسن ناهید دوست نزدیکش بود و ما با هم به عزانشستیم . بعنوان یك انسان ایرانی‌ از فجایعی‌ كه‌ در كردستان سال ۵۸ و بعد تر رخ داد از آ‌‌نچه‌ بر مردم كردستان گذشته‌ در گذشته‌ و امروز میگذرد‌ شرمسار بودم، اینها همیشه‌ برای‌ من یك درد بزرگ بوده كه‌ اینگونه بر مردم کرد روا می شود. اما واقعیت جامعه‌ ایران اینست كه‌ ما در گذشته بسیاری‌ از حقوق را به درستی نمی شناختیم و در ان زمینه ها حركت نكردیم، یعنی‌ حقوق اقلیتهای‌ قومی‌ و مذهبی‌ و حقوق بشر در ایران، بطور كلی‌ ناشناخته‌ مانده‌ و برای‌ انسان ایرانی‌ كه‌ در خارج از كشور هنوز در پی‌ شناسایی‌ اینهاست، و اینقدر مسائل حاد دیگری‌ كه‌ درواقع آ‌نها درگیر‌ بوده‌اند كه‌ به‌ این بی‌توجه‌ بودند. و اینكه‌ امروز مسئله‌ی‌ دیگر مطرح كه‌ هست و ذهنم را به خود مشغول نموده است . مسائل و مشکلات بهائیها در ایران است . نمی‌دانم چقدر اطلاع داری ‌؟ خانه هایشان آ‌‌تش می زنند و دوباره‌ دستگیری‌، دوباره‌ اعدام  دوباره‌... قبرهاشون كندند.و.... و درایران ما تنها با یك مسئله‌ مواجهه‌ نیستم و این برای‌ من روزنامه‌نگار مطرحه‌،‌ سعی‌ كنم در جهت شناسایی‌ حقوق بشر و حقوق اقلیتها بنویسم و حركت كنم و اینکه چقدر ما نیازمند این هستیم و بدانیم و جوانهای‌ ایرانی‌ با آ‌‌ن آ‌‌شنا بشوند و بدانند كه‌ چرا انگونه‌ است وچنین و چرایی‌.این دردهای بی شمارمان..

دوستهای‌ كردی‌ دارم كه‌ الان در ایران زندگی‌ میكنند‌ در زندان هم كه‌ بودم بهترین و صمیمی ترین دوستم یک كرد بود.او برای‌ من عزیزترین كسم بوده‌، اولین عیدی‌ كه‌ از زندان بیرون بودم در خانه‌ آ‌نها بودم . خاطره‌ی‌ فراموش نشدنی‌ از این دوستانم دارم و اینکه‌ آ‌نها چقدر با مهر و محبت بودند من و هیچوقت فكر نكردم آ‌نها غیر از من هستند و اگر روزی‌ قرار باشد ‌آ‌نها سرنوشتشان، كه‌ من هم دلم می‌خواد به‌ دست خودشان باشد ، آ‌رزو می کنم  آ‌نگونه که آ‌نها صلاح می دانند پیش برود. اما  به‌ نوعی‌ سرنوشت من با سرنوشت آ‌نها گره‌ خورده و (این گره و پیوند تاریخی است پارس و ماد تاریخشان مشترک است) ‌ و آ‌نها مورد تبعیض بیشتر از من واقع شدند آ‌رزوی روزی‌ را می کنم که حكومتی دمكرات بر سر کار باشدو در آ‌ن زمان درواقع  منهم  بتوانم به‌ رفع آ‌ن  تبعیضها كمك برسانم .

اما سوالی‌ در مورد مسائل زنان دارم: در طول سی  سال حكومت جمهوری‌ اسلامی‌ زنان تحت سلطه قوانین این رژیم رنجهای‌ زیادی‌ دیده‌اند. در این سی سال به‌ رغم همه‌ محدودیتها و فضای‌ بسته‌ای‌ كه‌ حاكم بوده‌ زنان مدام در برابر رژیم مقاومت كرده‌اند برای‌ دستیابی‌ به‌ حقوق مساوی‌ با مردان مبارزه‌ كرده‌اند. شما وضعیت امروز زنان ایران را چگونه‌ ارزیابی‌ می‌كنید؟ آ‌‌یا جنبش زنان ایران در چه‌ مرحله‌ای‌ بسر می‌برد و نگاه‌ شما نسبت به‌ كمپین یك میلیون امضا و ویژه‌گی‌ای‌ كه‌ این حركت داره‌ چگونه‌ است؟

ماهباز: چیزهایی‌ شما برشمردید در واقع بخشی از واقعیت جنبش زنان ایران است، ا‌ما علیرغم تلاشها و فداکاری ها، زنان در یک قرن اخیر هنوز در زمینه برابری حقوقی زن و مرد در ایران راه درازی را باید طی کنیم.. در ۸ مارس ۱۳۵۷ بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی زنان ناچار شدند در اعتراض به حجاب اجباری و برقراری قوانین زن ستیز راهی خیابانها شوند اما با توجه به شرایط انقلاب، جنبش زنان تنها ماند. و صدای زنان انعکاس در خور را نیافت بعد از جنگ هشت ساله ایران و عراق، شرایط مناسب تری برای فعالیت و بیان خواسته های زنان برای مبارزه با تبعیض جنسیتی به وجود آ‌مد. فعالان حقوق زنچند سالی است که به طور مشخص فعالیتشان را روی مسائل زنان متمرکز کرده اند.

 از نظر من جنبش زنان ایران رشدیافته‌ترین جنبش مدنی‌ داخل ایران هست. زنان آ‌‌گاهانه‌ تلاش می كنند ‌ با فرهنگی پیشرفته‌ای‌ خشونت پدرسالار را پس بزنند و برابری‌ را در جامعه‌ ایران نهادینه‌ بكنند.

هدف اصلی جنبش اجتماعی زنان ایجاد دگرگونی عمیق حقوقی و اجتماعی در جهت بهبود وضعیت زنان است، این امر تنها با مشارکت و همکاری زنان سراسر کشور، از دورترین روستاها تا بزرگ ترین شهرهای کشور، تحقق می یابد. زیرا جنبش زنان نخبه به تنهایی قادر به پاسخگویی به خواسته های متفاوت زنان نیست. پیروزی تنها با تلاش زنان اسلامی، زنان سکولار و همراهی این دو با هم امکان پذیر است همراهی و همکاری با دیگر جنبش های دموکراتیک، رشد جنبش زنان را سرعت می بخشد. فعالین کارزار جمع آ‌وری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آ‌میز که با هدف آ‌گاهی رسانی با استفاده از روش‎های سنتی و مدرن که از دل مبارزات زنان ایران در دهه های اخیر، بیرون کشیده شده است تلاش خود را برای رسیدن به برابری جنسیتی آ‌غاز کردند. نطفه آغاز این حرکت در ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ در جلوی دانشگاه تهران بسته شد. دستاوردهای کمپین یک میلیون امضا در کوتاه مدت خود به‎خود مثبت، فرهنگ‎ساز و آ‌گاهی‎بخش بوده است، حتی اگر به این زودی‎ها به تغییر و تحول در قوانین منتهی نشود. زنان با این حرکت توانسته اند مسئله برابری را به طور نسبی به خواستی عمومی و همگانی بدل کنند. .بسیج افکار عمومی و بسیج اجتماعی و نشان دادن ریشه های تبعیض، کار فعالان جنبش زنان در این حرکت است

از ویژگیهای این جنبش مدنی‌ حرکت بسیار عاقلانه‌ آ‌نها در مقابل رژیمی است به خواسته های زنان باشیوه های  ‌ خشونت آ‌‌میز پاسخ می دهد اما‌ زنان در مقابل این فشارها از پای ننشسته اند و عاقلانه‌ راهی‌ را پیدا کردند و شیوه‌ی‌ یك ملیون امضا یكی‌ از دستاوردهای‌ این انسانهای‌ آ‌‌گاه‌ جامعه‌ ایران هست كه‌ تلاش می کنند‌ خودشان را بشناسند  و با پی گیری به اهدافشان دست یازند.

با وضعیتی که جنبش زنان پیش میرود‌ شاهد روزی خواهیم بود که زنان به خواسته هایشان دست یابند. رژیم اگر چه‌ تا امروز از براوردن خواسته های عادلانه زنان روی‌ برگردانده‌ ولی‌ چندان موفق نبوده‌است

 امیدوارم روزی‌ جامعه‌ای‌ داشته‌ باشیم كه‌ برابری‌ در آ‌‌ن حرف اول را بزند و زنان با فرهنگ پیشرفته‌كه‌ از خودشان نشان دادند، خشونت پدرسالار جامعه را با آ‌‌گاهانه‌ پس بزنند و برابری‌ را در جامعه‌ ایران نهادینه‌ بكنند

خانم ماهبازعزیز! گفتنی‌ بسیارهست اما متأسفانه‌ باید اینجا گفتگویمان را به پایان برسانم.. اگر پیام دیگری دارید لطفاً بفرمایید:

ماهباز: در پایان ضمن تشکر از شما، پیام عشق محبتم را به مرم کردستان برسانید ‌آروزمی کنم مسائل و مشکلاتشان بزودی پایان گیرد. كردهای ایران را جزوی‌ از مردم کشورم ایران به شمار می آ‌ورم می دانم که سالیان متمادی هم میهنان كردم بیشتر از من در ستم بودند .. امیدوارم زنهای‌ كرد كه‌ بیشتر از زنان بخشهای دیگر ایران تحت ستم بودند. ازیک طرف تحت فشار رژیمهای‌ مختلف در ایران واقع شدند و از طرف دیگر پدرسالاری‌ بشدت در جامعه‌ كرد عمل میكند‌ . امیدوارم همانگونه‌ كه‌ امروز تلاش میكنند این خشونت و این پدرسالاری‌ را بشناسند و آ‌گاهانه در جهت رفع آ‌ن حركت نمایند. امیدوارم مردم كردستان به آ‌‌ن چیزی‌ كه‌ درخورشان است دست یابند  و سپاسگزارم از این گفتگوی دوستانه، امیدوارم روزی بتوانم به كردستان بیایم و شما را از نزدیك ببینم

   

ترجمه متن مصاحبه به کردی  

  • عیففه‌ت ماهباز:بزووتنه‌وه‌ی‌ژنانی‌ئێران گه‌شه‌سه‌ندووترین بزووتنه‌وه‌ی‌ مه‌ده‌نیی‌ ناوخۆی‌ ئێران

دیمانه‌: كوێستان فتووحی
 و. له‌ فارسییه‌وه‌: ئازاد شێخی‌
عیففه‌تی‌ ماهباز چالاكی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنان‌و مافی‌ مرۆڤ له‌و كه‌سانه‌یه‌ كه‌

 

عیففه‌تی‌ ماهباز چالاكی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنان‌و مافی‌ مرۆڤ له‌و كه‌سانه‌یه‌ كه‌ به‌ هیوای‌ ئازادی‌‌و به‌رابه‌ریخوازی‌ له‌ شۆڕشی‌  ۱۳۶۷  دا وه‌ك زۆر خه‌ڵكی‌ دیكه‌ چالاكانه‌ له‌ خۆپیشاندانه‌كان دا به‌شداری‌ ده‌كرد. ئه‌و كاته‌ ته‌مه‌نی‌ ۲۰ ساڵ بوو. دوابه‌دوای‌ سه‌ركه‌وتنی‌ شۆڕش، ئیعدام‌و سه‌ركوت‌و هه‌ڵاواردن دژی‌ چالاكانی‌ سیاسی‌ له‌لایه‌ن حكوومه‌تی‌ ئاخونده‌كانه‌وه‌ ده‌ستی‌ پێ‌كرد. ساڵی‌ ۱۳۶۰ برایه‌كی‌ عیففه‌ت به‌ ناوی‌ عه‌لی‌  كه‌ ئه‌ندامی‌ چریكه‌ فیدائی‌یه‌كان بوو ته‌نیا به‌ تاوانی‌ ئه‌وه‌ی‌ زیندانی‌ سیاسی‌ له‌ زیندانی‌ شا بوو، له‌لایه‌ن ڕێژیمی‌ تازه‌ به‌ ده‌سه‌ڵات گه‌یشتوو ئێعدام كرا. جێژنی‌ نه‌ورۆزی‌ ۱۳۶۳ عیففه‌ت له‌گه‌ڵ‌ هاوسه‌ره‌كه‌ی‌ به‌ ناوی‌ عه‌لیره‌زا ئه‌سكه‌نده‌ری‌ كه‌ تازه‌ ژیانی‌ هاوبه‌شیان پێك هێنابوو‌و هه‌ردووكیان به‌ تاوانی‌  ئه‌ندامه‌تی‌ ڕێكخراوی‌ چریكه‌ فیدائی‌یه‌كان ، گیران‌و ڕه‌وانه‌ی‌ زیندانی‌ ئێوین كران‌و كه‌وتنه‌به‌ر توندترین ئازارو ئه‌شكه‌نجه‌. ساڵی‌  ۱۳۶۷  كه‌ كوشتاری‌ به‌كۆمه‌ڵی‌ زیندانییه‌ سیاسی‌یه‌كان بوو، هاوسه‌ری‌ عیففه‌ت ئێعدام كرا. بۆخۆشی‌ ۷ ساڵ له‌ باشترین ساڵه‌كانی‌ ته‌مه‌نی‌ لاوه‌تی‌ له‌ زیندان دا تێپه‌ڕ كرد ‌و ده‌ورانێكی‌ پڕ له‌ ده‌رد‌و ئازاری‌ به‌سه‌ر برد. دوای‌ ئه‌وه‌ی‌ له‌ زیندان هاته‌ ده‌ر، ۲ ساڵ‌ دواتر ئێرانی‌ به‌جێهَشت و چووه‌ وڵاتی‌ ئاڵمان، له‌وێ‌ چووه‌ زانستگه‌ و له‌ لقی‌ فیمینیزم و مه‌تالعاتی‌ ژنان دا ده‌ستی‌ به‌ خوێندن كرد. عیففه‌ت ماهباز ئێستاش له‌ له‌نده‌ن خه‌ریكی‌ كار و خوێندنه‌. ناوبراو له‌سه‌ر ئه‌و بڕوایه‌یه‌ كه‌ خوێندن بۆ ژنان كۆتایی‌ نیه‌ و له‌ هه‌ر كوێ‌ بتوانن و كاتیان هه‌بێ‌ ده‌بێ‌ بخوێنن. ئه‌م ژنه‌ تێكۆشه‌ره‌ ۱۵ ساڵ‌ ده‌بێ‌ وه‌ك رۆژنامه‌نووس و چالاكی‌ مافی‌ مرۆڤ له‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات كار ده‌كا. 2 كتێبی‌ نووسیوه‌ به‌ ناوه‌كانی‌ 1ـ "زنان ایران، چراغی‌ در دست، چراغی‌ در راه‌" كه‌ پێك هاتوه‌ له‌ كۆمه‌ڵێك له‌و وتووێژانه‌ی‌ له‌گه‌ڵ‌ چالاكانی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانی‌ ئێران كردوونی‌ و 2ـ " فراموشم مكن" كه‌ چه‌ند لاپه‌ڕه‌یه‌ك له‌ جینایه‌ته‌كانی‌ كۆماری‌ ئیسلامی‌ له‌ هاوینی‌ 67دا ده‌خاته‌روو، بیره‌وه‌رییه‌كانی‌ زیندانه‌ بۆ ئه‌وه‌ی‌ له‌بیر نه‌كرێن كه‌ ئازادیخوازان له‌ ئێران چییان كردوه‌، بۆ ئه‌وه‌ی‌ نه‌وه‌ی‌ نوێ‌ بزانن ئه‌وان بۆ گه‌یشتن به‌ كۆمه‌ڵگه‌یه‌كی‌ باشتر چۆن رۆژگاریان تێ‌په‌ڕاندوه‌.

