تبليغاتX
عفت ماهباز
 

 

اقای اسقف اعظم،

مطابقت دادن "قوانین شریعت اسلامی"در بریتانیا به نفع زنان اسلام گرا نیست

 

اقای اسقف کدام زن آگاهی می پذیرد که در عمل و درقانون نابرابر باشد ؟ کدام زن و کدام مادر می پذیرد که دختر بچه اش را در نه سالگی به عقد مرد هفتاد ساله در آورند. کدام زن و مادر می پذیرد که کودکانش بعد از مرگ ویا ظلاق همسر ، فرزندانش به پدر و یا جد و بستکان پدر تعلق گیرد  

 

 

در چند روز گذشته بحث شریعه اسلامی و ظاهرا تطبیق برخی از مفاد ان در نظام قضائی بریتانیا برای ساکنین مسلمان این کشور، بر سر اظهارات اسقف اعظم کانتربری در بریتانیا  بالا گرفته، موجی ازخشم و اعتراضات مردم و مقامات دولتی و کلیسایی را  در پی داشت تا جایی که برخی از شخصیت های کلیسای انگلستان خواستار استعفای او شدند.

دکتر*روان ویلیامز، اسقف اعظم کانتربری و رهبر کلیسای انگلستان در مصاحبه با بی بی سی گفته است که منظور کردن برخی قوانین اسلامی در نظام قضائی بریتانیا چاره ناپذیر است اگر بریتانیا بخواهد یکپارچگی اجتماعی خود را حفظ کند، جوامع مسلمان باید بتوانند برای مسائلی مانند ازدواج و مشاجرات مالی به مراجع قانونی اسلامی نیز دسترسی داشته باشند. معتقد است که قوانین اسلامی باید رسما در نظام قضائی بریتانیا به کار گرفته شود. رهبر کلیسای انگلستان می گوید مسلمانان بریتانیا، مانند برخی موارد که توسط یهودیان این کشور صورت گرفته است، باید حق انتخاب داشته باشند که مسائل خود را در مرجعی دینی حل کنند.  مسلمانان بریتانیا از گذشته برای رسیدگی به مسائل مالی، ارث و ازدواج به دادگاه های اسلامی مراجعه کرده. دکتر ویلیامز هشدار می دهد که اگر قوانین اسلامی در بریتانیا به رسمیت شناخته نشود این خطر وجود دارد که مسلمانان، که نمی دانند به قوانین لائیک وفادار باشند یا قوانین دینشان، احساس بیگانگی با جامعه بریتانیا خواهند کرد و حتی قانون را زیر پا خواهند گذاشت

ایا اصولا جنین قوانینی می توانند در سیستم قضایی کشورهایی دظیر انگلشتان با توجه به تاریخچه، شرایط و اوصاع زمان و مکان آن، به اجرا در آید ؟چرا چنین بحثی در این زمان از سوی بالاترین مقام مذهبی این کشور یعنی *اسقف اعظم کانتربری دکتر ویلیامز ، عنوان شده است؟ این موضوع برمی گردد به چند ماه گدشته که جهان شاهد در گرفتن بحث هایی و بین کشورهایی صاحب ادیان مختلف منجمله اتحادیه اروپا بود. در 19 مهر 1386 جمعی از رهبران مسلمانان در نامه ای به رهبران مسیحیان خواستار تلاش برای تفاهم پیروان اسلام و مسیحیت شده اند. این نامه به امضای بیش از یکصد و سی تن از محققان و روحانیون مسلمان برای پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کلیسای کاتولیک، دکتر روان ویلیامز، سراسقف کانتربری و ارشدترین مقام کلیسای انگلیکن، و رهبران سایر کلیساهای مسیحی ارسال شده است. **اتحادیه اروپا به منظور بالا بردن همزیستی بین ادیان در این قاره سال 2008 را سال گفتگوی بین فرهنگها نامگذاری کرد و اجلاس گوناگونی در مکانهای مختلف در سال 2007 برگزار نمود از جمله: مهمترین دستاورد سفر 9 روزه رهبران ادیان توحیدی مسلمان، مسیحی و یهودی اسقف اعظم کانتربری دکتر ویلیامز ویلیامز ، رهبر کلیسای انگلستان از جمله به شهر قدس، رم و واتیکان مبارزه متحدانه با فقر و گرسنگی بیماری و خشونت اعلام شده است. طبیعتا به دنبال این اجلاس ها و در پی رسیدگی به موضوع مورد بحث اتحادیه اروپا، گفتگوی بین فرهنگها است که دکتر روان ویلیامز، اسقف اعظم کانتربری و رهبر کلیسای انگلستان برای نشان دادن حسن نیت کلیسای بریتانیا با توجه به اکثریتی مسالمان در این کشور، با عجله و شتابزده خواستار تطبیق برخی از قوانین شریعه در قوانین قضایی انگلیس شده اند

اسقف اعظم کانتربری در اظهارات خود مسله ارث و ازدواح و مسائل مالی را عمده کرده اند. اما ایشان حتی اگر براساس نشت سفر 9 روزه شان، عمل می کردند،  نمی بایست اجرای همین موضوعات عنوان شده "ارث و ازدواح و مسائل مالی"، به شیوه قوانین شریعه،راعنوان می کردند با خشونت زدایی. که مهمترین محور دستاورد سفر 9 روزه شان مبارزه متحدانه با فقر و گرسنگی بیماری و خشونت اعلام شده. مغایرت دارد اگرچه ایشان باید مطلع باشند که قوانین شرعی اساسا قوانین نابرابر است و این برخلاف قانون موقعیت ها برابربا همه در انگلیس است

اقای اسقف اعظم دکتر ویلیامز آیا می دانید چرا مطابقت دادن "قوانین شریعت اسلامی" به نفع زنان اسلام گرا نیست و بی شک حامیان اجرای آن زنان آگاه مسلمان نیستد. کمتر زن آگاه به قوانین شریعه در شرایط حاضر انهم در این کشور مدافع اجرای آن می باشد اما همانگونه در این روزها شاهد بودید از نامه ها و امیل های فراوانی هم از انها دریافت نمودید اکثر مردان اسلامی مصرانه خواستار اجرای شریعه در همه جای دنیا هستند. می دانید چرا؟

اقای اسقف کدام زن آگاهی می پذیرد که در عمل و درقانون نابرابر باشد ؟ کدام زن و کدام مادر می پذیرد که دختر بچه اش را در نه سالگی به عقد مرد هفتاد ساله در آورند. کدام زن و مادر می پذیرد که کودکانش بعد از مرگ ویا ظلاق همسر ، فرزندانش به پدر و یا جد و بستکان پدر تعلق گیرد و در صورت ازدواج مجدد که حق طبیعی هر زنی است، و او از دید نشان برای همیشه محروم گردد ؟ کدام زن می پذیرد که حتی بعد از مرگ همسر هم حق سرپرستی فرزند و یا فرزندانش را نداشته باشد.

