تبليغاتX
عفت ماهباز
  سال گذشته، در 28 مهرماه 1384،  جنبش زنان ایران یکی از بزرگترین یاران نطریه پرداز خود  پروین پایدار (ناهید یگانه) را در سن ۵۷ سالگی از دست داد. زمانی که به جستجوی گفتاری با او بر آمدم، برای مداوای سرطان از لندن رفته بود  تنها توانستم در مراسم بزرگداشت بعد از مرگش از او بنویسم . او نمونه متفكر، بي‎ادعا و صبور  فمينيست‎هاي ايراني است.بی شک آثار علمي و فعاليت‎هاي اجتماعي‎ ارزنده‎اش، افق راه اینده  را روشن خواهد نمود.پروین در اخرین نامه اش می نویسد: " من زندگی کوتاه اما بسیار ارزشمندی داشته ام . شکایتی از زمان کوتاه زندگی ام  ندارم. کیفیت زندگی شخص اهمیت دارد نه طول مدت ان."

 پروین پایدار

عطر ماندگار



دختر جوانی با گریه از خاله پروینش می‌گفت و عطر آشنای او که همه هنگام فضا را با حضور مهربانش می‌آراست او خاله پروین را در عطرش برای خود حفظ نمود و برای همیشه به خاطر سپرد. من و ما حضور او را در اندیشه‌اش که برای آینده جنبش زنان عطری ماندگار به یادگار گذاشت به خاطر می‌سپاریم . پیام زندگی کوتاه او برای حنبش زنان کاربست تئوری و عمل بود.
جمعه ٢٥ نوامبر همسر، خواهر، دوستان و نزدیکان پروین پایدار، نویسنده و کارشناس مسائل زنان، در دانشگاه سوآز لندن برای بزرگداشت او، گرد هم آمدند. بسیاری که می‌بایست حضور می‌داشتند، غایب بودند. و بسیاری دیگر، ار جمله افسانه نجم‌آبادی دوست و همکار دیرینش در "نیمه دیگر"، از راهی بسیار دور آمده در آن جمع حضور داشت. همه به تسلای خویش در سوگش گرد هم نشستیم. شاید آمده بودیم تا در نبودش بگویم او هست و در فکر و اندیشه بسیاری از ما حضور دارد. تفکرش در بسیاری از فعالین و آکادمسین‌هایی که اصلا ح و تغییر را در صلح می‌پسندند ، وجود دارد. وجودش را در تالار می‌شد حس کرد و کلام او در گوش می‌نشست،که می‌گفت
"ایسم‌ها واقعا مشكلی ایجاد نمی‌کند خطر آنجاست که انرژی ما آنقدر صرف نزاع و تصفیه حساب و بحث با یکدیگر شود که هدف اصلی یعنی رفع مشكلات زنان فراموش شود "١

بسیاری "ناهید یگانه" را از "نیمه دیگر"، و از طریق نوشته‌هایش می‌شناسند و کمتر می‌دانند که پروین پایدار، زنی كه از همان روز که مجبور به ترک وطن گردید، در اعتلا و بازسازی جنبش زنان کوشید و الفبای این جنبش را به همراه عده‌ایی دیگر پایه‌ریزی کرد، همان "ناهید یگانه" است. پروین تنها یک آکادمسین نبود. آگاهی از کارها و فعالییت‌های عملی پروین برای جنبش زنان، سبب می‌گردد که به اندیشه‌اش نزدیکتر شویم. زندگی کوتاه پروین گواه آن است که او فمنیستی بود که تئوری را با با کار عملی همراه نمود. و بر خلاف آنهایی که تنها اتاق‌های گرم دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها را مرکز کارشان قرار داده‌اند و یا تنها در مصاحبه‌های رادیویی حضور دارند، و و کمتر با فعالین جنبش زنان همراهی می‌کنند، نبود. او فمينیستی بود که کار عملی برای جنبش زنان را لازم و ضروری می‌دانست. بعد ار مهاجرت در لندن برای کمک به پناهندگان . و یاری رساندن به آنها تلاش زیادی نمود. در دهه ٨٠ برای جمع آوری هزینه چاپ "نیمه دیگر" به همراهی زنان دیگر، آش پخت و کوکو و کتلت فروخت. و....
حضور فعالش در افغانستان، برای کمک به دولت جدید، در تعیین و پیشبرد راه‌كارهای موثر برای كمك به زنان آن كشور بعد از رفتن طالبان نقش تعیین کننده داشت. دوست و همکارش در دانشگاه لندن، دکتر دنیس کاندیوتی، در زمینه هم بستگی‌اش با با زنان دنیا، گفت: زمانی که از او برای کار به افغانستان دعوت شد به او گفتم: شرایط بسیار خطرناکی است و امنیت برای تو در آنجا اصلا وحود ندارد. پروین گفت: اگر الان نرویم پس چه هنگام باید رفت؟! و اگر ما نرویم پس چه کسی باید بدان جا برود؟!