ئه‌وه‌ی‌ له‌ خواره‌وه‌ ده‌یخوێننه‌وه‌ وتوێژێكه‌ له‌ له‌گه‌ڵ‌ ئه‌و خانمه‌ تێكۆشه‌ره‌:

خانمی‌ عیففه‌تی‌ ماهباز! ۲۰ ساڵ به‌ سه‌ر كوشتاری‌ ساڵی‌  ۱۳۶۷ ی‌ زیندانیانی‌ سیاسی‌ به‌ ده‌ست كۆماری‌ ئیسلامی‌ دا تێ‌په‌ڕیوه‌. ئێستاشی‌ له‌گه‌ڵ بێت نه‌ته‌وه‌ یه‌كگرتووه‌كان ئه‌م كاره‌ساته‌ مرۆییه‌ی‌ به‌ فه‌رمی‌ نه‌ناسیوه‌، ده‌توانی‌ بڵێی‌ بۆ؟

ماهباز: هه‌ر وه‌ك باستان كرد، ۲۰ ساڵ تێ‌په‌ڕیوه‌، به‌داخه‌وه‌ هێشتا كۆمه‌ڵگه‌ی‌ جیهانی‌ به‌ روونی‌ ئاگای‌ له‌ لایه‌نه‌ تراژیدیه‌كانی‌ ئه‌م كاره‌ساته‌ مرۆییه‌ نیه‌ تا ئه‌وه‌ی‌ به‌ فه‌رمی‌ بناسێ‌. به‌ڵام ئه‌و ئێرانییانه‌ی‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات و ناوه‌نده‌كانی‌ مافی‌ مرۆڤ كار ده‌كه‌ن، هه‌وڵیان داوه‌ تاكوو هێندێك له‌ لایه‌نه‌كانی‌ ئه‌م كاره‌ساته‌ به‌ گوێی‌ خه‌ڵكی‌ جیهان بگه‌یه‌نن. به‌ڵام هه‌ر وه‌ك باستان كرد ئه‌م هه‌وڵانه‌ ته‌واو نین. ره‌نگه‌ راگه‌یه‌نی‌ ئێمه‌ به‌شێوه‌یه‌كی‌ كۆن بوو بێ‌ و له‌گه‌ڵ سه‌رده‌می‌ نوێ‌دا مه‌ودای‌ هه‌بێ‌ یان گرووپه‌كانی‌ چالاكی‌ مافی‌ مرۆڤ زۆر یه‌كگرتووانه‌ كاریان نه‌كردبێ‌. یان له‌ جیهانێكدا به‌ دوای‌ گرفته‌كاندا بگه‌ڕێین كه‌ زۆر جاران لایه‌نی‌ ئابووری‌ قسه‌ی‌ یه‌كه‌م ده‌كا. ئێستا چالاكانی‌ مافی‌ مرۆڤی‌ ئێران لانیكه‌م له‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات هه‌وڵ ده‌ده‌ن ئه‌و به‌ڵگانه‌ی‌  كه‌ بۆ ئه‌م كاره‌ پێویستن كۆ بكه‌نه‌وه‌ بۆ نه‌ته‌وه‌ یه‌كگرتووه‌كان. پێویسته‌ لێره‌دا بڵێم كه‌ به‌شی‌ مافی‌ مرۆڤی‌ نه‌ته‌وه‌یه‌كگرتووه‌كان ئاگای‌ له‌ به‌شێك له‌ كوشتاری‌ زیندانیانی‌ سیاسیی‌ ساڵی‌  ۱۳۶۷ی‌ هه‌تاوی‌ هه‌یه‌. ئاغای‌ گالیندوپۆل به‌رپرسی‌ لقی‌ مافی‌ مرۆڤی‌ ئێران له‌ رێكخراوی‌ نه‌ته‌وه‌یه‌كگرتووه‌كان له‌و سه‌رده‌مه‌دا، كاتێك له‌ زیندان بووم و له‌ ریزی‌ ئه‌و ۸۰ ژنه‌ بووم كه‌ مه‌ترسی‌ ئیعداممان له‌ سه‌ر بوو، هه‌وڵیان دا بۆ ئازاد كردنی‌ ئێمه‌. ئاغای‌" كالیندوپۆل بۆخۆی‌ سه‌ردانی‌ ئێرانی‌ كردو چاوی‌ به‌ خاوه‌ران شوێنی‌ ژێرخاك كرانی‌ ته‌رمی‌ زیندانیانی‌ سیاسیی‌ ساڵی‌ ۶۰ به‌ولاوه‌ كه‌وت. به‌ڵگه‌كان له‌ نه‌ته‌وه‌یه‌كگرتوه‌كان پارێزراون. ئه‌مانه‌ به‌شێك له‌ هه‌وڵه‌كانی‌ كۆمه‌ڵكای‌ جیهانییه‌، كۆمه‌ڵگه‌ی‌ مافی‌ مرۆڤی‌ ئێرانیش له‌م پێوه‌ندیه‌دا زۆریان هه‌وڵ داوه‌. ئه‌م كارانه‌ ده‌بێ‌ درێژه‌یان هه‌بێ‌ تا له‌ دا هاتوودا سه‌ركه‌وتن به‌ ده‌ست بێنن كه‌ له‌ ئاستی‌ جیهانی‌دا به‌ فه‌رمی‌ بناسێندرێ‌ و بڕیارده‌ران و به‌ڕێوه‌به‌رانی‌ ئه‌و كوشتاره‌ بناسێندرێن. مافی‌ بنه‌ماڵه‌ی‌ زانیدانیانی‌ سیاسییه‌ بزانن له‌ به‌رچی‌ ده‌سه‌ڵات به‌وشێوه‌یه‌ هه‌ڵسوكه‌وتی‌ كرد. بۆچی‌ چاره‌نووسی‌ رۆڵه‌كانیان به‌و شوێنه‌ گه‌یشت. باوكه‌كان و بنه‌ماڵه‌ی‌ زیندانییه‌كان مافی‌ خۆیانه‌ بزانن بۆچی‌ رۆڵه‌كانیان كوژران؟ چۆن كوژران و له‌كوێ‌ نێژران؟ ئه‌مانه‌ی‌ پێویستیان به‌ وڵام دانه‌وه‌ هه‌یه‌.

خاتوو ماهبازی‌ خوشه‌وسیت! به‌ڵام ئه‌و لاوانه‌ی‌ پاش كوشتاری‌ ساڵی‌  ۱۳۶۷ ی‌ هه‌تاوی‌ له‌ ئێراندا له‌ دایك بوون، زانیارییان له‌ سه‌ر ئه‌م كاره‌ساته‌ نیه‌ یان زانیاری‌ كه‌میان هه‌یه‌. به‌رای‌ ئیوه‌ به‌مه‌به‌ستی‌ ئاشنا كردنیان له‌گه‌ڵ‌ چاره‌نووسی‌ نه‌وه‌ی‌ شۆڕشگێری‌ پێش خۆیان ده‌بێ‌ چ بكرێ‌؟

ماهباز: پرسیارێكی‌ به‌جێ‌یه‌. له‌به‌ر ئه‌وه‌ی‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێمه‌ به‌رده‌وام به‌هۆی‌ له‌بیرچوونه‌وه‌ی‌ مێژوو (حافڤه) ناڵاندویه‌تی‌. زۆرێك له‌و رووداوانه‌ی‌ له‌و ساڵانه‌ی‌ رابردوودا روویان داوه‌ دووپات بوونه‌وه‌، له‌ به‌رئه‌وه‌ی‌ نه‌نووسراون یان ره‌نگه‌ نه‌خوێندرابنه‌وه‌. ئه‌مڕۆ هه‌وڵی‌ ئێمه‌ ده‌بێ‌ له‌سه‌ر ئه‌وه‌ بێ‌ كه‌ ئه‌وه‌ی‌ به‌سه‌ر نه‌وه‌ی‌ رابردوومان هاتوه‌ بوترێ‌ و بنووسرێ‌. به‌ خۆشییه‌وه‌ به‌ به‌راورد له‌گه‌ڵ رابردوو زۆر كه‌س ده‌ستیان داوه‌ته‌ نووسین و هه‌رواش به‌رده‌وامه‌. ئه‌گه‌ر ئاگادار بن كتێبی‌ بیره‌وه‌رییه‌كانی‌ زیندانی‌ من، له‌و پێوه‌ندییه‌دا، ۳۰یه‌مین كتێبه‌ كه‌ چاپ بووه‌. ئه‌مانه‌ به‌شێك له‌و راستییه‌ نه‌وتراوانه‌ن كه‌ بۆ نه‌وه‌یه‌كی‌ به‌ قه‌ولی‌ ئێوه‌ بێ‌ ئاگان له‌و رووداوانه‌. ئه‌مانه‌ ده‌بێ‌ بزانن كه‌ ئێستا لاوانی‌ ئێران له‌ بارودۆخێك دان كه‌ ناتوانن به‌ڵام من ئه‌و هیوایه‌م هه‌یه‌ كه‌ رۆژێك كۆمه‌ڵێك له‌و لاوانه‌ كه‌ له‌ بواره‌ جۆراوجۆره‌كاندا ده‌خوێنن بۆ دۆزینه‌وه‌ی‌ شوناس و پێناسه‌ی‌ خۆیان بگه‌ڕێنه‌وه‌ بۆ ئه‌م سه‌رچاوه‌ مێژووییانه‌، ئه‌وه‌ی‌ كه‌ بۆ وابوو، بۆچی‌ شۆڕش به‌و شێوه‌یه‌ هه‌ڵسوكه‌وتی‌ كرد و به‌م شێوه‌یه‌ چۆته‌ پێش.