اقای سقف  کدام زن آگاه با رضایت می پذیرد که همسرش هروقت دلش خواست او را طلاق دهد و به راحتی و زن دیگری را به عقد خود در اورد و یا اینکه کدام زن به دلخواه انتخاب می کند که در کنار خود، در یک خانه با سه زن دیگر به نام هوو زندگی کند؟ کدام زن زاضی و خشنود است که همسرش با وجود داشتن چهار زن عقدی رسمی ، باز هر لحظه که اراده کند می تواند با خواندن آیه ایی از قران زنی را به نام "صیغه" در اختیارخود داشته باشد و حتی به خانه آورد؟!. کدام زن می پذیرد که جنانچه در چنین شرایط نابرابری در زندگی زناشویی خطایی مرتکب شد و یا به دیگری عاشق شد، به نام "زنا" به وحشیانه ترین شیوه فرون وسطائی "سنگسار" به زندگیش  پایان دهند

 اقای سقف کدام زن اگاهی راضی است در حالیکه عمری در کنار همسرش زحمت کشیده پس از مرگ او تنها یک هشتم اموال منقول یا اموال هوایی،- زن هيچگاه از زمين ارثي نميبرد.-  همسر به او تعلق می گیرد و اگر این مرد 4 زن داشته باشد همین یک هشتم  بین 4 زن تقسیم می شود. کدام زن آگاهی راضی است از اموال پدر یا مادر بعد از مرگشان  نصف برادر به او ارث رسد . کدام زن می پذید ارزش اودر دیه ودر شهادت  نصف ارزش مرد باشد! 

اقای اسقف  اعظم کانتربری، داستان سرائی نمی کنم و اینها مسائل بافته ذهنم نیستد، مشگلاتی  که برشمردم  متاسفانه مسایلی است که روزانه میلیون ها زن در  کشورهای مختلف اسلامی با ان  دست و پنجه نرم می کنند و به اجبار با ان کنار می آیند. قوانین  شریعه اسلامی- مربوط به بخش خانواده- همان قوانینی که این روها در رسانه ها توسط  مردان متفاوت که معمولا شیخ ها و حجت الاسلام ها از کشورهای اسلامی، و منجمله شما، از در دفاع و تبلیغش برآمده اید تثبیت نابرابری زن و مرد در جهان است در قوانین شریعه نابرابری زن و مرد رسمیت یافته،  خدایی تلقی شده است در حالیکه در کشورهای مختلف حتی در یک کشوراسلامی، تفاسیر متفاوت از شریعت وجود دارد. اجرای چنین قوانینی  در کشور انگلستان مغایر قوانین مدنی این کشور است. برای حل مسائل مدنی، قوانین باید لائیک و براساس ارزش های انسانی و جهانی که حاصل مبارزات مردم دنیا است تدوین شده، باشد.

 

اقای اسقف اعظم کانتربری دکتر ویلیامز، آیا شما از مشگلاتی  که در این زمینه برای زنان ایجاد می شود آگاهید: با این وجود معتقدید  که "مسلمانان در مسائلی مانند ارث و ازدواج و مشاجرات مالی به مراجع قانونی اسلامی نیز دسترسی داشته باشند و قوانین اسلامی باید رسما در نظام قضائی بریتانیا به کار گرفته شود " آیا اجرای این احکام در هرکجای دنیا اجازه رسمی دادن به اعمال خشونت علیه زنان و توهین به مردان نیست؟ یا اینکه شما این کار را رواداری یا (تولرنس) می نامید ! اما اینهم احتمال دارد که این موضوع را طرح نمودید تا به مردم  عقب ماندگی دنیای اسلام  و ترقی خواهی مسیحیت را نشان دهید اما آقای اسقف شما تاریخ ادیان را حتما بهتر از من می دانید اینکه در روز گاری نه چندان دور دو قرن بیش از این (اواخر قرن ،14 اوایل قرن 18)  در دوره انگیزاسیون، کلیساهای دنیا هزاران هزار زن رابه جرم داشتن آکاهی در زمینه های مختلف ،از جمله سواد خواندن و نوشتن ، مامایی کردن داروسازی و درمان گری  و... به نام جادوگر، ( HEXE)  ابتدا شکنجه سپس زنده زنده در آتش سوزانده شدند*** . اما آنچه سبب تغییر سیمای زندگی زنان مردان جهان  شد سکولاریسم، جدایی کلیسا از امور داخلی زندگی مردم و برقراری قوانین لائیک بود یعنی جدایی دین از دولت وامور دنیایی ، آنچه که امروز زنان کشور ما چه اسلامی و چه غیر اسلامی، در جستجوی ان و خواستا ر برپایی چنیین حکومتی هستند . مطمئا روزی موفق  خواهند شد.

 

 

 

قوانین خانواده بر اساس قوانین شریعه اسلامی:

1ـ ازدواج

براي ازدواج يك دختر، طبق قانون شریعه اسلامی  ”شرط اجازهي پدر“لازم است، دختران باکره حتي اگر 40 ساله هم باشد براي ازدواج حتما بايد اجازه پدر يا جد پدري را داشته باشند در غير اينصورت پدر و پدربزرگ مي توانند حتي بعد از ازدواج، عقد نکاح دختر را از طريق دادگاه باطل اعلام كنند.

در قانون شریعه اسلامی  سن ازدواج دختران 9 سال است واگر پدري دلش بخواهد، ميتواند با اجازه دادگاه، دختر خود را حتي قبل از 9 سالگي به عقد مردي 70 ساله درآورد.

طبق قانون، محل زندگي زن بايد تابع محل زندگي شوهرش باشد. مثلا اگر شوهر در شهرستان كاري پيدا كند و زن نخواهد با او به آن شهر برود، مرد ميتواند حكم عدم تمكين زن را از دادگاه بگيرد و با زن ديگري ازدواج كند. اين بيعدالتيها را ميتوانيم هر روز در ميان زنان دور و اطرافمان ببينيم.

