تبليغاتX
عفت ماهباز
 

عشق رابه دل

دل را به باد

غم را به آب

عید را به خانه

نوروز را با ترانه

خوشی را با خویش

نوروزتان مبارک

http://www.persiancards.com/images/ecard/132.swf

 

http://www.youtube.com/watch?v=Pdz7Ev9B9yA

 

http://www.palmefonden.se/index.php?page=18

 http://www.palmefonden.se/index.php?page=18

 

 http://www.youtube.com/watch?v=Pdz7Ev9B9yA

 

http://www.palmefonden.se/index.php?page=18

http://www.persiancards.com/images/ecard/132.swf

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 2:52 |
 

 

 

 

از قصر فیروز تا زندان اوین

 

مريم شاهزاده خانمى كه می گفت: زندگى من ، زندگى يك زن ايرانى بوده و هست با همه محروميت ها و با همه دشوارى هايش ، اما كوشش كردم كه زنان را در هر جا كه هستند محترم بدارم و از آنها دفاع كنم مادرم كه به او فوق العاده علاقمند بودم، بعنوان يك زن حق نداشت، هيچ حقى!. اين نداشتن حق به هيچ شكل، مرا آتش مى زد. وقتى وارد مبارزه شدم حدود سال هاى ۱۳۲۰-۱۳۱۹ بود. آن موقع ۲۶ ساله بودم

مریم فیروز، یکی از برجسته‌ترین مبارزین راه رهائی و مدافعین حقوق زن در ایران بود  وی موسس سازمان زنان ایران و و نخستین زن عضو هيئت سياسی حزب توده ی ایران بود. وی ده سال در زندان جکهوری اسلامی سپری کرد تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت حوالی سال ۱۳۷۳ او را از زندان بیرون فرستادند. .اما او و همسرش هیچگاه آزاد نکردند بلکه آنها در خانه ای  تحت نظر وزارت اطلاعات  مجبور به زندگی شدند. مریم روز چهارشنبه در تهران درهمان خانه تحت نظر، در سن نودوچهار سالگی درگذشت. مامورین امنیتی جسد او مخفیانه در بهشت زهرا در کنار جسد همسرش دکتر نورالدین کیانوری، بدون حضور دوستان و یارانش  با عجله به خاک سپردند

مریم شاهزاده خانمی که برایش قصه ها سروده اند از قصر بلورو شه زادگان اسب سوارتا... او از مادری اشراف زاده پدری وزیرو شاهزاده و برادر وزیر و کیل و خود زن دانا و با و استعدادی بود در .16 سالگی که با حکم پدر مجبور به ازدواج شد از قصر بلورین سریده شد به دنیای پر رنج درد زنانه همانکه خود می گفت" مادرم كه به او فوق العاده علاقمند بودم، بعنوان يك زن حق نداشت، هيچ حقى!. اين نداشتن حق به هيچ شكل، مرا آتش مى زد. پدر چون سر در خاک کشید او از همسرش طلاق گرفت به خانه پدری باز گشت و با نگاهی دیگر به دنیا و زندگی اشنا شد خانه اش مرکزی شد برای رشد افکار آزادی خواهانه .او از قصر فیروزه پریان بیرون امد و قدم به دنیای رنگی و رنجی ادمیان نهاد و این عمل جسورانه و سنت شکنانه اش در ان زمان جنجال و سرو صدای زیادی به پا کرد . نشریات خارجی از او به عنوان "شاهزاده سرخ" نام بردند. "وقتى وارد مبارزه شدم حدود سال هاى ۱۳۲۰-۱۳۱۹ بود. آن موقع ۲۶ ساله بودم." او می خواست تغییر دهد هر آنچه را که برای زنان جامعه اش دوست نمی داشت به جنبش توده ایی پیوست وارد حزبی شد که در ان زمان ورود زنان در ان ممنوع بود او با تنی چند از زنان زهرا اسكندرى (عمه ايرج اسكندرى)، مهرانگيز اسكندرى، عاليه شرمينى، نجمى علوى ، بدرالمنير علوم ، محترم اسكندرى (دبير حزب)، جميله صديقى این قانون را تغییر دادند

مریم در مصاحبه اش با من در سال1382گفت

آنها که انتقاد می کنند چرا به حزب توده ایران پیوستم چرا جنبش مستقل زنان نه؟ از انها می پرسم آگر به حزب توده نمی پیوستم پس چه می کردم ایا می بایست منتظر می نشستم تا روزی جریانی مستقلی برای زنان درست شود؟ من وارد حزبی شدم ان زمان یکی از مترقی ترین احزاب ایرانی بود. شروع به تغییر آنچه که نابرابر بود، کردم.