ئایا به‌ نووسینی‌  بیره‌وه‌رییه‌كانی‌ زیندان له‌ دووتوێی‌  كتێبی‌ (فراموشم مكن) دا ده‌ته‌وێ‌ ئه‌وه‌ی‌ به‌سه‌ر ئێوه‌هاتوه‌ (ئازارو شكه‌نجه‌، ئێعدام و لێكدابڕان) ویستووته‌ ئه‌و ئامانجه‌ بپێكی‌؟

ماهباز: به‌ڵـێ‌ "فراموشم مكن" بیره‌وه‌ریی‌ ۷ساڵ  ژیانی‌ منه‌ له‌ زیندانی‌ كۆماری‌ ئیسلامی‌ دا، هه‌وڵم داوه‌ له‌و شتانه‌ بدوێم كه‌ له‌وێ‌دا له‌گه‌ڵی‌ به‌ره‌وڕوو بووم، له‌ باره‌ی‌ ئه‌و مرۆڤانه‌ی‌ كه‌ به‌هۆی‌ بوونی‌ بیروباوه‌ڕی‌ ئازادی‌ و یه‌كسانی‌، هه‌ر كه‌سه‌و به‌پێی‌ خولیای‌ تایبه‌تی‌ خۆی‌، كه‌ ره‌نگه‌ من ئه‌مڕۆ  زۆرێك له‌و باوه‌ڕانه‌م لا په‌سند نه‌بن یان له‌ چوارچێوه‌ی‌ بیركردنه‌وه‌ی‌ من دا نه‌گونجێن، كوژران. به‌ڵام ئه‌وه‌ ده‌زانم كه‌ هه‌موو ئه‌وانه‌ له‌ پێناو نیشتماندا گیانیان به‌خشی‌، به‌ هه‌موان یه‌ك شتی‌ هاوبه‌شیان ده‌ویست:، ئازادی‌ و عه‌داڵه‌تی‌ كۆمه‌ڵایه‌تی‌. من ئه‌م ئامانجه‌م ئێستاش قبووڵه‌. هه‌وڵم داوه‌ له‌سه‌ر كه‌سه‌كان به‌ روانگه‌ی‌ جۆرۆاوجۆره‌وه‌ ئه‌وه‌ی‌ به‌ سه‌ر من وئه‌وان هات بنووسم، له‌ خۆشه‌ویستیی‌ من بۆ هاوسه‌ره‌كه‌م كه‌ له‌ كوشتاری‌ ساڵی‌ دا ئیعد ۱۳۶۷ امیان كرد، له‌ باره‌ی‌ ئه‌و خۆشه‌ویستییه‌ی‌ من بۆ ئه‌و هه‌مبوو، نووسیومه‌ كه‌ چۆن دوو خۆشه‌ویست لێك جیا ده‌كه‌نه‌وه‌ و له‌ ساته‌كانی‌ دوایین یه‌كتر بینینمان دواوم.ئه‌م كتێبه‌ هه‌ر له‌و كاته‌دا كه‌ پڕه‌ له‌ ئازار، چیرۆكی‌ خۆشه‌ویستیه‌كه‌ له‌لایه‌ن كه‌سانێكه‌وه‌ كۆتایی‌ پێ‌هات كه‌ له‌ ئێراندا مافی‌ مرۆڤ ناپارێزن و بێزارن له‌ مرۆڤایه‌تی‌. هیوادارم كه‌ ئه‌م كتێبه‌ به‌ ده‌ستی‌ ئێوه‌ش بگا و بكرێ‌ به‌ كوردی‌، ئاواته‌خوازم و هه‌وڵه‌كه‌شم بۆ ئه‌وه‌یه‌ بۆ سه‌ر زمانه‌كانی‌ دیكه‌ش وه‌رگێڕدرێته‌وه‌و خه‌ڵكانێكی‌ زۆر له‌م پێوه‌ندیه‌دا زیاتر زانیارییان هه‌بێ‌.

له‌و باوه‌ڕه‌دام هه‌ر باسێك له‌سه‌ر زیندان، هه‌ر قسه‌ كردنێك له‌سه‌ر ئه‌و خۆشه‌ویستانه‌ی‌ كه‌ له‌ نێوماندا نه‌ماون، ئه‌و بیره‌وه‌رییانه‌ن كه‌ ده‌چنه‌ "حافڤه تاریخی‌" ی‌ وڵاته‌كه‌مان، هه‌موان له‌سه‌ر یه‌ك وه‌ك سه‌رچاوه‌ ده‌كرێ‌ كه‌ڵكی‌ لـێ‌وه‌ربگیرێ‌ . ئێستا  لاوانی‌ وڵاته‌كه‌مان هیچ زانیاریه‌كیان له‌ رابردووی‌ وێرانی‌ ۳۰ ساڵه‌ی‌ خۆیان نیه‌، ره‌نگه‌ ئه‌وان بیانهه‌وێ‌ رۆژێك مێژووی‌ ئه‌م ۳۰ ساڵه‌یه‌ بنووسنه‌وه‌. یان رۆژێك ده‌روونناسه‌ لاوه‌كانی‌ ئێمه‌ بیانهه‌وێ‌ به‌ هاوكاریی‌ كه‌سانی‌ ئازار دیتوو له‌ زیندانه‌كاندا شتی‌ دیكه‌ ببیننه‌وه‌. كۆمه‌ڵناسانی‌ لاوی‌ وڵاته‌كه‌مان  هۆكاره‌كانی‌ ئه‌وه‌ی‌ كه‌ مرۆڤی‌ ئێرانی‌ چۆنه‌و بۆ وایه‌ دابڕێژنه‌وه‌. كه‌وابوو پێویسته‌ ئه‌و یادو بیره‌وه‌رییانه‌ بگوترێن و بنووسرێنه‌وه‌. ئه‌گه‌رچی‌ برینێك بێ‌ له‌سه‌ر برینه‌ بێ‌ ئه‌ژماره‌كانی‌ مرۆڤی‌ ئێرانی‌.

خاتوو ماهباز! بڕِیارده‌ران و به‌ڕێوه‌به‌رانی‌ كوشتاره‌كانی‌ ی ۱۳۶۷ ‌ هه‌تاوی‌ كه‌ تا ئێستاش له‌ ئێراندا ده‌سه‌ڵاتیان به‌ ده‌سته‌وه‌یه‌، ده‌یانهه‌وێ‌ گۆرستانی‌ خاوه‌ران وێران بكه‌ن تا ئه‌و رووداوه‌ له‌ بیرو زه‌ینی‌ كۆمه‌ڵگه‌ بسڕنه‌وه‌، ئایا ئێرانییه‌كانی‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات بۆ پێشگیری‌ له‌م كرده‌وه‌ی‌ رێژیم كارێكیان كردوه‌؟ بۆ نموونه‌ له‌گه‌ڵ رێكخراوه‌كانی‌ مافی‌ مرۆڤ پێوه‌ندی‌ گیراوه‌ تا فشار بخه‌نه‌ سه‌ر ئه‌م رێژیمه‌ و ده‌ست له‌م كاره‌ نامرۆڤانه‌یه‌ هه‌ڵگرێ‌؟

ماهباز: ئه‌وانه‌ی‌ له‌ بواری‌ مافی‌ مرۆڤی‌ ئێرانی‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات چالاكن وه‌دوای‌ ئه‌و كارانه‌ كه‌وتوون هه‌روه‌ك گوتم وه‌ك به‌ڵگه‌یه‌ك له‌باره‌ی‌ خاوه‌رانه‌وه‌ وه‌ك شوێنێك كه‌ ئێعدام كراوه‌كانی‌ تێدا ژێرخاك كراون، له‌ لایه‌ن نه‌ته‌وه‌ یه‌كگرتووه‌كان و جیهان  وه‌ربگیرێ‌. هێندێك هه‌نگاو له‌ لایه‌ن ئه‌و هێزانه‌وه‌ له‌ سه‌رانسه‌ری‌ ئورووپادا هه‌ڵهێنراونه‌ته‌وه‌، بۆ نموونه‌ ئه‌و لاوانه‌ی‌ كه‌ دایك و بابیان ئێعدام كراون تێیدا به‌شدارن، له‌ بێرلین دوو رۆژ مانیان گرت تاكوو ده‌نگی‌ خۆیان به‌ گوێی‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ جیهانی‌ بگه‌یه‌نن. داوا له‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ جیهانی‌ بكه‌ن تا به‌هاوكاریی‌ ئه‌وان به‌ ناڕه‌زایه‌تیی‌ ده‌ربڕینی‌ خۆیان رێگر بن له‌ به‌رده‌م ئه‌م كرده‌وه‌ دژه‌ مرۆییه‌دا. ئه‌مه‌ لانیكه‌می‌ كارێكه‌ خه‌ڵكانی‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات ده‌توانن بیكه‌ن. له‌ ئێران و سه‌ره‌ڕای‌ ئه‌وه‌ كه‌ ئه‌وێ‌ ]خاوه‌ران[ یان داخستوه‌، ئه‌و بنه‌ماڵانه‌ هه‌روا هه‌وڵ ده‌ده‌ن بچنه‌ سه‌ر گۆڕی‌ رۆڵه‌كانیان، هه‌رچه‌ند شوێنه‌واری‌ هیچ گڵكۆیه‌كی‌ لێ‌ نیه‌. له‌سه‌ر ئه‌رزێكی‌ رووت كه‌ له‌ ساڵانی‌ ئازارو ته‌نیایی‌ دا ئه‌و بنه‌ماڵانه‌، په‌نایان بۆ ده‌برد و غه‌مه‌كانیان ته‌نیا بۆ خاك هه‌ڵده‌ڕشت، ئه‌مڕۆ ته‌نانه‌ت ئه‌و خاكه‌شیان پێ‌ره‌وا نابینن! به‌ڵام ئه‌وه‌ش ده‌بێ‌ بڵیم كه‌ خاوه‌ران  ئه‌و خاوه‌رانه‌ی‌ به‌م شێوه‌یه‌ دروست كرا ئه‌گه‌رچی‌ ئێستا وێران ده‌كرێ‌، به‌ڵام له‌ بیر ناكرێ، خاوه‌ران له‌ نووسینه‌كاندا، له‌ بیره‌وه‌ریه‌كاندا، هه‌ر  ده‌مێنێته‌وه‌.

پ: تێرۆری‌ كه‌سایه‌تییه‌ سیاسییه‌كان یه‌ك له‌وان رێبه‌رانی‌ حیزبی‌ دێموكراتی‌ كوردستان له‌ وڵاتانی‌ ئورووپایی‌، به‌شێكه‌ له‌ جینایه‌تی‌ كۆماری‌ ئیسلامی‌ دژ به‌ خه‌ڵكی‌ كوردستان و ئێران له‌ ساڵانی‌ رابردوودا. وه‌ك رۆژنامه‌نووسێك و چالاكێكی‌ مافی‌ مرۆڤ له‌م بواره‌دا چ هه‌وڵێكتان داوه‌؟

ماهباز: به‌ڕاستی‌ له‌لایه‌نی‌ سۆزدارییه‌وه‌، هیچ كات و تا ئه‌مڕۆش رێبه‌ڕانی‌ كورد له‌ خۆم و له‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێران به‌جیا نازانم، ناشتوانم جیایان بكه‌مه‌وه‌. ئه‌وان وه‌ك هه‌ر رێبه‌ر و  تاكێكی‌ ئێرانی‌ لای‌ من خۆشه‌ویستن ـ كارم به‌وه‌ نیه‌ كه‌ كورده‌كان سه‌ره‌نجام ده‌یانهه‌وێ‌ چاره‌نووسی‌ كورد له‌ ده‌ستی‌ خۆی‌ دا بێ، ‌و سه‌ربه‌خۆو جیا بن. من له‌ رووی‌ هه‌سته‌وه‌ هیچكات له‌ خۆمم جیا نه‌كردوونه‌وه‌.

كاتێك كه‌ دوكتور قاسملوویان به‌و شێوه‌ ترسناكه‌ كوشت، كاتێك كه‌ نووری‌ دێهكوردیی‌ خۆشه‌ویستیان به‌و شێوه‌یه‌ له‌ بێرلین كوشت، من هه‌ستم هه‌ر ئه‌وه‌ بوو كه‌ بۆ كه‌سێكی‌ ئێرانیی‌ هاونیشتمانم هه‌بوو. ئه‌م كه‌سایه‌تییانه‌ به‌شێك بوون له‌ من و به‌ سه‌رمایه‌ی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ وڵاته‌كه‌م ده‌ژمێردران. بۆ من دوكتور قاسملوو جیا له‌وه‌ی‌ رێبه‌ری كورده‌ دێموكراته‌كان بوو، به‌ رێبه‌رێكی‌ ئێرانیش ده‌ژمێردرا. ئه‌مڕۆ بوونی‌ ئه‌و ده‌یتوانی‌ پشتیوانێكی‌ باش بێت بۆ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێران و خه‌ڵكی‌ كوردستان. ده‌یتوانی‌ پشتیوانێكی‌ باش بێت له‌ به‌ره‌وپێش بردنی‌ هه‌وڵی‌ ئاشتیخوازانه‌ دا، ئه‌وه‌ی‌ ئه‌مڕۆ خه‌ڵكی‌ كوردستان داوای‌ ده‌كه‌ن، به‌ڵام مخابن سه‌دمخابن. دكتور قاسملوو بۆ من كه‌سایه‌تێكی‌ گه‌وره‌ی‌ مێژوویی‌، له‌ هه‌مانكات دا كه‌ كورد بوو كه‌سێكی‌ ئێرانییش بوو. به‌ڵام من چی‌ بكه‌م، ئه‌و كاته‌ی‌ كه‌ به‌داخه‌وه‌ ئه‌وانیان كوشت من له‌ زیندان دا بووم، به‌ڵام كاتێك هاتمه‌ ئورووپا جه‌ره‌یانی‌ میكۆنوس له‌گۆڕێ‌ بوو. له‌ بیرمه‌ له‌و ناره‌زایه‌تییانه‌ی‌ له‌و پێوه‌ندیه‌دا هه‌بوو منیش چوومه‌ بێرلین و له‌گه‌ڵ‌ ئه‌وانه‌ی‌ له‌وێ‌ بوون هاوده‌نگ بووم. به‌گشتی‌ بۆ من ئاغای‌ فروهه‌رو خانمی‌ په‌روانه‌ ئه‌سكه‌نده‌ری‌ هاوسه‌ری‌ ئاغای‌ فروهه‌رو موختاری‌ و دوكتوور قاسملوو لێك جیا نین، نه‌مان و له‌ نێو چوونیان وه‌ك خه‌سارێكی‌ گه‌وره‌ بۆ وڵات و خه‌ڵكی‌ ئێران داده‌نرێ‌.