زن همچنين با ازدواج مجبور به تمکين از مرد مي شود به گونه اي که بر اساس قانون هرگاه مرد اراده کند زن بايد آماده برقراري رابطه جنسي باشد، حتي اگر ميل نداشته باشد. يعني اين قوانين تبعيضآميز ميتواند ترسي وحشتناک از ازدواج در دل دختران جوان ايجاد کند

2ـ طلاق

طبق قانون، طلاق حق انحصاري مرد است و مرد ميتواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد. اما اگر تقاضاي طلاق از سوي زن مطرح شود او بايد مواردي همچون: بدرفتاري همسر، ندادن نفقه، اعتياد و يا زنداني بودن شوهر و... را اثبات کند. محضر و جاري شدن صيغهطلاق را نيز زن پرداخت كرده است. اين درحالي است كه حتي در قوانين شرع هم بهروشني ذكر شده است كه طلاق خلعي، طلاقي است كه اگر زن مهريه خود را ببخشد بهراحتي ميتواند طلاق بگيرد، اما در قوانين موجود بهدليل اينكه ”رضايت شوهر“ هم علاوه بر بخشيدن مهريه اضافه شده، طلاق را براي زنان بسيار مشكل كرده و در واقع مشاهده ميكنيم كه قانون طلاق، زنان را حتي از حقي كه در قوانين شرع به زنان داده شده، محروم كرده است و اگر زن مهريهي خود را ببخشد باز هم براي طلاق نياز به ”رضايت شوهر“ دارد.

3 ـ حق ولايت (سرپرستي) بر فرزندان

حق حضانت بعد ار طلاق و یا مرگ همسر دختر تا سن 7 سالگی و پسر تا سن دو سالگی می تواند نزد مادر بماند !بر اساس قانون مدني ايران مادر هيچ وقت نميتواند سرپرست فرزندش باشد و در صورت نبودن پدر و جد پدري نيز سرپرستي فرزندان به او تعلق نمي گيرد و تنها مي تواند قيم فرزند خود باشد. و حتي حق فروش اموال فرزندان نيز به عهده اداره سرپرستي است.

مادر بهجز افتتاح حساب قرضالحسنه حتي نميتواند براي فرزندش حسابي باز كند، يا بدون امضاء شوهرش براي كودكش خانهاي بخرد. اگر مادري با اجازهپدر كودك و با پول خود براي فرزندش خانهاي بخرد، پدر ميتواند هر موقع دلش بخواهد آن خانه را بفروشد يا اجاره دهد و مادر در اين موارد هيچ حقي ندارد. يا مادري كه فرزندش بهدليل بيماري در بيمارستان است و نياز به عمل جراحي داشته باشد، اين پدر است كه بايد اجازهي عمل را بدهد و مادر نميتواند بدون امضاي پدر، از پزشكان بخواهد كه كودكش را عمل حراحي كنند. اين درحالياست كه طبق قانون، سرپرستي و ولايت پدر، ”قهري“ است. يعني حتي اگر خود پدر هم بخواهد نميتواند سرپرستي كودك را به همسر خود واگذار كند

4 ـ تعدد زوجات ( چند همسري)

مرد ميتواند 4 زن عقدي و بينهايت زن صيغهاي داشته باشد.

5 ـ سن مسئوليت کيفري

سن مسئوليت کيفري براي دختران 9 سال قمري(8 سال و 9 ماه شمسي) و براي پسران 15 سال قمري(14 سال و 6 ماه شمسي) است. بهطوري که اگر دختري 9 سالهمرتکب جرمي شود با او مثل يک انسان بزرگسال رفتار مي کنند و تمامي مجازاتي را که قانون در نظر گرفته است (حتي اگر اعدام باشد) براي او نيز صادر مي شود. تنها استثنا اين است که آن كودك را در زندان يا كانون اصلاح و تربيت نگه ميدارند تا به سن 18 سالگي برسد و بعد حكم اعدام را اجرا ميكنند. بايد از قانون‌گذاران پرسيد كه آيا كودكي كه 9 سالاش است آنقدر عاقل و بالغ است كه در مورد اعمالي كه انجام ميدهد بايد جان و زندگياش را از او گرفت؟ حالا چه بعد از 9 سال باشد چه در همان سن!

6 ـ تابعيت

طبق قوانين ما تابعيت زن ايراني به فرزندش منتقل نميشود. از طرفي زن ايراني كه با مرد خارجي ازدواج كند در بعضي موارد حتي تابعيت ايراني خود را نيز از دست ميدهد.

7 ـ ديه:

ديه“ ميزان پولي است كه به عنوان خسارت از سوي قاتل يا كسي كه مرتکب ضرب و شتم شده به كسي كه صدمه ديده يا خانوادهكسي كه كشته شده، پرداخت ميشود. در قوانين شریعه ارزش جان زن نصف ارزش جان مرد در نظر گرفته شده است. براي مثال اگر خواهر و برادري در يك خيابان با ماشيني تصادف كنند و هر دو پايشان بكشند خسارتي كه به برادر ميدهند دو برابر خسارتي است كه به خواهرش ميدهند. و اگر در اين تصادف هر دوي آنها كشته شوند خسارتي كه براي پسر به خانواده‎‎اش داده ميشود، دو برابر خسارتي است كه براي خواهرش ميپردازند. يا اگر زني كه پنج ماهه حامله است تصادف كند و در آن تصادف كشته شود، ميزان خسارتي كه براي مرگ زن پرداخته ميشود نصف مبلغي است كه براي جنين پسري كه در شكم اوست ميپردازند.

8 ـ ارث

بر اساس قانون مدني بعد از مرگ پدر و مادر پسران دو برابر دختران ارث مي برند. اگر مردي فوت کند و زن و بچه داشته باشد زن يک هشتم از اموال شوهرش را ارث مي برد و اگر شوهر بچه نداشته باشد زن يک چهارم اموال شوهر را ارث ميبرد. البته زن هيچگاه از زمين ارثي نميبرد.

اگر مردي بميرد و چند همسر داشته باشد همان سهم يک هشتم يا يک چهارم بين تمام زنانش تقسيم مي شود. اما اگر زني بميرد و شوهر و بچه داشته باشد، شوهر يک چهارم از اموال زن را ارث مي‌برد و اگر زن بچه نداشته باشد، شوهر نصف اموال را ارث مي برد. پس عملا شوهر دو برابر زن ارث ميبرد.