مریم بال پرواز می خواست برای پریدن و داشت . او هر انچه را مانع اهدافش دید به جنگش رفت او عاشقانه به ایران عشق ورزید و انقلاب را بزرگترین موهبت برای ایران می دانست و هر انجه در اراده و توان داشت در راه ان گداشت و از هیچ چیز فرو نگذاشت اما انقلاب به او وفا نکرد، پر پروازش را شکست . پرنده اسیر قفس شد و ده سالی از این زندان به آن زندان از این سلول به ان سلول و.:کمی دور تر مسیر سلول تا حمام و اجیانا بهداری را پیمود. پر پروازش را با تحقیر و شکنجه در هم شکستند اما خود او را نه!با رنج بی شمار در قفس هر روز شاهد مرگ عزیزان حزبی اش، شد.اینگونه بنظر می رسید که او را زنده نگه داشتند تا شاهد انهمه مرگ و درد باشد سپس سالها در حصر خانگی بی شاسنامه بی اجازه برای سفر.اما او به عقاید ش پایبند ماند

مسایلی بسیار مهمی در همان سالهای دربند بودنش در دنیا اتفاق افتاد، از جمله فروپاشی اردوگاه شوروی و... با اینهمه مریم فیروزآن چه را که در دنیا و در حزب رخ داده بود به نقد نکشید او هیچگاه نقادانه به اردوگاه سابق شوروی  ننگریست و چرایی آن را ذکر نکرد. چرا از چه رو چنین شد ؟ چرا فرو پاشی صورت گرفت؟ او معتقد بودکه: "قبلا گفتم این فروپاشی نیست حالا بفرض در شوروی یک چنین اتفاق افتاده ولی در چین میلیون ها عضو و طرفدار ایستاده ، حزب کمونیست فرانسه با جهار پنج میلیون و ان نفوذ خارجیش هست حالا اگر یک عقب نشینی صورت گرفته به مفهوم شکست کامل نیست ...." برخی معتقدند مریمی که سنت شکنی شیوه اش بود چرا همچنان همان نگاه دیروزرا دارد بی هیچ تغییری! او کسانی را که به این شرایط انتقاد داشتند زیر سوال می برند خرده می گرفت از جمله او در مورد گورباچف معتفد بود که : "من به گورباجف علاقه ای ندارم او را یک خائن می دانم.تنها او را خائن تلقی نمی کنم بلکه یلتسین نیز همراه اوست و او هم یک خائن است"*

آیا به دلیل اعتقادات ایدئولوژیکی بود که مریم که کار زنانی چون چون صدیقه دولت‌ابادی که دردوره محمد رضا پهلوی که در کانون بانوان کار می‌کردند ارزیابی درستی نداشت از جمله مریم در باره کانون بانوان گفته بود

: "‌قبل از زمامداری رضا‌شاه زنان و مردان روشنفکر آزادیخواه برای رفع حجاب و آزادی بانوان اقداماتی نموده و با بیداری نسوان مشغول کار آزادی زنان بودند. افسوس که در دوران حکومت دیکتاتوری، کانون بانوان، استخرهای شنا، و پیشاهنگی مانع ترقی زنان شد."*"

و صدیقه دولت‌آبادی در جواب مریم در دفاع از کانون بانوان نوشت: "‌کانون بانوان که شما با لحن تنقید نام می‌برید به تمام این نکات پی برده و خود را موظف دانست که با روش عاقلانه و متین در راه تعلیم و تربیت قدم زند، چون معایبی که امروز مشاهده می‌شود از تربیت غلط است... کانون بانوان آزادی کامل را در استقلال فکر و عمل می‌داند.کانون تشخیص می‌دهد که برای ایران کنونی حکومت مشروطه و شاه مشروطه پرست لازم است و به همین لحاظ به قانون احترام می‌گذارد و برای پیشرفت امور ملک و ملت زنان را با همین عقیده تربیت می‌کند و این حرارتهای بی‌معنی را که با چوب نیم سوخته دیگران مشتعل می‌شود روش بچگانه می پندارد... آنچه لازم است ناگفته نماند همانا روش مسلکی کانون است که به هیچ حزب و دسته‌ای بستگی ندارد. اقدامات کانون برای خدمت به ملک و ملت، سوای افکار آزادیخواهان امروزی است.  "**.