مه‌ده‌نییه‌كان، زیندانی‌ كردنی‌ چالاكانی‌ مه‌ده‌نی‌ و مافی‌ مرۆڤ) له‌ هه‌ر شوێنێكی‌ دیكه‌ی‌ ئێران زیاتره‌ به‌ڵام ئێرانییه‌كانی‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات و راگه‌یه‌نه‌ فارس زمانه‌كان بایه‌خێك به‌و بارو دۆخه‌ی‌ كوردستان ناده‌ن، هۆكاری‌ ئه‌م پشت گپ: له‌ كوردستاندا سه‌ركوت و فشار له‌ هه‌موو بواره‌كاندا (كوشتاری‌ خه‌ڵكی‌ هه‌ژار، سه‌ركوتی‌ ژنان، لاوان، رێكخراوه‌ وێ‌ خستنه‌ چییه‌؟

ماهباز: كوێستان گیان! پێم خۆشه‌ شتێكت پێ‌بڵێم له‌ بیرمه‌ كاتێك خاڵخاڵی‌ براكانی‌ ناهیدی‌ له‌ ساڵی‌ 1358ی‌ هه‌تاوی‌ له‌ كوردستان ئیعدام كرد، براكانی‌ ناهید (كورد) بوون له‌ زانكۆی‌ پلی‌ تكنیك خوێندكار بوون، ئه‌زقه‌زا وێنه‌كانیان ئێستاش له‌ زۆر شوێنی‌ جیهان هه‌یه‌. هیچكات ئه‌و رووداوه‌م له‌ بیر ناچێ‌ كاتێك هاوسه‌ره‌كه‌م هاته‌وه‌ ماڵه‌وه‌ چاو به‌ گریان بوو. ئیحسانی‌، ناهید یه‌كێك له‌ دۆسته‌ نزیكه‌كانی‌ بوو هه‌ر دووكمان تازیه‌مان بۆ گرت... وه‌ك تاكێكی‌ ئێرانی‌ له‌و كاره‌ساتانه‌ی‌ له‌ كوردستان له‌ ساڵی‌ 1358ی‌ هه‌تاوی‌ و دواتر روویان دا، له‌وه‌ی‌  له‌ رابردوودا  به‌سه‌ر خه‌ڵكی‌ كوردستان دا هاتوه‌ شه‌رمه‌زار بووم، ئه‌مانه‌ به‌رده‌وام بۆ من ئازارێكی‌ گه‌وره‌ بوون كه‌ به‌م شێوه‌یه‌ به‌سه‌ر خه‌ڵكی‌ كورد ده‌هات، به‌ڵام راستییه‌كانی‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێران ئه‌وه‌یه‌ كه‌ ئێمه‌ له‌ رابردوودا زۆرێك له‌ مافه‌كانی‌ خۆمان به‌ ته‌واوه‌تی‌ نه‌ده‌ناسی‌، له‌و بوارانه‌ش دا نه‌چووینه‌ته‌ پێش. واته‌ مافی‌ كه‌مه‌ نه‌ته‌وه‌و مه‌زهه‌بییه‌كان و مافی‌ مرۆڤ له‌ ئێران، به‌ شێوه‌یه‌كی‌ گشتی‌ نه‌ناسراو ماوه‌ته‌وه‌. بۆ مرۆڤێكی‌ ئێرانی‌ كه‌ له‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ وڵات ئێستاش به‌ دوای‌ ناسینی ئه‌وانه‌و زۆر مه‌سه‌له‌ی‌ دیكه‌وه‌یه‌ كه‌ بیرو زه‌ینی‌ منیان به‌ خۆوه‌ سه‌رقاڵ كردوه‌، مه‌سه‌له‌و كێشه‌و گرفتی‌ به‌هاییه‌كان له‌ ئێرانه‌. نازانم چه‌نده‌ ئاگاداری‌؟ ماڵه‌كانیان ده‌سووتێنن، دیسان گیران، دیسان ئیعدام، دیسان.... گۆڕه‌كانیان هه‌ڵكه‌ندوون.و.....! له‌ ئێراندا ئێمه‌ ته‌نیا له‌گه‌ڵ یه‌ك مه‌سه‌له‌ به‌ره‌وڕوو نین ئه‌مه‌ بۆ منی‌ رۆژنامه‌نووس گرینگه‌، هه‌وڵ ده‌ده‌م له‌ پێناو ناساندنی‌ مافی‌ مرۆڤ و مافی‌ كه‌مایه‌تییه‌كان بنووسم و بچمه‌ پێش و ئه‌وه‌ی‌ كه‌ ئێمه‌ چه‌نده‌ پێویستیمان به‌وه‌ هه‌یه‌ و بزانین كه‌ لاوانی‌ وڵاته‌كه‌مان له‌گه‌ڵی‌ ئاشنا بن و بزانن كه‌ بۆچی‌ وایه‌ چۆن وچی‌. ئه‌م ئازاره‌ بێ‌ ئه‌ژمارانه‌...

دۆستی‌ كوردم هه‌یه‌ كه‌ ئێستا له‌ ئێران ده‌ژین، له‌ زیندانیش دا كه‌ بووین باشترین و خۆشه‌ویستترین هاوڕێم كه‌سێكی‌ كورد بوو. بۆ من ئازیزترین كه‌س بوو. یه‌كه‌مین جێژنی‌ دوای‌ ئازاد بوونم له‌ زیندان له‌ ماڵه‌ ئه‌وان بووم. زۆر بیره‌وه‌ریی‌ له‌ بیرنه‌كراوم له‌گه‌ڵ ئه‌م هاوڕێیانه‌م هه‌یه‌. ئه‌وه‌ كه‌ ئه‌وان چه‌نده‌ به‌ڕێزو خۆشه‌ویست بوون هیچكات بیرم له‌وه‌ نه‌ده‌كرده‌وه‌ ئه‌وان، له‌ من جیا بن گه‌ر رۆژێك بڕیار بێت ئه‌وان چاره‌نووسیان، كه‌ منیش پێم خۆشه‌ به‌ ده‌ستی‌ خۆیان بێت ئاواته‌خوازم به‌و جۆره‌ی‌ ئه‌وان به‌ باشی‌ ده‌زانن بچێته‌ پێش، به‌ڵام به‌ جۆرێك له‌ جۆران چاره‌نووسی‌ من به‌ستراوه‌ته‌وه‌ به‌ وان (ئه‌م گرێ‌ و پێوه‌ندییه‌ مێژووییه‌یه‌ كه‌ پارس و ماد مێژوویان هاوبه‌شه‌) ئه‌وان زیاتر له‌ من كه‌وتوونه‌ته‌ به‌ر هه‌ڵاواردن، ئاواته‌خوازی‌ رۆژێكم كه‌ حكوومه‌تێكی‌ دێموكرات بێته‌ سه‌ركار كه‌ له‌و كات دا بتوانم بۆ نه‌هێشتنی‌ جیاوازی‌ و هه‌ڵاواردنه‌كان یارمه‌تییه‌ك بكه‌م.

پ. به‌ڵام پرسیارێكم له‌ پێوه‌ندی‌ له‌گه‌ڵ ژنان دا هه‌یه‌: له‌ ماوه‌ی‌ ۳۰ساڵ ته‌مه‌نی‌ كۆماری‌ ئیسلامی‌ ژنان له‌ژێر ده‌سه‌ڵاتی‌ یاساكانی‌ ئه‌م رێژیمه‌دا ئازاری‌ زۆریان دیتوه‌. له‌م ۳۰ ساڵه‌دا سه‌ره‌ڕای‌ هه‌موو ئاسته‌نگه‌كان و هه‌لومه‌رجی‌ داخراوی‌ زاڵ به‌سه‌ر ژنان دا به‌رده‌وام له‌ به‌رامبه‌ر رێژیم دا به‌ربه‌ره‌كانییان كردوه‌ بۆ به‌ ده‌ست هێنانی‌ مافی‌ وه‌ك یه‌ك له‌گه‌ڵ پیاوان، خه‌باتیان كردوه‌. ئێوه‌ بارودۆخی‌ ئه‌مڕۆی‌ ژنان له‌ ئێراندا چۆن هه‌ڵده‌سه‌نگێنن؟ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانی‌ ئێران له‌ چ قۆناغێك دایه‌، روانگه‌ی‌ ئێوه‌ به‌رامبه‌ر به‌ كه‌مپێنی‌ یه‌ك میلیۆن ئیمزاو تایبه‌تمه‌ندیه‌كانی‌ ئه‌م حه‌ره‌كه‌ته‌ چۆنه‌؟

ماهباز: ئه‌وه‌ی‌ ئێوه‌ باستان كرد له‌ راستی‌ دا به‌شێك له‌ راستییه‌كانی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانه‌ له‌ ئێراندا، به‌ڵام سه‌ره‌ڕای‌ هه‌وڵ و فیداكارییه‌كان، ژنان له‌ یه‌ك سه‌ده‌ی‌ رابردوودا هێشتا له‌ بواری‌ مافی‌ وه‌ك یه‌كی‌ ژن و پیاو له‌ ئێراندا رێگه‌یه‌كی‌ دوورو درێژ ده‌بێ‌ بپێوین. له‌ ۸ی‌ مارسی‌ ۱۳۵۷ ده‌ستبه‌جێ‌ پاش شۆڕشی‌ ئیسلامی‌ ژنان ناچار بوون به‌ ناڕِِه‌زایه‌تی‌ به‌رامبه‌ر حیجابی‌ زۆره‌ملی‌ و دانانی‌ یاسای‌ دژه‌ ژن بچنه‌ سه‌ر شه‌قامه‌كان. به‌ڵام به‌ سه‌رنجدان به‌ بارودۆخی‌ شۆڕش، بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنان به‌ ته‌نیا مایه‌وه‌. ده‌نگی‌ ژنان ده‌نگدانه‌وه‌یه‌كی‌ شیاوی‌ خۆی‌ نه‌بوو. پاش شه‌ڕی‌ ۸ساڵه‌ی‌ ئێران و عێراق هه‌ل و مه‌رجێكی‌ له‌بارتر بۆ چالاكی‌ و هێنانه‌ به‌رباسی‌ ویسته‌كانی‌ ژنان بۆ خه‌بات دژ به‌ هه‌ڵاواردنی‌ ره‌گه‌زی‌ ره‌خسا. چالاكانی‌ مافه‌كانی‌ ژنان 17 ساڵێك ده‌بێ‌ به‌ شێوه‌یه‌كی‌ روون چالاكییه‌كانیان له‌ سه‌ر مه‌سه‌له‌ی‌ ژنان چڕ كردۆته‌و.ه‌ له‌ روانگه‌ی‌ منه‌وه‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانی‌ ئێران گه‌شه‌ سه‌ندووترین بزووتنه‌وه‌ی‌ مه‌ده‌نیی‌ نێوخۆی‌ ئێرانه‌. ژنان به‌ وریایی‌ و ئاگاییه‌وه‌ هه‌وڵ ده‌ده‌ن به‌ فه‌رهه‌نگێكی‌ پێشكه‌وتوو توندو تیژی‌ باوك سالاری‌ وه‌لا بنێن و یه‌كسانی‌ له‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێراندا نهادینه‌ بكه‌ن.

ئامانجی‌ سه‌ره‌كیی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ كۆمه‌ڵایه‌تیی‌ ژنان، پێكهێنانی‌ گۆڕانكاریی‌ قووڵ له‌ سه‌ر مافه‌كان و بواری‌ كۆمه‌ڵایه‌تی‌ له‌ پێناو باشتر بوونی‌ بارودۆخی‌ ژنان دایه‌. ئه‌م كاره‌ ته‌نیا به‌ هاوكاری‌ و به‌شداریی‌ ژنانی‌ سه‌رانسه‌ری‌ وڵات له‌ دوورترین دێهاته‌كان تا گه‌وره‌ترین شاره‌كانی‌ وڵات به‌ ئاكام ده‌گا. له‌ به‌ر ئه‌وه‌ی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانی‌ بژارده‌ به‌ ته‌نیایی‌ ناتوانن ویسته‌ جیاوازه‌كانی‌ ژنان بن. سه‌ركه‌وتن ته‌نیا به‌ هه‌وڵی‌ ژنانی‌ ئیسلامی‌، ژنانی‌ سێكولار، هاوڕێیه‌تی‌ ئه‌م دوانه‌ له‌گه‌ڵ یه‌كتری‌ مسۆگه‌ر ده‌بێ‌ و هاوڕێیه‌تی و هاوكاری‌ له‌گه‌ڵ بزووتنه‌وه‌ دێموكراتیكه‌كان، خێرایی‌ ده‌دا به‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنان. چالاكانی‌ گۆڕه‌پانی‌ كۆكردنه‌وه‌ی‌ یه‌ك میلیۆن ئیمزا بۆ گۆڕینی‌ ئه‌و یاسایانه‌ی‌ هه‌ڵاواردنیان تێدایه‌ به‌ ئامانجی‌ زانیاری‌ گه‌یاندن به‌ كه‌ڵك وه‌رگرتن له‌ مێتۆده‌ سونه‌تی‌ و مودێڕنه‌كان كه‌ له‌ دڵی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانی‌ ئێران له‌ ده‌یه‌كانی‌ رابردوودا سه‌ریان هه‌ڵ داوه‌، هه‌وڵه‌كانی‌ خۆیان بۆ گه‌یشتن به‌ یه‌كسانیی‌ ره‌گه‌زی‌ ده‌ست پێكردوه‌.