 اگر زنی فوت کند و هیچ وارثی غیر از شوهرش نداشته باشد، تمام اموال او به شوهرش به ارث میرسد. اما اگر مردی فوت کند و غیر از زنش هیچ وارثی نداشته باشد فقط یک چهارم از قیمت ابنیه و اشجار و اموال منقول شوهر به او ارث میرسد و بقیه اموال شوهر متعلق به دولت خواهد بود یعنی دولت به آن مرد نزدیکتر است تا زنش که یک عمر با او به سر برده است.

9 ـ قوانيني که از قتل هاي ناموسي حمايت مي کند

از جمله قوانين تبعيضآميز ديگر ميتوان به قانوني اشاره كرد كه به مرد اجازه ميدهد هرگاه زناش را در هم بستري با مرد ديگري ببيند ميتواند زن را بكشد و قانون آن مرد را مجازات نميكند اين قانون دست مردان را براي كشتن زنان باز گذاشته است. مردان ميتوانند در دادگاه مدعي شوند كه زنانشان به آنها خيانت كرده (و مهدورالدم بوده، پس حق داشته او را بكشد) و طبق قوانين موجود از شر مجازاتهاي سنگين خلاص شوند. يعني مرداني كه فقط به همسران خود شك كرده بودند با وجود قوانين حمايتكننده ميتوانند زنانشان را به قتل برسانند. در مورد قتل عمدی فرزندان نيز طبق قانون پدر و جد پدري (پدربزرگ پدری) قصاص نمي شوند، مثلا اگر پدري دخترش را بهدليل شك به او، يا به هر دليل ديگر به قتل برساند طبق قانون از مجازات (قصاص) معاف ميشود و دادگاه می تواند او را به حداکثر ده سال حبس محکوم کند.

10 ـ شهادت

: در بعضي موارد زنان، حق شهادت دادن ندارند، مانند جرم لواط یا مساحقه (همجنسگرایی زنان) یا قوادی یا شرب خمر و .... در مواردي هم که شهادت زن در دادگاه‎‎ها پذيرفته ميشود، 2 زن شاهد برابر با يك مرد شاهد به حساب ميآيد و معمولا در مورد واقعهاي که زنان شهادت ميدهند بايد حتما يک مرد نيز در آن مورد شهادت دهد تا براي دادگاه ملاك باشد.

11 ـ ديگر قوانين تبعيض آميز:

پوشش اجباري براي کل زنان ايراني بدون توجه به مذهب و اعتقادشان وجود دارد. به عنوان مثال زنان مسيحي که مذهبشان آنها را به داشتن حجاب مقيد نميکند در صورت نداشتن حجاب مجازات ميشوند و در صورتي که بنابه سليقهي مسئولان لباس نپوشند ميتوانند به حبس يا پرداخت پول محكوم شوند.

 در قانون تامين اجتماعي، با آنکه زنان و مردان به يک اندازه پول بيمه ميپردازند فرزندان نميتوانند از حقوق بازنشستگي یا خدمات درمانی مادر استفاده کنند. يعني زنان نمي توانند بعد از مرگ براي کودکان خود آسايشي فراهم کنند.

 در قوانين شریعه براي افراد متاهل که رابطه نامشروع دارند مجازات هولناک ”سنگسار“ در نظر گرفته شده. اين نوع مجازات معمولا در مورد زنان اجرا ميشود چون طبق قانون، مرد متاهل ميتواند تا بينهايت صيغه کند و بنابراين ميتواند مدعي شود زني را که با او رابطهي نامشروع داشته( به شرطی که زن مجرد باشد)، صيغه كرده است.

 

عفت ماهباز لندن

efatmahbas@hotmail.com

 

 

  • زیرنویس
  • به نقل از خبرگزاری BBC  لندن
  • به نقل از خبرگزاری مهر
  • به نقل از خبرگزاری BBC  لندن نامه شخصیتهای مسلمان به رهبران مسیحی پنج شنبه 11 اکتبر 2007 - 19 مهر 1386جمعی از رهبران مسلمانان در نامه ای به رهبران مسیحیان خواستار تلاش برای تفاهم پیروان اسلام و مسیحیت شده اند. این نامه به امضای بیش از یکصد و سی تن از محققان و روحانیون مسلمان برای پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کلیسای کاتولیک، دکتر روان ویلیامز، سراسقف کانتربری و ارشدترین مقام کلیسای انگلیکن، و رهبران سایر کلیساهای مسیحی ارسال شده است. نویسندگان نامه گفته اند که صلح جهانی و بقای بشریت ممکن است به بهبود روابط بین مسلمانان و مسیحیان بستگی داشته باشد.
  • به نقل از خبرگزاری مهر روز سه شنبه 18 دی ماه مقامهای اتحادیه اروپا سال " گفتگوی بین فرهنگها" را طی مراسمی در اسلوانی رئیس کنونی اتحادیه اروپا آغاز می کنند. مقامات اروپایی اعلام کردند که قصد دارند در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا برنامه ها و رویدادهایی با هدف نزدیک شدن گروه های ملی، زبانی، دینی به یکدیگر برگزار کنند./از آنجا که کاهش ناآرامی های دینی و قومی در دستورکار سیاسی مقامات اتحادیه اروپا قرار گرفته باید به منظور تقویت جامعه بین فرهنگی که از آن صحبت می کنند بیش از سایر موارد مورد توجه ‌قرار گیرد./اتحادیه اروپا به منظور ارتقای سطح تساهل در این قاره سال 2008 را سال گفتگوی بین فرهنگها نامگذاری کرد تا به دنبال اجرای برنامه‌های تعیین شده پیروان ادیان، گروههای قومی و فرهنگ مختلف در صلح و آرامش به همزیستی بپردازند/وی افزود: ما نیاز به انگیزه ای برای تغییری اساسی در جوامع خود داریم تا بتوانیم اروپایی میان فرهنگی ایجاد کنیم تا فرهنگها در چارچوب آن به تبادل و تعامل سازنده بپردازند.
  • خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه : در شرایطی که مهمترین دستاورد سفر 9 روزه رهبران ادیان توحیدی به شهر قدس، رم و واتیکان مبارزه متحدانه با فقر و گرسنگی اعلام شد، رهبر کاتولیکهای جهان این هفته بر اهمیت اخلاق پزشکی و رهبر انگلیکنها بر اهمیت احترام به ادیان تأکید کردند./رهبران دینی مسلمان، مسیحی و یهودی لس‌آنجلس در پی یک سفر تحقیقاتی به شهرهای قدس، رم و واتیکان در ایتالیا تأکید کردند باید متحدانه علیه گرسنگی، بیماری و خشونت مبارزه کنند و خود طلایه دار حل مشکلات مبرم جهانی چون گرسنگی، بیماری و خشونت باشند که این امر تنها با ارتباط میان مؤمنان به ادیان امکان‌پذیر است.
  •  
  • The European Witch-Hunts, c. 1450-1750***