اما علیرغم همه این مسایل و انتقاداتی از این دست یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه همانگونه  که خود مریم می گفت "كوشش كردم كه زنان را در هر جا كه هستند محترم بدارم و از آنها دفاع كنم." همه آنهایی که او را می شناختند و با او از نزدیک کار کرده بودنداین امر را مورد تائید قرار می دادند. 

. مريم فرمانفرمائيان فيروز: دختر بتول کرمانشاهی و عبدالحسين فيروز نوه عباس ميرزا وليعهد، دختردایی دکتر محمد مصدق، در سال 1292 در کرمانشاه متولد شد. تحصیلات ابتدایی، متوسطه و عالی را در تهران به‌پایان رساند و در مهاجرت اجباری سیاسی به دریافت درجهٔ دکترا در ادبیات و زبان فرانسه نائل گردید. مریم در سال 1308 شانزده ساله بود که دیپلم گرفت بنا به تصمیم پدرش با سرهنگ عباسقلی اسفندیاری، تحصیلکرده فرانسه، فرزند محتشم ‌السلطنه اسفندیاری، رئیس مجلس شورای ملی ازدواج کرد، صاحب دو دختر به نامهای افسانه و افسر شد. اندکی بعد از مرگ پدرش فرمانفرما در سال 1318از همسرش جدا و به خانه پدری بازگشت، این آغازشورشگری  و سنت ‌شکنی این زن جسور زیبای اشرافی بود از این تاریخ به بعد منزل او محفل شعرا و ادبا و نویسندگان و مرکزی برای توسعه افکار سوسیالیستی شد مریم فیروز با بسیاری از روشنفکران و نویسندگان نامی دوران مانند صادق هدایت، بزرگ علوی، فریدون توللی، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج روابط دوستانه داشت.

 

.پس از بازگشت به ایران مسؤولیت رهبری تشکیلات دموکراتیک زنان ایران را برعهده گرفت. در جريان پلنوم هفدهم (وسيع) کميته مرکزی حزب توده ايران در فروردين ماه 1360 به عضويت هيئت سياسی کميته مرکزی انتخاب شد. مريم در تاريخ 17 بهمن سال 1361، در جريان نخستين يورش وسيع به حزب توده ايران به‌همراه ساير هم‌رزمانش دستگير شد و در شکنجه‌گاه کميته مشترک (زندان سه هزار) تحت بازجويی و آزار و شکنجه قرار گرفت دکتر کیانوری درباره شکنجه‌همسرش مریم، در زندانهای جمهوری اسلامی می‌نویسد: "همسرم مریم را آن قدر شلاق زدند که هنوز پس از هفت سال، شب هنگام خوابیدن کف پاهایش درد می‌ کند، البته این تنها شکنجه "قانونی" بود که به انواع توهین و با رکیکترین ناسزاگوییها تکمیل می ‌شد (فاحشه، رئیس فاحشه ‌ها و ... ) آن قدر سیلی و توسری به او زده ‌اند که گوش چپ او شنوایی اش را از دست داده است، یادآور می ‌شوم که او در آن زمان زنی هفتاد ساله بودنورالدین کیانوری،در جایی دیگر می افزاید:نوع دوم، شكنجه روحى بود. اين نوع شكنجه كه در مورد من عملى شد، از همه شكنجه‌هاى ديگر دردناكتر بود پس از اينكه آقايان از تحميل اعترافات به من با شكنجه‌ها و با‌‌هدفى كه در بالا شرحش را دادم، نااميد شدند، ۳ بار مرا زير اين "آزمايش" قرار دادند.

 بار اول مرا به اطاق شكنجه بردند. مريم همسرم را كه چشمش را بسته و دهانش را نیزبا دستمالى كه در آن فرو كرده بودند، بسته بودند روى تخت شلاق خوابانده و دهان مرا هم ‌گرفتند و در برابر چشم من به پاى لخت او شلاق زدن را آغاز كردند. اين جريان پيش از شلاق‌زدن‌هاى شديد مريم كه در بالا يادآور شدم بود. آقايان براى اينكه دست خود را به يك چنين كار ننگينى كه بدون ترديد قابل دفاع نبود، آلوده نكرده باشند، يكى از افراد توده‌اى، بنام "حسن قائـم‌پناه" را ‌‌كه براى فرار از فشار، تن به پستى داده بود، مامور شلاق زدن كردند. پس از نشان دادن اين منظره، مرا به پشت در سلول شكنجه‌‌گاه بردند و به زمين نشاندند و از من اعتراف مى‌خواستند تا شلاق زدن به پاى همسرم را كه من صداى ضربات شلاق و ناله همسرم را مى‌شنيدم، پايان دهند. پس از چند دقيقه (؟) چون من حاضر به پذيرش آنچه از من مى‌خواستند، نشدم (قبول طرح كودتا) مرا به سلول خودم بر‌گرداندند....»