خاڵی‌ ده‌ستپێكی‌ ئه‌م حه‌ره‌كه‌ته‌ ۲۲ی‌ جۆزه‌ردانی‌ ۱۳۸۴ له‌ به‌رده‌ركی‌ زانكۆی‌ تاران بوو. ده‌ستكه‌وته‌كانی‌ كه‌مپێنی‌ یه‌ك میلیۆن ئیمزا له‌ كورت ماوه‌دا خۆی‌ له‌ خۆی‌ دا باش، فه‌رهه‌نگ سازو زانیاری‌ به‌خش بوو. ته‌نانه‌ت گه‌ر به‌م خێراییانه‌ نه‌بێته‌ هۆی‌ ئاڵوگۆڕو گۆڕان له‌ یاسادا. ژنان به‌م حه‌ره‌كه‌ته‌ توانیویانه‌ مه‌سه‌له‌ی‌ به‌رابه‌ری‌ به‌ شێوه‌یه‌كی‌ رێژه‌یی‌ بكه‌ن به‌ ویستێكی‌ گشتی‌، رێكخستنی‌ بیرورای‌ گشتی‌ و نیشاندانی‌ بنچینه‌كانی‌ جیاوازی‌، كارو ئه‌ركی‌ چالاكانی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنانه‌ له‌م حه‌ره‌كه‌ته‌دا.

له‌ تایبه‌تمه‌ندیه‌كانی‌ ئه‌م بزووتنه‌وه‌ مه‌ده‌نییه‌، هه‌نگاونانی‌ زۆر ژیرانه‌یه‌ له‌ به‌رامبه‌ر رێژیمێك دا كه‌ وڵامی‌ توندوتیژ به‌ ویست و داخوازییه‌كانی‌ ژنان ده‌داته‌وه‌، به‌ڵام ژنان له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌م گوشارانه‌دا كۆڵیان نه‌داو ژیرانه‌ رێگه‌یان دۆزیه‌وه‌. شێوه‌ی‌ یه‌ك میلیۆن ئیمزا یه‌كێكه‌ له‌ ده‌سكه‌وته‌كانی‌ ئه‌م مرۆڤه‌ تێگه‌یشتووانه‌ی‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێران كه‌ هه‌وڵ ده‌ده‌ن خۆیان بناسن به‌ كاری‌ به‌رده‌وام به‌ ئامانجه‌كانیان بگه‌ن.

به‌و هه‌ل و مه‌رجه‌ی‌ بزووتنه‌وه‌ی‌ ژنان تێیدا ده‌چێته‌ پێش، شاهیدی‌ ئه‌و رۆژه‌ ده‌بین كه‌ ژنان به‌ ویسته‌كانیان ده‌گه‌ن، ئه‌گه‌ر رێژیم تا ئه‌مڕۆ له‌ ویسته‌ به‌رحه‌قه‌كانی‌ ژنان رووی‌ وه‌رگێڕاوه‌ به‌ڵام سه‌ركه‌وتوو نه‌بووه‌.

هیوادارم رۆژێك كۆمه‌ڵگه‌یه‌كمان هه‌بێ‌ كه‌ یه‌كسانی‌ تێیدا قسه‌ی‌ یه‌كه‌م بكا ژنان به‌ فه‌رهه‌نگی‌ پێشكه‌وتوویانه‌وه‌ كه‌ له‌ خۆیانی‌ نیشان ده‌ده‌ن توندوتیژی‌ باوك سالارانه‌ی‌ كۆمه‌ڵگه‌ به‌ ئاگاییه‌وه‌ وه‌لابنێن به‌رابه‌ری‌ له‌ كۆمه‌ڵگه‌ی‌ ئێراندا نهادینه‌ بكه‌ن.

خاتوو ماهبازی‌ به‌ڕێز! قسه‌ زۆرن بۆ وتن، به‌ڵام به‌داخه‌وه‌ لێره‌دا وتووێژه‌كه‌مان ده‌بێ‌ كۆتایی‌ پێ‌ بێنین، گه‌ر په‌یامێكتان هه‌بێ‌ تكایه‌ فه‌رموون؟

ماهباز: له‌ كۆتایی‌ دا وێڕای‌ سپاس له‌ ئێوه‌، په‌یامی‌ ئه‌وین و خۆشه‌ویستیم به‌ خه‌ڵكی‌ كوردستان بگه‌یه‌نن، ئاواته‌خوازم كێشه‌و گرفته‌كانیان به‌ زوویی‌ كۆتایی‌ پێ‌ بێ‌. كورده‌كانی‌ ئێران به‌ به‌شێك له‌ خه‌ڵكی‌ وڵاته‌كه‌م ئێران ده‌زانم كه‌ ساڵانێكی‌ زۆر هاووڵاتیانی‌ كوردم له‌ ژێر چه‌وسانه‌وه‌ دابوون.... هیوادارم ژنانی‌ كورد كه‌ زۆرتر له‌ ژنانی‌ ئێران له‌ ژێر چه‌وسانه‌وه‌دا بوون له‌لایه‌ك له‌ ژێر فشاری‌ رێژیمه‌ جوراوجۆره‌كان له‌ ئێراندا بوون و له‌ لایه‌كی‌ دیكه‌وه‌ باوك سالاری‌ به‌ توندی‌ له‌ كۆمه‌ڵگه‌دا كاری‌ كردوه‌. هیوادارم هه‌ر به‌و شێوه‌ كه‌ ئه‌وڕۆ هه‌وڵ ده‌ده‌ن ئه‌م توندو تیژی‌ و باوك سالارییه‌ بناسن و به‌ ئاگاییه‌وه‌ له‌ پێناو نه‌هێشتنی‌ دا كار بكه‌ن. هیوادارم خه‌ڵكی‌ كوردستان به‌و شته‌ی‌ كه‌ شایانیانه‌ پێی‌ بگه‌ن.

 
حیزبی دێموکراتی کوردستان
info@kurdistanukurd.com © Kurdistanukurd.com
هه‌موو مافه‌كانی ئه‌م ماڵپه‌ڕه پارێزراون.
 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 12:22 |
 

۸مارسُ،  روز تجدید عهد با آرمانهای انسانی برای تحقق برابری و عدالت و رفع تبعیض جنسیتی ،روزی برای آزادی و  ساختن جهانی دگر، مبارک باد /..

از همه جا در هشت مارس

فیلم نخستین تظاهرات زنان در 8 مارس ۱۳۵۷، در  اعتراض به حجاب اجباری را می توانید در اینجا ببینید.

http://video.google.de/videoplay?docid=8842589185458786745&hl=de

  ۸مارس در کنار زاینده رود

http://isf4equality.blogfa.com/post-38.aspx

سال ۱۳۵۸ یادتون میاد ؟

http://irannegah.com/Video.aspx?id=1079

رقص ایرانی

http://www.youtube.com/watch?v=y2eBTZ91avI

ZAN-CHADOR-SCHLEIER-زن- چادر

http://www.youtube.com/watch?v=njqhIjPBNEo&eurl=http://www.facebook.com/profile.php?id=1246841356

آهنگی از استاد مرتضی نی داود با صدای خانم گیسو شاکری

 http://www.gissoo.com/zanan.htm?code=1&table=LA_Art

برای آزادی عالیه اقدام دوست امضا کنید

http://www.campaign4equality.info/spip.php?article3603

انتشار کارت تبريک روز جهانی زن برای عاليه اقدام دوست

http://www.rahaward.org/archives/2009/03/post_4230.php

به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، از سوی کانون ره آورد در شهر آخن آلمان، کارت تبريکی برای عاليه اقدام دوست، فعال کمپين يک ميليون امضا در ايران که هم اکنون در زندان اوين به سر می برد؛ تهيه شده است.

عاليه اقدام دوست از جمله زنانی بود که در روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در تجمع اعتراض آميز زنان شرکت کرد و در ميدان هفت تير سوار بر ماشين نيروی انتظامی راهی بازداشتگاه اوين شد و در نهايت شعبه‌ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، وی را به سه سال و چهار ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم کرد. پس از آن دادگاه تجديد نظر نيز حکم ۳ سال حبس او را تاييد کرد و سرانجام روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ ماموران اجرای حکم به در منزل وی در شهرستان فومن رفته و وی را تحت الحفظ به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب تهران برای اجرای مدت محکوميت منتقل کردند.
عاليه اقدام دوست، اولين فعال جنبش زنان است که پس از قطعی شدن حکم خود، به زندان منتقل می شود.
کارت تبريک مزبور به سه زبان فارسی، انگليسی و آلمانی، و به نشانی زندان اوين منتشر شده که در اختيار همه فعالين زن، نهادها، انجمن ها، کانون ها و افرادی که قصد دارند با ارسال آن به نشانی زندان اوين اعتراض خود را نسبت به حکم صادره برای عاليه اقدام دوست اعلام کنند، قرار می گيرد.
به اين منظور همه افراد و انجمن ها می توانند با چاپ اين کارت و سازماندهی در جلب نظر همه کسانی که مايلند کارت تبريک را با نوشته کوتاهی از خود در پشت آن، برای عاليه اقدام دوست ارسال نمايند، در اين اقدام عمومی مشارکت کنند.
نسخه قبل چاپ اين کارت برای دانلود در زير اين توضيح قرار دارد و همه می توانند به سادگی آن را با کيفيت مناسب و در ابعاد يک کارت تبريک منتشر کنند.
کانون ره آورد اميدوار است با همياری بيشتر مدافعان حقوق بشر، اين حرکت هر چند محدود، در راه آزادی عاليه اقدام دوست مؤثر افتد.

دانلود کارت تبريک روز جهانی زن برای عاليه اقدام دوست - نسخه چاپی (پی دی اف):
[طرح اصلی کارت تبريک را با کليک اينجا دانلود کنيد]
[پشت کارت تبريک را با کليک اينجا دانلود کنيد

فیلمی در باره زنان

http://blogfa.com/Desktop/Default.aspx?t=1867868679&d=4637623

 

Josh Groban in Nobel Peace Prize Concert 2002,

http://www.youtube.com/watch?v=alwWeMJrEyY&NR=1

 

حقوق بشر در ایران

http://www.hriran.org/

 http://www.youtube.com/watch?v=3Zx3r7Q_O-M

تقویم سال ١٣٨٨ خورشيدى

 http://www.afzoode.com/

 

ایدز از طریق درآغوش گرفتن سرایت نمی کند ولی عشق سرایت می کند.

 http://www.youtube.com/watch?v=vr3x_RRJdd4

 

 این کارتون کوتاه از عماد مخبری، انیماتور ایرانی  کاندید اسکار امسال است نگاه کنید

 http://www.youtube.com/watch?v=LMLUdTbKk

تیک تاک موسیقی 

http://www.collegehumor.com/video:1896512

پرویز شهریاری 

 http://video.google.com/videoplay?docid=-362413535671820641

 

هانیبال الخاص
 
http://www.hannibal-alkhas.org

 

شهر زیرزمینی در کیش

 http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Kish_underground_city_test/city_high.html

 موزه گیلان

http://jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Gilan_rural_museum_test/gilan_high.html

در باره تهران

http://video.google.com/videoplay?docid=4708397040585527153&hl=en

 

 ۱۶ آذر در ایران

تصویر اعتراضات دانشجویی در روز دانشجو در دانشگاه تهران را مشاهده کنید

http://www.photoblog.com/zohrepix

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 13:52 |
 

 

تئاتر صدای روح من است

گفت و گو   با پروانه سلطاني

من با تئاتر نفس مي کشم و با آن زندگي مي کنم. تئاتر صداي روح من است. من بوسيله تئاتر حرف هايم را ‏مي زنم. اين بخشي از حرف هاي پروانه سلطاني است در گفت وگوبا.....بقيه اش هم خواندني است...

http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11754.php

پروانه خود را اينگونه معرفي خود مي کند. ‏

کار تئاتر را از سن 18 سالگي آغاز و تا امروز. در زمينه بازيگري،نمايش نامه نويسي و کارگرداني تئاتر ‏وگاها فيلم اشتغال داشته‎ ‎ام. موضوع اصلي کارهايم، زنان و مشکلاتشان است. در سال 1996 تئاتر تينا را ‏بنيان گذاشتم بعدها گروهي را که تشکيل داده بودم به کمپاني حرف دلت را از راه هنر بزن‎ ‎ArtandHeartExpression‏ تغيير نام دادم. ‏

کارهايي که در سال هاي اخير ارائه داده ام :‏
در زمينه تئاتر: يک زن تنها، شبنمهاي آتشين، فروغ در باغ خاطره ها، شيرين و فرهاد، خر، سفرهاي بن ‏لادن و زنان، داستان ليلا و پرواي جدايي

در زمينه فيلم:شور زندگي،ترس از سنگسارو بازي در فيلم سرزمين پاها
با کارگردانهايي چون سعيد سلطان پور،رکن الدين خسروي ناصر رحماني نژاد و ايرج جنتي عطايي کار ‏کرده ام. ‏
آخرين کارم که بزودي‎ ‎در اربيهشت ماه به اجرا در خواهد آمد :داستان پاسپورت و ويزا و مهاجرت بيژن و ‏منيژه است ‏
بيان عشق و رابطه بين آدمها در کارهايم خيلي اهميت دارد. ‏