For three centuries of early modern European history, diverse societies were consumed by a panic over alleged witches in their midst. Witch-hunts, especially in Central Europe, resulted in the trial, torture, and execution of tens of thousands of victims, about three-quarters of whom were women. Arguably, neither before nor since have adult European women been selectively targeted for such largescale atrocities The witch-hunts waxed and waned for nearly three centuries, with great variations in time and space. "The rate of witch hunting varied dramatically throughout Europe, ranging from a high of 26,000 deaths in Germany to a low of 4 in Ireland." (Gibbons, Recent Developments

The medieval witch-hunts have long been depicted as part of a "war against women" conducted exclusively or overwhelmingly by men, especially those in positions of central authority. Deborah Willis notes that "more polemical" feminist accounts "are likely to portray the witch as a heroic protofeminist resisting patriarchal oppression and a wholly innocent victim of a male-authored reign of terror designed to keep women in their place." (Willis, Malevolent Nurture, p. 12.)

 How many died   

"اthe most dramatic [recent] changes in our vision of the Great Hunt [have] centered on

ُthe death toll," notes Jenny Gibbons. She points out that estimates made prior to the mid-1970s, when detailed research into trial records began, "were almost 100% pure speculation." (Gibbons, Recent Developments.) "On the wilder shores of the feminist and witch-cult movements," writes Robin Briggs, "a potent myth has become established, to the effect that 9 million women were burned as witches in Europe; gendercide rather than genocide. [See, e.g., the witch-hunt documentary "The Burning Times".] This is an overestimate by a factor of up to 200, for the most reasonable modern estimates suggest perhaps 100,000 trials between 1450 and 1750, with something between 40,000 and 50,000 executions, of which 20 to 25 per cent were men." Briggs adds that "these figures are chilling enough, but they have to be set in the context of what was probably the harshest period of capital punishments in European history." (Briggs, Witches & Neighbours, p. 8.)

Brian Levack's book The Witch-Hunt in Early Modern Europe arrives at roughly similar conclusions. Levack "surveyed regional studies and found that there were approximately 110,000 witch trials. Levack focused on recorded trials, not executions, because in many cases we have evidence that a trial occurred but no indication of its outcomes. On average, 48% of trials ended in an execution, [and] therefore he estimated 60,000 witches died. This is slightly higher than 48% to reflect the fact that Germany, the center of the persecution, killed more than 48% of its witches." (Gibbons, Recent Developments

 

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 21:19 |

عادت به والنتین

 

قسم به تو

قسم به عشق
قسم به گل سرخی که عاشقانه

در آب‌ها رها گشته
تو عشق را به عادت،

 کشتی

 

عادت شدی در والنتین
گل سرخ را به "عادت" دهی

دیروز وفردا نکردی

با روح و جانت،

 "عادت" شده، عادت!

عادت کردی

به "عادت" قسم خوری

به جای عشق!

حتی اگر گلسرخ وعشق

 به غارت و یغما شوند

پرنده عشق میرد و...

بی گل سرخ،رها در باد!

 

لندن 12 فوریه



چون هر سال، "والنتین"،
روز بوسه و گل
روز سرود عشق
بی تو سپری شد، کنار رود
گل سرخ‌ام به آب نشست و رفت
آمده بودم زمزمه‌های عشق را زنده کنم
و گل سرخ را
آمده بودم غریق بوسه‌هایت شوم
رها در باد
گل سرخ در آب غرق شد.
و من …..

***

در هر بهار غزل‌خوان عشقت شدم
و در هر "والنتین"
گل سرخ‌ام پرپر شد در باد
بی‌آنکه دیده باشی
در این والنتین،
کنارت نشسته‌ام
بی‌آنکه ببینی
گل سرخ در اب غرق گشته !

***

 


 

زیرنویس
روز والنتین Valentine day : در کشورهای اروپایی هر ساله روز ١٤ فوریه به عنوان "روز والنتين" ، روز عشق بین عاشقان گل شمع و البته بوسه رد و بدل می‌شود. می‌گويند والنتین يك کشیش مسیحی در قرن سوم ميلادی بود و وقتی امپراطور رم "کلادیوس دوم" اعلام کرد که ازدواح مردان جوان ممنوع است چرا که مردان عذب سربازان بهتری هستند، كشيش والنتین از این فرمان سرپیچی کرد و چندین سال مخفیانه عاشقان جوان را به عقد هم آورد و زمانی که کلادیوس از این امر آگاه شد او را زندانی و اعدام نمود و اما عاشقان حوان نام اورا به خاطر سپردند. داستان دیگری که در این مورد است این است که والنتین در زندان عاشق دختر زندانبان شد و این دختر تا زمان اعدامش به دیدار او در زندان می‌آمد. این روز برای مردم فرانسه و انگلیس روز بسیار مهمی به شمار می‌آید و میلیون‌ها کارت بین عاشقان رد و بدل می‌گردد. در امریکا این روز از اواخر سال ١٧٠٠میلادی برگرار می‌گردد

ا روز والنتین در نزد رومیان از سه قرن پس از میلاد ، بوجود آمده است در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. ا .در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها چهار روز پس از روز والنتین فرنگی. این روز «سپندارمزدگان» یا «اسفندارمزدگان» نامیده میشود در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی«شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است." سپندار مزد" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن . زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان ایران زمین اسپندارمزدگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند

عفت ماهباز  لندنefatmahbas@hotmail.com  

.

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 16:57 |

هیلاری رودام" کلینتون"

ما هميشه بازنده نيستيم ؟2

 

حوشجالم از این پیروزی اگر چه: که در این دنیا حتی روزنه ها ی کوچک را هم از ما دریغ می کنند . مجله «زنان» نشریه ایی که بخشی از فعالیت های جنبش زنان، را منعکس می کرد و زنان بسیاری اولین آموزهای فمنیستی خود را از آنجا آغاز کردند. به سردبیری شهلا شرکت را پس از شانزده سال کار مداوم پی گیرانه ، بستند.