پروین هم چنین سه سال در پیشبرد اهداف سازمان ملل برای زنان دد پاکستان کار کرد. زندگی و عملش در آنجا موحب اعجاب و تحسین همکاران پاکستانی‌اش بود.
دکتر سروش جوادی در مورد همسرش گفت پروین انگار دردسر را بو می‌کشید و به دنبالش می‌شتافت حتی کارهای شغلی را که انتخاب می‌نمود پر دردسر و مشكل‌زا بودند و پروین از انجامشان ابایی نداشت و در واقع به استقبال شان می‌رفت.
کار عملی و به همراه فعاليت‌های نظری به او کمک نمود که مسایل و مشكلات زنان ایرانی و زنانی که سرنوشتی مشابه زندگی شان را رقم می‌زند، را بهتر درک کند. او از جمله اولین زنانی بود که بر همكاری ميان زنان سکولار و اسلامی تاکید ورزید. او در زمینه فمينیسم و اسلام و چگونگی پیوند بینشان معتفد بود :
"معنای لغوی فمينیسم فعالییت برای حل مسائل زنان است. پس چرا نتوان آن را در کنار اسلام نشاند من هرگز کسی را ندیده‌ام که استدلال محکمی آورده باشد برای اینکه می‌توان سوسیالیسم یا لیبرالیسم را در کنار فمنیسم نشاند اما اسلام را نه، به ویژه اگر زن یا زنانی بخواهند خود را فمنیست اسلامی بخوانند."٢
در آن هنگام که مرگ ساز سخن آغاز کرد پروین گفت:
زندگی کوتاه اما با ارزشی داشتم. زندگی زیباست غذاها چقدر خوشمره هستند و من چقدر زندگی را دوست دازم. زندگی زیباست! اما با این توصیف او مرگ را با زیبائی پذیرفت.
پروفسور نیره توحیدی همکار و دوستش که در این دوسال آخر زندگی با او همراه بود در باره او می‌گوید : از پروین راه خوب مردن و چگونگی روبرو شدن با مرگ را نیز می‌شود آموخت.

پروین آنجا بود در کنار ما نشسته و یا در تصاویری که بر پرده می‌رفت و می‌آمد و گاه برای مدتی محو می‌شد. او آنجا حضور داشت در طبیعت، در کنار سگش ... او در کنار مادر و پدر و خواهرانش، در کنار زنان تمامی دنیا، در افریقا ، پاکستان و افعانستان، در ایران در کنار خاتمی ، در کنار ملکه انگلیس، در کنار شوهرش و او ...

پروین در قابی از تصویر فردا نشست
و ماند
در فکر و اندیشه‌ها، پنهان و جاری گشت
در قابی از تصویر فردا
زنان
پاس حواهند داشت اندیشه‌اش را
******
پروین در قابی تصویر فردا
با لبحندی به آینده دورشد.
صدای او، اما بازگشت
"اگر الان نه، پس کی ؟!
اگر ما نه! پس چه کسی؟"

لندن ٢٦ نوامبر ٢٠٠٥
ايران امروز
------------------

١- مصاحبه با مجله زنان رزا افتخاری
٢- مصاحبه با مجله زنان رزا افتخاری

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 22:19 |