‎طي سه سالي که از نزديک با تو و کارت آشنا شدم ترا بسيار پر کار و پرتلاش يافتم و گاها ‏اينگونه به نظر مي رسد که انگار قطار رفته است و تو جا ماندي و با دويدنت مي خواهي بدان برسي ! دليل ‏اينهمه تلاش از چيست؟‎
براي اينکه بدون اينکه اينگونه باشم کار ديگري نمي توانم بکنم. من با تئاتر نفس مي کشم و با آن زندگي مي ‏کنم. تئاتر صداي روح من است. من بوسيله تئاتر حرف هايم را مي زنم. ‏

‎آيا فکر نمي کنيد به دليل زن بودنت مجبوري دو برابر کار کنيد تا از طرف جامعه و مردم ‏پذيرفته شويد؟‎
نمي توانم دقيقا بگويم اين عامل سبب تلاشهايم مي گردد شايد اگر مرد هم بودم همينگونه مي کردم. نميدانم ‏شايد چون تئاتر برايم بهترين وسيله بيان خودم است. ‏

‎از کجا و چگونه به کار تئاتر رو آوردي؟‎
در دانشکده هنرهاي دراماتيک در هجده سالگي هم زمان با تحصيل در رشته تئاترکار تاتر نيز ميکردم. و ‏کار بازيگري رانيزآغاز نمودم. اولين نمايشنامه ايي که بازي کردم "محاکمه ژاندارک" برتولت برشت بود و ‏بعد"استثنا و قاعده" برشت. به گارگرداني آقاي رکن الدين خسروي بود و نمايش بعدي اجراي"کله گردها و ‏کله تيزها" " باز هم نوشته برتولت برشت بود که اين کاري توسط انجمن تئاتر ايران با کارگرداني ناصر ‏رحماني نژاد بود. اين اجرا يکي از موفق ترين اجراهاي بعد از انقلاب بود و به مدت نزديک سه ماه روي ‏صحنه بود. ‏
بازي در نمايش هاي برتولت برشت" در زندگي تاتري من نقش تعيين کننده اي داشت. ‏
در زمان اجراي نمايش "کله گردها و کله تيزها" بود که از عکس العمل تماشاچيان متوجه شدم که تئاتر چقدر ‏مي تواند انسانها را تحت تاثير قرار دهد. ‏

‎‎اما با اين وجود شما همچنان به کار سياسي تان ادامه داديد؟‎
بله وقتيکه به خارج از کشور آمدم به هر مناسبتي در کارهاي تئاتر شرکت مي کردم و با اجراي نمايش هاي ‏کوتاه حرف هايم را مي زدم. در سال 1991 با ايرج جنتي عطايي نمايش رستمي ديگر و اسفندياري ديگررا ‏که نوشته و کارگرداني خود ايرج بود در لندن و بعد در بسياري از شهرهاي اروپا و کانادا اجرا کرديم. به ‏دليل اينکه بهروز وثوقي هنر مند مشهور سينما در نقش رستم در اين کار بازي ميکرد نمايش از استقبال فوق ‏العاده ايي برخوردار شد. چند سال بعد دوباره با همکاري با ايرج جنتي عطايي نمايش پروانه ايي در مشت ‏را اجرا کرديم که اين اجرا نيز بسيار موفق بود. و در بسياري از شهرهاي اروپا به روي صحنه آمد. افسوس ‏که ايرج ديگر کار تاتر نميکند. بعد از آن کار من خودم گروه تئاترنينا را تشکيل دادم و تا آنجا که امکانات ‏داشته ام کار تاتر کرده ام. ‏

‎فلسفه ات در زندگي چيست؟‎
زندگي براي من مثل سفري مي ماند که قبل از پايان آن دلم مي خواهد قصه ها و برداشت هاوآانچه را که ‏نظرم است و روي آنها متمرکز بوده ام مثل مسائل زنان رابطه آدمها و عشق، را براي تماشاچيان بوسيله ‏تئاتر بيان کنم. ‏

‎‎تو فکر مي کني با بيان اينگونه، دردي هم ازآادمهاي غربت دوا مي کني؟‎
فکر مي کنم انتقال تجربيات زندگي به انسانها کمک ميکند راهشان را بهتر انتخاب کنند. ‏
کار هنري کلا باعث ميشود که آدمها بتوانند با نگاهي ديگر به زندگي نگاه کنند و با آدمهاي ديگري که شايد ‏شبيه خودشان هستند و يا مثل آنها زندگي ميکنند ارتباط بگيرند و تازه براي مدتي هم سرشان گرم شود. ‏

‎‎چرا با اين شيوه؟

براي اينکه فکر مي کنم انتقل فرهنگ از طريق نوشتن، فيلم هنر و بويزه تئاتر ماندني تر و فراموش نشدني ‏تر است. و تاثيرش طولاني تر است. ‏

‎گفتيد تم اصلي کارتان مسئله زنان است چرا؟‎
چون خودم زنم! و خود به خود در کارم زبان آنها مي شوم. ‏

‎چقدر فمنيستي؟‎
نمي توانم بگويم که فمنيستم. بيشترين دغدغه هايم موضوع انسان است. اما بيشتر از زبان زنان سخن مي ‏گويم چون مسائل و دغدغه هايشان را خودم دارم وبهتر مي شناسمشان.. ‏

‎‎تعريف تو از فمنيست چيه که مي گویي من  فمنيست نيستم؟‎ ‎
فمنيسم جنبشي است که از حقوق زنان دفاع مي کند و متمرکز روي بيان حقوق آنها و حمايت از زن هااست. ‏اما دغدغه من مسئله انسان است زن و مرد ندارد. ‏

‎خوب باين تعريف که خودت از کارهايت کردي مگر در اين تعريفت نمي گنجد؟ خودت گفتي ‏موضوع اصلي کارهايم، زنان و مشکلاتشان است به دليل زن بودنت و شناخت از مسايل و مشکلات زنان ‏روي اين موضوعات کارميکني!؟!‏‎
البته مغايرتي با فکر من ندارد اما من ديگر به هيچ ايسمي اعتقاد و باور ندارم. به طور نمونه کار بعدي من ‏حول مساله جوانان مي چرخد بايد بگويم براي من انسان مشکلات، سردرگمي هايش، ترديدهايش و اين که ‏حقيقت خودش و زندگي را گم کرده مسئله است نه فقط يک جنس. انسان به هر شکلش مسئله کارهاي من ‏است. در بسياري از کارهاي من مردان شايد بدتر قرباني زندگي باشند. ‏

‎‎درد وران انقلاب چگونه فکر مي کردي؟ عليرغم تعريف هايت از تئاتر و تاثيراتش چرا شما تا مدتها ‏ی نسبتا طولانی، حتي در خارج از کشور همچنان به فعالیت سياسي تان ادامه داديد؟‎ ‎
در آن دوران مثل همه مردم بودم مثل بقيه هميشه عدالت اجتماعي برايم مطرح و بي عدالتي عذابم مي داد روي ‏اين اصل شايد در انقلاب گرايشات سياسي پيدا کردم اما بعد ها به اين نتيجه رسيدم که کار هنري و نوشتن ‏تئاتر و اجراي آن تاثيرا تش بيشتر از هر کار سياسي است و ارزش بيشتري دارد و امروز حاضر نيستم آن را ‏با هيچ چيز ديگري عوض کنم در صحنه تئاتر خودم هستم و افکار و ايده هايم را بازي مي کنم و اين با طبيعتم ‏سازگارتر است. ‏

‎‎تو مادر دوفرزندت هم هستي اگر قرار باشد بين فرزندانت و تئاتر يکي را انتخاب کني کدام را ‏برمي گزيني تئاتر يا بچه ها؟‎ ‎
سوال مشکلي است. در زندگي تقريبا مي توانم بگويم هر دو کار را با هم پيش بردم. مادري کردن و کار ‏هنري که اصلا کار آساني نبوداما هميشه فرزندانم برايم ارجحيت داشتند و خوشبختانه الان انها بزرگ شده اند ‏و در بسياري کارهايم مرا حمايت ميکنند. اما پاسخ شما طبيعتا مادري را بر مي گزيدم. ‏

‎هنر مورد علاقه ات بعد از تئاتر کدامند؟‎
موسيقي و سينما و رقص. ‏

‎‎هنرمندان مور علاقه ات؟‎ ‎
ايزابل آلنده نويسنده مورد علاقه من است نوشته هاي رومن و رولان هنوز برايم دلپذيرند مي توانم بگويم ‏جواني ام با رمان هاي رولان تغذيه شد. واز هنرپيشه ها مري استريپ رل مدل من در کار بازيگري است. و ‏البته وودي آلن فيلم ساز مورد علاقه من است. و بسياري ديگر که جايشان در قلب من است و با روح و قلب ‏نه فقط من بلکه بسياري از ما پيوندي ناگسستني دارند مثل حافظ، مثل فروغ فرخزاد و.... ‏

‎‎براي آينده خودت چه برنامه اي داري؟‎‎
دلم مي خواهد بتوانم بيشتر روي تئاتر متمرکز باشم و سازمان تئاتري را که بنا نهادم گسترش دهم و حرف ‏هاي گفتني ام را بزنمو وبنويسم بنويسم و بنويسم تا آنجا که ممکن است. در حال حاضر با گروهي از جوانان ‏در اين زمينه کارمي کنم وبه تدريس تئاتر مشغول هستم وبراي بچه هاي فارسي زبان نيز قصه ميگويم. ولي ‏هميشه تنبلي گريبانم را ميگيرد. ‏

‎‎سال هاي زيادي است که در خارج از ايران زندگي مي کني ارزيابي ات در اين مورد ‏چيست؟‎‎
زندگي در خارج از ايران برايم بسيار آموزنده بود بخصوص در زمينه کار تئاتر اما سختي و دشواري هاي ‏بسياري نيز با خود همراه داشت. بخصوص اينکه غربت ديگر بسيار طولاني و تحمل ناپذير شده است و مرا ‏به اين نتيجه رسانده که اگر يک بار ديگر به دنيا بيايم هرگز وهر گز وطنم را ترک نمي کنم. ‏

‎‎الان آرزو مي کردي کجا زندگي مي کردي؟‎‎
آرزو دارم در ايراني آزاد زندگي مي کردم. هر چند در طي سالهاي غربت به خودم آموخته ام که دنيا خانه ‏من است.

عفت ماهباز ‏ - چهارشنبه 7 اسفند 1387 [2009.02.25]

www.ArtandHeartExpression.com

 

http://video.google.de/videoplay?docid=8842589185458786745&hl=de

فیلم 8 مارس را می توان اینجا دید

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 0:37 |

روز والنتين، غزه و مردم لندن،

 
می کوشم دراين نامه گزارش دهم چگونه مردم لندن در روزهای سرد و برفی در خيابان ها. حضور يافتند و بر عليه جنگ و مرگ در حمايت مردم غزه شعار دادند. حضور اينگونه مردم را در خيابان ها، همچون گلسرخی می ديدم که با مهر مردم جهان آگاه آبياری می شد

 


برای مردم غزه

امروز در روز والنتين۱ نامه ای برای شما - مردم مهربان و غم زده غزه - می نويسم که محتوايش عشق و دوستی مردم لندن به شماست، در روزهای سخت روزهای مرگ و نيستی. می کوشم دراين نامه گزارش دهم چگونه مردم لندن در روزهای سرد و برفی در خيابان ها. حضور يافتند و بر عليه جنگ و مرگ در حمايت مردم غزه شعار دادند. حضور اينگونه مردم را در خيابان ها، همچون گلسرخی می ديدم که با مهر مردم جهان آگاه آبياری می شد.

در روز والنتين برای شما می نويسم شمايی که اکثريتی از آوارگان و پناهندگان فلسطينی هستيد. برای شما می نويسم شمايی که عزادار صدها جوانی هستيد که هيچگاه ديگر والنتينی نخواهند ديد. برای دختران و پسران جوانی می نويسم که نشکفته گل هنوز ننشسته در بهار گل های عششقشان برای هميشه پر پر شده است. برای شما که در جنگی نابرابر ۲۳ روزه بيش از يک هزار و ۳۰۰ نفر کشته و هزاران نفر زخمی داده ايد. برای شما می نويسم که در روزهای اول سال نو مسيحی در اوج شادی مردم دنيا صدها کودک و چوان تان به نام تروريست به خاک و خون غلتيدند. شما خون گريستند و به عزا نشستيد. برای شما می نويسم که امروز کودکانتان روی سنگ و کلوخ و بر خاک ويران به مدرسه می روند و معلمين مدرسه ها را بر ويرانی بنا کرده اند با مزد عشق به آنان درس می دهند.

در چهار هفته درگيری در غزه و اسرائيل، در اين سوی دنيا در لندن چهار يکشنبه مردم در خيابان ها بودند. ده ژانويه بزرگ ترين تظاهرات حمايتی مردم لندن صورت گرفت. محل تجمع ساعت ۱۲ ظهر هايد پارک لندن بود هنوز زمان کوتاهی از ۱۲ نگذشته بود که بيش از صد هزار نفر در آن جا جمع شدند. مردم از هايد پارک لندن به طرف سفارت اسرائيل حرکت نمودند. آن جه اين حرکت مردمی را جالب تر می کرد حضور فراوان نيروهای جوان و رنگ و نژاد و چهره های مردم بود. رنگارنگی نژاد ها، از سياه و سرخ و زرد و سفيد همه کنار هم راه می رفتند و مهربانانه به هم لبخند می زدند و با هم شعار می دادند. در مسير، هر لحظه بر تعداد مردم افزوده می شد در آن روز، تعداد راهپيمايان را تا دويست هزار تخمين می زدند. بعصی از جوانان لباس شان ترکيبی از پرچم فلسطلين و عده ای ديگر روی چهره شان را پرچم فلسطين نقاشی کرده بودند. برخی ديگر کفش را همچون علمی بردوش می کشيدند . سوز و سرما در آن روز در لندن بيداد می کرد و برف به آرامی به چهره ها می نشست. و اين حضور مردم را دلپذيرتر می کرد.