 

 

دیروفت شب است ، زل زده ام به صفحه تلویزیون، خبر لحظه به لحظه کارزار انتخابات "سه شنبه بزرگ"* امریکا را از اخبار 24 ساعته BBC.  لندن پی می گیرم اینکه نتیجه این انتخابات چه می شود گویی که به سرنوشتم گره خورده! در این روز بیشتر از چهل میلیون از شهروندان  آمریکا، در انتخابات مقدماتی حزبی در ۲۴ ایالت شرکت کردند تا داوطلبان مورد نظر خود را برای نامزدی یکی از دو حزب جمهوری خواه یا دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب کنند. خبر ها حاکی از رقابت تنگاتنگ هیلاری رودام کلینتون و باراک اوباما، دو داوطلب باقی مانده حزب دموکرات در مبارزات انتخاباتی خبر می دهد.

"هیلاری رودام کلینتون" اولین سناتور زن در سنای امریکا و در صورت موفقیت در این رقابت ها اولین رییس جمهوری زن آمریکا خواهد بود .هیلاری در آمریکا در زمینه حمایت از حقوق زنان، اشتغال زایی و بیمه درمانی. شخصیتی شناخته شده است. او درطی سناتور بودنش در سنا و همچنین در طول تبلیغات انتخاباتی اش تلاش کرده خود را به عنوان فردی با تجربه در زمینه های مختلف نشان دهد آنگونه که بتواند رهبری دشوار کشوری چون امریکا را  به دست بگیرد. او همجون همه فمنیست ها، همواره نام خانوادگی خود "رودام" را پیش از نام فامیلی همسرش در معرفی خود به کار می برد در یکی از این مناظره های تلویزیونی از هیلاری پرسیده شد آیا می خواهد از زن بودن خود در این انتخابات استفاده کند؟ او جواب داد: " حمله به من به دلیل زن بودنم نیست به این خاطر است که از دیگران پیشم."

 پیش بینی می کنند تا 4 صبح همه چیز معلوم شود. ، به این همه ازادی و شور مردم غبطه می خورم، بالا و پائین رقتن آرای نگرانم می کند هنوز از اینکه  سناتور "هیلاری رودام کلینتون" بانوی اول پیشین آمریکا زنی که می داند کجا تاریخ این جهان ایستاده در رقابت های انتخاباتی حزب دموکرات پیش تر است خوشحالم، در شهر بزرگ نیویورک که خانم کلینتون نماینده آن شهر  در سنای آمریکا است، توانست 57 درصد آرا را از آن خود کند. یکی از و غیر منتظره ترین نتایج رای گیری"سه شنبه بزرگ" پیروزی خانم کلینتون در ایالت ماساچوست در حالی صورت گرفت که هر دو سناتور این ایالت که از دموکرات های ارشد حزب محسوب می شوند جان کری و ادوارد کندی، و نیز فرماندار دموکرات ماساچوست از باراک اوباما حمایت کرده بودند.

انچه از گزارشات لحظه به لحظه به نظر می رسد، تنها من نیستم که مشتاقانه اینگونه موضوع را پی می گیرم، .مردم امریکا را نیز بیش از هر انتخابات دیگر با شور حال دیگری در صحنه حضور دارند. تلفنی از دوستی در کالیفرنیا از چگونگی شور حال مردم را جویا می شوم. حرفم را تائید می کند و می گوید: آنجه می گویی درست است یکبار دیگر در سال 1968 مردم همینگونه با شور اشتیاق در صحنه انتخابات حضور داستند. این بار حضور یک زن (هیلاری کلینتون) و یک سیاهپوست (باراک اوباما) ويژگی خاصی به این دور از رقابتهای انتخاباتی بخشیده ویا شاید بخاطر تعویض ریئس جمهور بوش،هم  باشد که مردم .چنین با علاقه به خیابان ها آمده اند .

 هیلاری رودام، بعد از پیروزی اش در نیویورک خطاب به مردم می گوید:

در اینجا می خواهم از مادرم تشکر کنم. مادری که زمانی مرا به دنیا می آورد هنوز ازداشتن حق رای محروم بود. در واقع شصت سال پیش از این زنان امریکا حق رای نداشتند. از این سخن اشک در چششمم می نشیند، در دنیایی که هنوز  مرد سالاری در بسیاری نقاط جهان حرف اول را می زنذ. این پیروزی کمی برای ما نیست این پیروزی همه زنان چهان است حوشجالم از این پیروزی .

حوشجالم از این پیروزی اگر چه: در سرزمین مان، برای رسیدن به برابری صد سالی است می دویم و هنوز دنیا به کام ما نمی چرخد. هنوز باید به بهانه "یک میلیون امضا" تلاش کنیم تا حرف و صدای مان را به گوش و جان ها برسانیم. گرچه در این دنیا حتی روزنه ها ی کوچک را هم از ما دریغ می کنند . مجله «زنان» نشریه ایی که بخشی از فعالیت های جنبش زنان، را منعکس می کرد و زنان بسیاری اولین آموزهای فمنیستی خود را از آنجا آغاز کردند. و تنها مجله زنانه کاغذی در ایران به سردبیری شهلا شرکت پس از شانزده سال کار مداوم پی گیرانه ، را بستند. گرچه برای اینکه صدای زنان به هیچ گونه به گوش نرسد در طی یکسال گذشته چند سایت انترنتی زنان از جمله تغییربرای برابری سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز را طی مدت یک سال هشت بار فیلتر کردند.گرچه در این سالها دخترکان مان را به جرم بی حجابی ،کم حجابی و آرایش و چکمه و پوشش ...، به شلاق بستند.  گرچه هنور یاران دیگرمان،هانا و روناک به جرم جمع آوری یک ملیون در زندانند.و زنان ذیگر منتظر ...گرچه با این سنفونی ناساز حکومتیان در ایران، در این سوی مرز ظاهرا ازاد برخی از فعالین زن در خارج از کشور، از همه فعالیت های زنان در داخل کشور، هیچ را نمی بینند ! بند کردند به ملاقه آش نذری مادری که دخترش در زندان بود و خدای ناکارده ملاقه به دست یکی از فعالان جنبش یک میلیون امضا هم می خورد او هم  همش هم می زند. و ان ملاقه و امروز سر همه ما را می شکند!  اگرچه مردم ما در کشوری زندگی می کنند که رتبه نخست اعدام کودکان را به خود اختصاص داده است. گرچه اعدام عاطفه ها بر دار حکم سنکسار پا برجاست .اما با وجود همه این ها خوشحالم که هیلاری رودام در این مرحله در آنجا در بالا ایستاده، سخن او سخن پیروزی است. "ما همیشه بازنده نیستیم*"  اگرچه به نظر می رسد نتیجه رقابت این دو به ادامه روند برگزاری انتخابات مقدماتی در سایر ایالت ها موکول شود و یا حتی دیگری برنده این بازی باشد

 

 

عفت ماهباز، لندن

efatmahbas@hotmail.com

 

زیرنویس

امتیاز مجله زنان به سردبیری شهلا شرکت لغو شد.

: http://www.we-4change.info/تغییربرای برابری سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز برای هشتمین بار فیلتر شد. از آغاز به کار سایت کمپین در شهریور1385 تا کنون (آذر 1386 )که بیش از یک سال می گذرد

به خاطر گستردگی کارزار انتخابات "سه شنبه بزرگ" نامیده شد..

خانم کلینتون در سال 2003 به اشغال عراق رای مثبت داد اما از آن زمان تلاش کرده از این جنگ فاصله بگیرد وخواستار آغاز بازگشت سربازان آمریکایی از عراق شده است. / منتقدان او می گویند او تنها سابقه سناتوری دارد و هیچ گاه نقشی اجرایی نداشته است. این منتقدان در عین حال توانایی او در ارتباط برقرار کردن با رای دهندگان را زیر سئوال می برند و معتقدند او چهره ای اختلاف برانگیز در میان دموکرات هاستبا این همه منتقدان او، که برخی از درون حزب دموکرات هستند کماکان استدلال هایی را در مخالفت با شرکت او در رقابت ریاست جمهوری مطرح می کنندگفته می شود او شخصیتی اختلاف برانگیز است که برخی آمریکایی ها به هیچ وجه حاضر به رای دادن به او نیستند، با این همه این نکته ای است که تقریبا درباره هر سیاستمداری صادق است.

*ما هميشه بازنده نيستيم /مفاله به قلم نویسنده پس از دریافت جايزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی/ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۲

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 14:43 |
 

 

 

 

 

تابوتی برای جان و دلم، یازان

دلبندم را /به  پرنده و باران/به هم نامم،/ همجوارش در خاک/ "هلن" سپردم!

در بازگشت /مرا که پای گریزم نیست /درهاله ایی از نور و صدای پرندگان، /نجوای درختان چنار/بدرقه کردی /ما ...ما...ن

 

هلن

 با آواز باران چشمش

پی تابوتی

برای جان و دلش

سرخ و قهوه ایی؟

سبز و زرشکی؟

یا رنگی از ماشینی

که تازه خرید !

******

در این غروب خبر ناخوش

آواز باران دو چشمش با

غم ناله ها

چکه، چکه خون

بر صورت

بر ناخن خراشهای دستش

*******

در پشت پنجره

آواز باران دوچشمت با

باد نجوا می کند

یازان

سی ساله پسرم را کجا ؟!

******

در میز گردی بی گرمای مهر تو*

آغاز می کنیم

جا مانده ایی که

خشونت را گرد مهر پاشی

نامهربانی را

مهربان آشتی دهی

برای جنبش.... "یک میلیون آگاهی"

از غازهای مهاجر

خبری نبود تا

خبر به دیارهای دور گذرت برند

پشت پنجره فقط

تاریکی پرواز می کرد

******

به دندان نه با جان کشیدی

همه درد پسر را

از آستارا

تا مینسک و مسکو

 باکو و برلین

از بیمارستانی در تهران و کلن مسکو

شاهدان

آواز باران و 

ای وای پسرم

از دست می رود آیا؟!

 

این بار اما

رفت ت.... ت !

سختت ر از سخت

انتخاب

تابوتی و سنگی برای جان و دل

*******

دوست دارم دگربار

حتی بادندانی مصنوعی

با تو

همه مرز های زمین را دوره کنم

اما قبرستان را؟!

نه دلبندم، نه

آواز باران دو چشمت

مهربانانه گه:

می دله سوزه.....اوه اوه

آدم سگ ببی مار نبی

اوه ماری جون

آدم سگ ببی مار نبی

نبی .... نبی.... نبییییییییییییییییییییییییییییی

*******

امروز" زیبا پسندم"

برای توکه  " لحظه هایت را زیبا شکل داده و مزه مزه کرده بودی"

 فرسوده ام

یازان رفت ...ت

خراش های تازه بر شیارهای سی ساله

با ناخن درد

به دنبال تابوت 

******

دلبندم را

به  پرنده و باران

به هم نامم،

 همجوارش در خاک

 "هلن" سپردم!

در بازگشت

مرا که پای گریزم نیست

درهاله ایی از نور و صدای پرندگان،

نجوای درختان چنار

بدرقه کردی

ما ...ما...ن

 

عفت ماهباز / لندن 24 زانویه

زیر نویس

گه می دله سوزه.....: می گوید دل من می سوزد( لهجه گیلکی)

آدم سگ ببی مار نبی: ضرب المثل گیلکی آدم سگ باشد اما مادر نباشد

ماری جون :  (گیلکی) مادر جان

*در سمینار سراسری زنان ایرانی در برلین ، هلن به عنوان سخنران در میز گرد یک میلیون امضا دعوت داشت.

جان دلم یازان: نوشته هلن وزیری *

 

با عمق زندگی ات، کوتاهی اش را جبران کردی.

 

حتی مرگ هم دیگر نتوانست سایه وحشتی بر چهره نازنینت بیاندازد.

 

 چه تو لحظه هایت را زیبا شکل داده و مزه مزه کرده بودی.

 

میگفتی: مادر فکرشو نکن من اصل زندگی رو میخوام. همون سی سال برام کافیه.

 

زیبا پسندم، افتادگی برازنده  سرو قامتت نبود.  تو سرگل زندگی را چیدی و رفتی                                     

نوشته هلن برای یازان 

           

برای تو یازان!

پسرم

دیدی مرگ هم نتوانست تو را از من بگیرد

برگشتی به درونم

تا با تو دوره کنم

همه آن سه دهه رنج و سرمستی را

 

تا دستهای کوچکت را بگیرم و

شهر به شهر

آخر از جمهوری نکبت فرار کنیم

و تو بگی «مامان فقط یه شب و یه دره سیاه یادمه»

 

ببرمت به سرزمینی و بگم:

راحت شدیم پسرم، اینجا ده ساله بچه ای نمرده

و توبگی « مامان ولی تو بیمارستان بچه ها میمیرن»

و من بگم حتما واکسناشونو نزدن

و تو یه روز گریه کنان بگی:

« مامان اونی که دیشب مرد همه واکسناشم زده بود»

«خودم ازش پرسیده بودم»

و من دیگرهیچ آماری را باور نکنم.