در چهارمين هفته اعتراض مردم لندن - ۲۴ ژانويه - در برابر يکی از ساختمان های اصلی بی بی سی در لندن هزاران نفر حمع شده اند تا به خبرگزاری بی بی سی اعتراض کنند که چرا اين شبکه غول آسای رسانه ای پرقدرت دنيا ، خبرهای درگيری ها اسرائيل به غزه و حمايت مردم انگليس از مردم غزه را به درستی در راديو و تلويزيون انعکاس نمی دهد و سرانجام اين که بی بی سی چرا از پخش آگهی سازمان های خيريه برای غزه خودداری کرده است. در اين تجمع تونی بن سياستمدار بريتانيايی طرفدار صلح پارلمان، چون هفته های قبل حضور داشت او در سخنرانی اش رفتار بی بی سی را در بخش اخبار بی طرفانه ندانست و اين اقدام، يعنی پخش نکردن آگهی سازمان های خيريه برای غزه را "خيانت" بی بی سی به تعهداتش دانست. ترکيب مردمی که در اين روز به حمايت مردم غزه آمدند متفاوت بود اکثر سفيد پوست های انگليسی بودند از قلم دست و دوربين هايشان پيدا بود که اکثزا روزنامه نگارند. در ۲۴ ژانويه خبرنگاران و روزنامه نگاران و مردم معترض در مقابل در دفتر مرکزی بی بی سی فرياد می زدند۵

مردم می ميرند
مردم می گريند
بی بی سی به مردم
دروغ می گويد
زنده باد فلسطين
فلسطين را آزاد کنيد
به اشغال خود از فلسطين پايان دهيد
. بی بی سی ُشرمت باد
اسرائيل شرمت باد

BBC SHAME ON YOU
Israel SHAME ON YOU
People dying
People crying
BBC People
Say lying

عده ای کفش هايی که در دست داشتند را به سوی در ساختمان بسته بی بی سی که توسط پليس محافظت می شد پرتاب کردند عده ای ديگر،عروسک های باندپيچی شده - در نماد کودکان زخمی - خود را تحويل زنی می دادند که او همچون کودکی آن ها را به روی پله های کليسای مجاور ساختمان بی بی سی به زمين می نهاد. طبيعتا صحنه بسيار غمگين انگيز به نظر می رسيد.

در مسير راهپيمانی مردم در آن روز که از شلوغ ترين و مرکزی ترين خيابان های لندن بود شعارها به تناوب در حمايت از مردم فلسطين داده می شد.

رسانه بی بی سی که با استناد به منشور عملکرد خود و مسئله بی طرفی در برابر تقاضا برای پخش يک آگهی خيريه جهت کمک به مردم غزه مقاومت کرده مورد انتقاد شديد برخی مطبوعات، مردم و سياستمداران و منجمله دولت قرار گرفت.

دولت بريتانيا از شبکه های تلويزيونی اين کشور منجمله بی بی سی خواست که در تصميم خود در مورد عدم پخش آگهی درخواست سازمان های خيريه برای کمک به مردم غزه تجديد نظر کند.

بی بی سی دليل اين اقدام خود را وجود ابهامات در مورد رساندن اين کمک ها اعلام کرده و گفته با توجه به ادامه گزارش های خبری در باره نوار غزه نمی خواهد که اعتماد مردم به اين رسانه را در مورد بی طرفی به خطر بياندازد.

در پی مطرح شدن انتقاد عمومی چند سياستمدار بريتانيايی از تصميم بی بی سی، مايکل ليونز، يکی از مديران بی بی سی نيز از "دخالت سياسی در استقلال" اين موسسه ابراز نگرانی کرد.

مارک تامپسون مديرکل بی بی سی گفت با پخش اين آگهی، بی بی سی با خطر کاهش اعتماد عمومی به پوشش بی طرفانه اين سازمان از جنگ غزه مواجه می شود.

اما دکتر جان سنتامو، سر اسقف يورک مقام ارشد کليسای انگلستان گفت: "مسئله بی طرفی نيست، مسئله انسانيت است. آقای سنتامو (دومين فرد از نظر درجه در کليسای انگلستان پس از سر اسقف کانتربوری) همچنين گفته است کميته کمک های اضطراری بريتانيا (DERC) که اين آگهی فراخوان کمک را تهيه کرده به دنبال جذب منابع مالی است و نه "سلاح برای حماس".۷

کانال چهار تلويزيون بريتانيا و شبکه "آی تی وی" که پيشتر تصميم گرفته بودند اين آگهی را پخش نکنند، در تصميم خود تجديدنظر کرده آگهی مربوط به کمک به مردم غزه را پخش می کنند.

در پايان نامه دوست دارم سری به سرزمينم ايران بزنم و از عشق زنان ايرانی به شما مردم فلسطين بگويم. زنانی که دهان شان را می بويند مبادا گفته باشند دوستت دارم، عليرغم همه سختی هايشان برای حمايت شما به خيابان آمدند و کتک خوردند و به خانه های شان بازگشتند.

"به دعوت جمعيت مادران صلح برای دفاع از مردم غزه جمعی از حقوقدانان ، اعضای کانون نويسندگان، برخی از اعضای جنبش زنان ايران و روزنامه نگاران در حمايت از مردم غزه مقابل سفارت فلسطين در تهران به خيابان آمدند با پلاکاردهايی که بر آن ها شعارهايی در محکوميت حمله اسرائيل به غزه نوشته شده بود با يک بلندگوی دستی شعار صلح و پايان دادن به نسل کشی در غزه را فرياد می زدند . اما تعدادی از لباس شخصی ها که مشخص بود روابط حسنه ای با پليس دارند کمی بالاتر از معترضان جمع شده بودند و مرتب خود را به آن ها نزديک می کردند. آن ها با شعارهای "مرگ بر آمريکا" و "خامنه ای رهبر" مانع شنيده شدن گفته های سخنرانان می شدند. ۸

نامه مهر مردم جهان را در اين جا به پايان می برم و برای شما که در روز والنتين رزهای سرخ تان را ارمغان بازارهای اروپا نموديد آرزومند صلح و باغ های هميشه سبز و پر گل هستم. ۹

لندن، عفت ماهباز

efatmahbas@hotmail.com

زيرنويس
۱ - روز والنتين Valentine day : در کشورهای اروپايی هر ساله روز ١٤ فوريه به عنوان "روز والنتين" ، روز عشق بين عاشقان گل شمع و بوسه رد و بدل می‌شود. در تاريخ آمده است که والنتين نام يک کشيش مسيحی در قرن سوم ميلادی بود و وقتی امپراتور رم "کلاديوس دوم" اعلام کرد که ازدواج مردان جوان ممنوع است چرا که مردان عذب سربازان بهتری هستند، کشيش والنتين از اين فرمان سرپيچی کرد و چندين سال مخفيانه عاشقان جوان را به عقد هم آورد و زمانی که کلاديوس از اين امر آگاه شد او را زندانی و اعدام نمود و اما عاشقان جوان نام او را به خاطر سپردند. روايت ديگری که در مورد اين روز می گويند اين است که والنتين در زندان عاشق دختر زندانبان می شود به طوری که اين دختر، هر روز تا زمان اعدام او به ديدارش به زندان می‌رفت. والنتين برای مردم فرانسه و انگليس روز بسيار مهمی به شمار می‌آيد و ميليون‌ها کارت بين عاشقان رد و بدل می‌گردد. مردم آمريکا اين روز را از اواخر سال ١٧٠٠ميلادی جشن می‌گيرند.
۲- در۲۴ ژانويه يکی از سخنرانان ١٤ فوريه را به عنوان "روز والنتين"، به عنوان روز عشق و همبستگی برای مردم فلسطين اعلام می کند و از مردم دنيا می خواهد در اين روز به هر وسيله ای با پيام عشق و دوستی با مردم غزه اعلام همبستگی کنند.
۳- تا جائي که سازمان ملل هم از ميزان نابودی ها در غزه بهت زده است بنا به گفته ريچارد فالک، گزارشگر مخصوص حقوق بشر سازمان ملل در سرزمين های فلسطينی «براساس شواهد اوليه اسرائيل به شدت کنوانسيون ژنو را در اين ۲۲ روز نقض کرده است.»
۴- کميته کمک های اضطراری بريتانيا که متشکل از چندين سازمان و گروه خيريه است، خواستار پخش آگهی درخواست کمک به مردم نوار غزه از طريق شبکه های راديو تلويزيونی اين کشور شده بود. با اين که پخش درخواست کمک سازمان های خيريه از شبکه های تجاری و بی بی سی تاکنون بدون مانع انجام گرفته، اما اين بار بی بی سی از پخش درخواست سازمان های خيريه خودداری کرده است. بی بی سی دليل اين اقدام خود را وجود ابهامات در مورد رساندن اين کمک ها اعلام کرده و گفته با توجه به ادامه گزارش های خبری در باره نوار غزه نمی خواهد که اعتماد مردم به اين رسانه را در مورد بی طرفی به خطر بياندازد.
۵ - مقام های فلسطينی گفته اند حدود يک هزار و ۳۰۰ فلسطينی کشته و هزاران نفر زخمی شده اند. ۱۳ اسرائيلی نيز در خلال اين جنگ کشته شدند.
۶ -محل اعتراض مردم و روزنامه نگاران در۲۴ ژانويه در برابر يکی از ساختمان های اصلی بی بی سی تجمعی در لندن در اعتراض به خودداری اين شبکه از پخش آگهی سازمان های خيريه برای غزه برپا شده است.
BBC Broadcasting
House for rally
Portland Place, London W1A 1AA
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/01/090124_an_gaza_bbc.shtml
۷- اعتراض مقام ارشد کليسای انگلستان به بی‌بی‌سی
آقای سنتامو که متولد اوگاندا و فردی صريح الهجه است در سال ۲۰۰۶ به مدت هفت روز در کليسای سنت جان در يورک برای حل بحران خاورميانه روزه گرفت و مراسم عبادی به جای آورد. اعتراض سر اسقف يورک کمتر از يک روز پس از آن صورت گرفت که در برابر يکی از ساختمان های اصلی بی بی سی در لندن تجمعی در اعتراض به خودداری اين شبکه از پخش آگهی سازمان های خيريه برای غزه برپا شد و در طی آن تونی بن، سياستمدار کهنه کار بريتانيايی که در اين تجمع اعتراضی شرکت داشته اقدام بی بی سی را محکوم کرد.
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/01/090125_ba-bbc-gaza-preassure.shtml۸ - در ايران ساعت ۱۱ صبح بيست و دوم دی ماه گروهی از فعالان زن مقابل سفارت فلسطين در تهران با پلاکاردهايی که بر آن ها شعارهايی در محکوميت حمله اسرائيل به غزه نوشته شده بود تجمع کردند.
C:\Documents and Settings\Effat.EFFAT-A7EBE10A6\Desktop\GHAZE\زمانی که اعتراض به کشتار فلسطينی ها هم انحصاری حکومت می شود - کانون زنان ايرانی.htm
۹ -طبق خبر تلويزيون فارسی بی بی سی ،اسرائيل اجازه داه است که مردم فلسطين بخاطر والنتين گل هايشان را به بازارهای اروپا صادر کنند.


+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 23:41 |
 

  والنتین

و

خوش آمد عشق

"عشق" را باید از این خانه برون بردن و کشتن

تا که"بیگانه" نگوید که تو در خانه ی مایی

برای دختران میهنم ، که از ترس  سیاست و فرهنگ عقب مانده جامعه طعم شیرین عشق را در دل به اجبار می کشند  

 

خوش آمد

عشق را

خوش گفتی

خوشه چیدی

ناب غمزه های عشق

خوشتر گفتی

«هرگز مگو هر گز» را

اما

 بازنگشتی تا ببینی

 عشق

خوشه کرده در هرگز

****************************                                          چون هر سال، "والنتین"،
عشق                                                                                         روز بوسه و گل

بی اجازه      

                                                                                                                                                                                  روز   سرود عشق

در نزده                                                                                       بی تو سپری شد، کنار رود

سرزده                                                                               گل سرخ‌ام به آب نشست و رفت

نپرسیده                                                                            آمده بودم زمزمه‌های عشق را

                                                                                         زنده کنم

از در و از دیوار                                                              آمده بودم غریق بوسه‌هایم شوی

از زمین و اسمان                                                              رها در باد

از توی یک کامپیوتر                                                     گل سرخ غرق شده.در آب

سلام کرده                                                                          و من …..