 

از آنجا به سرزمینی دیگرپناه ببریم

وباز داستان دیگری برایت سر هم کنم.

آنقدر که هفده ساله بشی و با پوزخندی بگی:

« خوب شد نذاشتی بدونم که زندگیم کوتاهه»

« منو باش به بچه های دیگه هم دلداری میدادم»

 

و فکر کنی به عمق زندگی و سرگلها را بچینی

هسه، فرید، پوشکین، صمد، نهرو، لوترکینگ، شهرنوش، چاپلین

حافظ، ماندلا، گوته، گیزی، گراس، کولنتای، توپک، چه گوارا، مایکل مور، بودا.....

وبگی « بی خیال، توسی سال میشه شصت سال زندگی کرد»

با دوستانت کانون جوانان راه بیندازی

برای پشتیبانی از دانشجویان ایران

بشی عضو حزب چپ ها

بشی عضو جمعیت دفاع از صلح

با انجمن حمایت از کودکان گرسنه

پی کمک کودکی باشی

و صندوق پستی ات هنوز لبریز نامه هایشان باشد

 

بگی:« چه خوبه برم ایران»

ایران برایت مادر بزرگ بود وآغوش گرمش

ولی فرم ها  را که گرفتی، بگی:

« ولش کن بابا، نمیخوام لوت بدم»

***

آنشب سیاه که به خانه ات آمدیم

در اتاقت پر بود از خاور دور تا آمریکای لاتین

از گیاه وتابلو چینی تا نشانهای سرخپوستها

 

با چه نظمی پسرم

در اتاق نیلگونت

دولت عشق را ساخته بودی

 

در چه خواب خوشی بودی نازنینم

که آن لبخند را به لب داشتی؟

 

کت و شلوارت را تنت کردند

نامه ها و عکسهای عزیزانت

جامدادیت که نام همه دوستانت رویش بود

هدیه ام که هنوز نپوشیده بودی

کتابی از اریش فرید

مجسمه ای از بودا

کلاه کپیت

تریکوی فوتبال ایران

همه را در تابوتت گذاشتم

 

عطرت را به سراپایت ریختم

همان عطری که زمانی که  میرفتی

راهرو خانه را پر میکرد

 

از زیر یکی از پلکهایت

نگاهت را مینوشیدم

آن برهوت سرگشوده در درونم چه بود

که گویی هرگز در آغوشت نگرفته بودم

 

آمدی

به زیبایی شکوفه و کوتاهی لبخند

ورفتی

با حفره ای بی انتها در درونم

تا ذره ذره ام تمنایت کند

 

تا تو را در هر گذری جستجو کنم

در هر کاکل جوانی

درهرگام بلند و مغرور

در هر پرنده

هر فریاد

و تو در همه جا باشی بجز جسمت

 

آن را به خاک سپردیم

همان که به نازش پرورده بودم

 

چقدر آمده بودند

کجا بود که به راه افتادیم؟

گورستانی در ابدیت؟

ما که بارها تا دروازه مرگ رفته بودیم

 

یادته بیست ساله که بودی

آن شب و آن بیمارستان

که گفتند کاری دیگرنمیتوانند

ولی فردایش از پنجره برایم دست تکان میدادی

و با خنده میگفتی« باورشون نکن. من خودم حالمو بهتر میدونم»

 

ومن آنقدر به اراده ات باور داشتم

که خزش مرگ را نمیدیدم 

بسکه به گونه ای دیگردر انتظارش بودیم

ما هر دو رودست خوردیم

 

روز خاک سپاریت

دوست داشتم دستهایم را از هم باز کنم

و مانند توسینه جلو داده،  با گامهای بلند راه بروم

از رودستی که خورده بودیم

 

دسته تابوتت را گرفتم

تا به یاد آن سالها

برای آخرین بار

با هم دوتایی برویم

 

من تو را نه درتابوت

در درونم حس میکردم

پس آن چه بود که به خاک میسپردم؟

در کدامش بودی؟

 

همه ازدور و نزدیک آمده بودند

دوستانم، خاله ها و عمو های تو

خاله هایت از «شهر سه روزه زنان»١

آمده بودند

تا آخرین روزت را

همانگونه که زیسته بودی

زیبا شکل دهند

برای دل تو

برای دل ما

 

تو با زنها از کودکی آشناتر بودی

یادته ده ساله که بودی

فیلم نگاه میکردی

ازت پرسیدم: پدر بچه کدومه؟

گفتی « نمیدونم، مامانش هنوز تصمیم نگرفته»

 

همه آمده بودند

برخی من یا تو را ندیده بودند

اما از راه دورآمده بودند

تا در آخرین گامها تنهایمان نگذارند

 

با تو « محبوبه » و « آرش »

« گیلزاد » و « یاشار »  را هم باز بدرقه کردیم

 

همه بودند

دوستانت، فرزندانم

دوستانمان، تبعیدیها

که زر و زور را به خواستارانش وانهاده

با کوله باری ازمهر

به این سو گریخته بودند

تا حق شایسته زیستن را پاسدارند

آمده بودند تا تو را گرامی به خاک بسپارند

 

تو را کاروانی از عشق و دوستی

کاروانی از انسانیت

بدرقه میکرد

 

نازنینم

میبینی که

چه تهیدستانه غنی هستیم

 

تو را با یاد گلها بدرقه میکردیم

گلهایی که در جمهوری مرگ پرپر شدند

و در آن پهندشت زیباتر از آنان نبود 

 

 ومن شرمنده مادرانی بودم

که سوگ فرزند هم از آنان گرفته شده بود

 

تابوتت را بر بستری از رز سرخ نشاندیم

از همانها که به دلداری میدادی

 

جان دلم

نمیدانستم کدامین منم

خاک بروی تو میریختند

یا بر سر من

 

مزارت را بر شاهراه گورستان گذاشتم

به یاد جوانیهای در خاک شده

 

سنگی و شعری برآن میگذارم

تا در هر رهگذر دمی زنده شوی

تا جوانی زنده شود

 

به تلافی لحظاتی که نیستی

 

تا که نابود نشوی

تا که نابود نشوند

 

مادرت هلن -  ناهید نصرت             کلن،  مارس ٢٠٠٨

 

 ١- لقبی که دوست عزیز سیمین نصیری به سمینارهای سالیانه زنان ایرانی در آلمان داده است    

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:38 |