سلام

نپرسیده اجازه

برده ترا

به ناکجا

*************************

گریختم

 گریخت

آنجنان که

دوست داشتن هم

پرید

*****************

کوتاه شیرین

با عاشقانه ها

 عشق

کوتاه و تلخ

با طوفانی از

گریه ها

 وداع

********************************

آمد

با وام 

دوستت دارم

رفت

با وام هرگز

 

عفت ماهباز

فوریه 2009

 

زیرنویس

زیرنویس
روز والنتین Valentine day : در کشورهای اروپایی هر ساله روز ١٤ فوریه به عنوان "روز والنتين" ، روز عشق بین عاشقان گل شمع و بوسه رد و بدل می‌شود. در تاریخ آمده است که والنتین نام يك کشیش مسیحی در قرن سوم ميلادی بود و وقتی امپراطور رم "کلادیوس دوم" اعلام کرد که ازدواح مردان جوان ممنوع است چرا که مردان عذب سربازان بهتری هستند، كشيش والنتین از این فرمان سرپیچی کرد و چندین سال مخفیانه عاشقان جوان را به عقد هم آورد و زمانی که کلادیوس از این امر آگاه شد او را زندانی و اعدام نمود و اما عاشقان حوان نام اورا به خاطر سپردند. روایت  دیگری که در این مورد این  روز می گویند این است که والنتین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود بطوریکه این دختر ،هر روز تا زمان اعدام او به دیدارش به زندان می‌رفت. والنتین برای مردم فرانسه و انگلیس روز بسیار مهمی به شمار می‌آید و میلیون‌ها کارت بین عاشقان رد و بدل می‌گردد. در مردم امریکا این روز از اواخر سال ١٧٠٠میلادی جشن می‌گیرند

۲۹ بهمن ماه خورشیدی روز سپندارمذگان از دیر باز در تاریخ کهن ایران ، با نام روز زن ، زمین و عشاق شناخته شده است سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان سپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتنداامروزه برخ یاز  ایرانیان علاقه مندند و تلاش می کنند که روز عشق را از 14فوریه (روز والنتین)  به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) تغییر دهند

 شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن/تا که همسایه نگوید که تو در خانه ی مایی

 شعر از سعدی


 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 18:3 |
 

از غزه تا خاوران راهی نیست 

فیلمی از خاوران

http://www.youtube.com/watch?v=aNcsOSynFQw&feature=related

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=19224

خاوران خاک خاک                               

خاوران تن،تن ها                           خاوران یکماه قبل از تخریب!

بی تن ها ،

تنهاست

دوباره هنگامه شیون خون

 دوباره غم و غمنامه های درد    

دیوانگان تبعیض

در چاک چاک،قلب مادران              

خنجرکشیده انذ تازه داغ                                     ردیف گورهای فردی سال ۱۳۶۰

داغدیده گان

جامه چاک،

بهایی مادری

با دختری تنها،

مویه می کند

ای وای مادرم

ژینوسم*

شیون به پاست

در خاوران شقایق های غریب

با نشان داغ خاک برسر،                          قبرهای ویران شده بهایی ها

 چون مردمان غزه

می گریند غریب

 

-آغازین سال نو مسیحی غزه را نیروهای اسرائیلی با خاک یکسان می کنند و در جنگی نا برابر ۲۳ روزه بیش از ۱۲۰۰ تن - که ۴۱۰ تن آنان کودک بودند - کشته می شوند در اینسوی مرزهای امن در ایران همزمان با حمله اسرائیل ،جکومت تبعیض دوباره خاک خاوران1 را با بلدوزر زیر رو می کنند این بار تنها گورهای فردی سال ۱۳۶۰ و گورهای جمعی کشتار تابستان ۱۳۶۷،نیست که موزد هجوم وحشیانه قرار می گیرد بلکه داستان مصیبت بارتراست گورهای عزیزان بهایی هم که تا کنون با اجازهایی غیر رسمی  سنگ قبر داشتند و در آن محل درخت کاشته بوند نیز مورد هجوم واقع می شوند. جکومت تبعیض گویی به خود آمده چگونه خاک مصون از تبعیض بماند. در این قسمت هم بهایی ها نمی بایست فراموش شوند؟ پس شیار در شیار خاک بر خاک پاشیدند.

سرانجام بمباران غزه پایان میگیرد و مردم اجازه می یابند عزیزان خود را به گور بسیارند حقی را که حکومت مبنی بر تبعیض ایران برای خانوادهای سکولار و بهایی هیچگاه نپذیرفته است. همزمان باشیون مردمان غزه، در ایران مادران پدران خانواده های قربانیان، بهایی ها شیون وزاری شان دوباره بیابان ها ی خاوران پر می کند . خاک عزیزانشان را بلدوزرها تخریب نمودند این کار از شهریور ۱۳۸۷ آغاز شده و هنوز پایانی ندارد.گورستان گمنام لنگردود۲ گورستان شاهی محل دفن عزیزان بهایی و سرانجام خاوران ۳و خاوران را سراسر یکدست و بی تبعیض کردند

.بی حرمتی به گور افراد در هیچ ادیانی پذیرفته نیست و آیت اله منتظری در پاسخ به این سوال " که آیا تخریب گورستان غیر مسلمین مجاز است؟" صراحتا اعلام کردند " که در اسلام بی احترامی به میت و تخریب گورستان حتا غیر مسلمان جایز نیست. ۴ "

خاوران اما می ماند تاریخ نگاشته شده را نمی توان با هزاران خاک مدفون نمود آنجا را چه درخت بکارنذ و یا خاک را بر خاک کنند. و چنان کنند که هیچ آثاری نماند. اما خاوران در خاطرهای نسل های آتی ماندگار است. رژیم خود خاوران های ایران را یک به یک در یادها زنده می کند.خانواده ها کربلای خود را درسینه ها و در یادها بنا کرده اند این یادها امروز نگاشته شده به فیلم وبه نقاشی تبدیل شده آن یادها فراموش نشدنی است.این مکانها و روزی جایگاهی برای آزادی ایران خواهدشد

سرزمينم خاوران
در غربتم اما
در صبحگاه آخرين جمعه سال           گورهای بی نشان در لنگرود 
اولين روز بهار  

دوباره آنجا می بینمت
در انتظارسپيده
مهربان با سبزه و گلی در بغل

سفره ی هفت سينی
 بدون تبعیض با بهائیان

چيده‌ايی

آن سوتر
مردگان رستاخیزی

به پاخاسته                                   فراموششان نمی کنیم 

خنده در خنده کودکان  

           
زندگی زيباست
سپیده خورشيد وش
 در انتظار
خاطرهای خون خاوران


 آزادی آینده
گل‌های توست.

عفت ماهباز لندن

 efatmahbas@hotmail.com

زیرنویس

تحصن جوانان در برلین در اعتراض به تخریب خاوران

http://www.youtube.com/watch?v=xUIQLnDG3xA

*خانم ژینوس نعمت محمودی ۵۲ ساله،ملیت ايراني،مذهب بهائي، متاهل مهندسي هواشناسی،استاد دانشگاه تاریخ اعدام ۶ دی ۱۳۶۰محل تهران,

1 - بیش از28 سال(قبل ازسال۱۳۶۰) است كه "لعنت آباد" را گوری كردند برای دگر انديشان لاييك و سكولار و بقول حکومت تبعیض، چاله دانی برای دفن حقايق! بعدها در سال ۱۳۶۷ مادران آنجا را "بهشت خاوران" نام نهادند آن خاك غريب غم گرفته که شباهتی به بهشت نداشت را، بولدزرهای پاسداران حکومت بارها (در سال ۱۳۶9قبل از آمدن گالیندوپل،نماینده ویژه سازمان ملل به ایران) زير رو كرده بودند به "خاوران" مشهور شد.كه يادآور طلوع خورشيد بود و بخشی از تاريخ تلخ سزمین مان امسال در آستانه سال نو میلادی،همزمان با بمباران غزه به دست نیروهای اسرائیل دوباره ماموران دولت جمهوری اسلامی ایران- در فاصله جمعه ٢٠ تا جمعه ٢٧ دی ماه گورستان خاوران شامل گورهای قربانیان اعدامهای سال ٦٠ تا تابستان ٦٧ گورهای انفرادی و گورهای جمعی کشتار دسته جمعی تابستان ٦٧ وهمجنین در 23 دی ماه در همانجا به قطعه‌ای که محل دفن بهائی‌های اعدام شده است، نیزبا بولدوزر زیر و رو کرده و با ریختن خاک وظاهرا کاشتن درخت روی گورها، درد و داغ خانواده ها را تازه کردند.

C:\Documents and Settings\Effat.EFFAT-A7EBE10A6\Desktop\بيدارانتخریب خاوران.htm

2 - گور دسته جمعی تازه آباد رشت، در طی سالهای گذشته میعادگاه بازماندگان جان باختگان بوده است. از چند ماه قبل با خاکریزی و ریختن تفاله های ساختمانی، سعی دارند کل آن محوطه را از بین ببرند. تا جاییکه در گوشه ای از آن، مبادرت به ساختن قبر برای افراد عادی می نمایند ... اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com/پنج‌شنبه  ۱۴ شهريور ۱٣٨۷ -  ۴ سپتامبر ۲۰۰٨

3 - «نیمه شب گذشته یک دستگاه کامیون و یک دستگاه بلدوزر با همراهی تعدادی از نیروهای لباس شخصی به قبرستان بهائیان درزیکلا قائمشهر مراجعه نموده و اقدام به جمع‌آوری سنگ قبور و مسطح نمودن زمین نمودند.
خبر دیگر حمله و تخریب گورستان بهائی‌ها در خاوران بود در بیست و سه دی ماه. در این حمله به ویژه به قطعه‌ای که محل دفن بهائی‌های اعدام شده است، آسیب رساندند و آنجا را با بولدوزر درهم کوبیدند. این همزمان بود با تخریب گورستان خاوران.

 http://monireh-baradaran.blogspot.com/

4 - در سالهای اخیر بخشی از خانواده ها با توجه به اهمیت حفظ خاوران اقداماتی را انجام دادند. از جمله دو سال پیش با ارسال نامه ای به ایت الله منتظری، از ایشان خواستند نظرشان را در مورد تخریب گورستان غیر مسلمانها اعلام کنند. ایشان در پاسخ به این سوال " که آیا تخریب گورستان غیر مسلمین مجاز است؟" صراحتا اعلام کردند " که در اسلام بی احترامی به میت و تخریب گورستان حتا غیر مسلمان جایز نیست." ایشان همچنین متذکر شده بودند " ماموران اجرایی به صرف انکه برای حکومت اسلامی کار می کنند اما مجاز نیستند از این دستور اطاعت کنند"

 

این متن را برای کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل ارسال کنید

C:\Documents and Settings\Effat.EFFAT-A7EBE10A6\Desktop\بيدارانن امه به سازمان ملل.htm

عالى جناب ناوانتيم پيلى، كميسر عالى حقوق بشر ملل متحد، با درد و اندوه فراوان آگاه شده‌ايم كه ماموران جمهورى اسلامى در فاصله‌ى ٢٠ تا ٢٧ دى ماه ١٣٨٧ گورهاى فردى و جمعى گلزار خاوران را ويران ساخته‌اند و سپس با ريختن خاك نرم درسطح زمينِ صاف گشته، به درخت كارى در اين تنها گورستان شناخته‌‌شده جان‌باختگان كشتار بزرگ تابستان١٣٦٧ و نيز ديگرانديشانى كه پيش از آن تاريخ به دست آمران و عاملان جمهورى اسلامى كشته‌شده‌اند، برآمده اند. ما از شما مى‌خواهيم كه با استفاده از كليه‌ى اختيارت و امكان‌ت‌تان از ويرانى و نابودى اين گورستان كه سند جنايتى بزرگ است و نماد حافظه‌ى تاريخی مردم ایران، به فوريت پيشگيرى كنيد

 

جمعه شهریور ۱۳۸۷، برای چهارمین هفته پیاپی مأموران امنیتی با استقرار در بزرگراه امام رضا، ابتدای فرعی گورستان‌ خاوران، مانع از حضور خانواده‌های اعدام شدگان دهه شصت بر مزار بستگانشان شدند. مأموران مستقر در ابتدای فرعی گورستان به خانواده‌ها گفتند که خانواده‌ها اشتباه می کنند و اساسا کسی دراین گورستان دفن نشده است. کلیه خانواده هایی که ا به خاوران مراجعه می کنند، با اکیپ مأموران مواجه شدند و باید مشخصات فرد اعدام شده و آدرس و مشخصات خودشان را به مأموران می‌دادند. مأموران همچنین اصرار داشتند که خانواده‌ها به اداره بهشت زهرا مراجعه و در صورتی‌که آنجا تأیید نمایند که فرد اعدامی در این گورستان دفن شده است، با گواهی کتبی مراجعه نمایند.به بستگان بسیاری از اعدام‌شدگان دهه شصت، به ویژه قربانیان اعدام های تابستان ۶۷، هیچگاه شماره قبر و محل دفن اعدام‌شدگان داده نشده است.

 

فراخوان شرکت در تحصن دو روزه

‏ در اعتراض به موج جدید تخریب خاوران

C:\Documents and Settings\Effat.EFFAT-A7EBE10A6\Desktop\کمیته جوانان ایرانی در اروپا تحصن.htm

 کمیته جوانان ایرانی در اروپا:/· کانون 67- آلمان/کمیته دانشجویی- بلژیک/جوانان آزاد ایرانی- پاریس/وجمعی از جوانان هم‏قطار/ http://www.commitee.blogfa.com

شماره‏های تماس در آلمان: 0049 176 21 53 999 2 , 0049 176 29 3550 80

مکان: برلین - خانه‏ی رسانه‏ها - شیف بائوردام شماره‏ی 40

(Bundes Pressehaus, Schiffbauerdamm 40, 10117 Berlin)

زمان: از جمعه 6 فوریه ساعت 9:00 صبح تا شنبه 7 فوریه ساعت 17:00

  

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:34 |