مصاحبه تلفنی عفت ماهباز با مریم فیروز سال 1382

مریم فیروز .مریم فیروز از سال 1320 وارد فعالیت های سیاسی شد. 1323 به‌عضویت حزب تودهٔ ایران درآمد اقدام او با توجه به خواستگاه طبقاتی اجتماعی اش با جنجال و سروصدای زیادی همراه شد. مریم در سال 1327 در کنگرهٔ دوم حزب به عضویت مشاور کمیتهٔ مرکزی و سپس در سال 1357 به عضویت کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران برگزیده شد. پس از کودتای 28 مرداد، و انحلال حزب توده، مریم فیروز یکی از آخرین افراد کادر حزب توده بود که ایران را ترک کرد به طور غیابی به اعدام محکوم شد، به همراه همسرش نور‌الدین کیانوری دوره‌ ای طولانی در اتحاد شوروی و آلمان شرقی زندگی کرد مریم عضو  هيئت سياسی حزب توده ی ایران و مسئول تشكيلات زنان. همسر نورالدين كيانورى دبير اول حزب توده ایران بود. مریم فیروز نویسنده کتاب "چهره‌های درخشان" ،و کتاب خاطراتش، و همجنین از او ترجمه و مقالات فراوان باقی مانده که که مضمون اصلی آنها شرایط  دشوار و "ناگوار" زنان در ایران اختصاص دارد.

مریم فیروز زنی که بيش از نيم قرن از زندگيش را وقف مبارزه نمود. بعد از ممنوع شدن حزب در سال ۱۳۳۷ حدوداً 8 سال در ايران مخفى زندگى كرد و سپس راهى تبعيد گرديد. و سال هايى را در شوروى و آلمان شرقى بسر برد. در دانشگاه لايپزيك دكتراى خود را در ادبيات فرانسه گرفت و در همان حال مدرس دانشگاه لايپزيك نيز بود. بعد از انقلاب به ايران بازگشت اما آزادى او در ايران ديرى نپاييد. در بهمن ۱۳۶۱ دستگير گرديد. ابتدا در زندان سه هزار شكنجه گرديد سپس سالها در اوين در سلول انفرادى بسر برد. او جزو زنانى است كه بيش از ده سال بخاطر عقيده در زندان جمهورى اسلامى بسر برده است. مريم فيروز در آستانه ۹۰ سالگى است و حدود بيش از ۷۰ سال فعاليت سياسى. بخاطر عقايد خود سختى هاى بسيارى را پشت سر گذراند. امروز همچنان هنوز بر سر عقايد خود است.

مريم فیروز،حتی پشت تلفن راه دورآنهم در جمهوری اسلامی، با طنز خاص خود و بی پروا حرف می زند. شاهزاده خانمى كه در مورد زندگیش مى گويد:

 زندگى من ، زندگى يك زن ايرانى بوده و هست با همه محروميت ها و با همه دشوارى هايش، اما كوشش كردم كه زنان را در هر جا كه هستند محترم بدارم و از آنها دفاع كنم.

او درادامه با احساساتی عمیق در مورد مادرش مى گويد:

مادرم كه به او فوق العاده علاقمند بودم، بعنوان يك زن حق نداشت، هيچ حقى!. اين نداشتن حق به هيچ شكل، مرا آتش مى زد. وقتى وارد مبارزه شدم حدود سال هاى ۱۳۲۰-۱۳۱۹ بود. آن موقع ۲۶ ساله بودم.

مريم با عشق و علاقمندی بسیار از فعالیتش در حزبش مى گويد:

 از سال ۱۳۲۰ در كنار حزب بودم و بعدها عضو حزب شدم و اكنون بيش از ۶۰ سال است كه در حزب هستم.

مريم فيروز زمانى وارد حزب توده شد كه تنها حزب سياسى مترقى آن دوره بود. سليمان ميرزا اسكندرى از بنيان گذاران اصلى آن از پذيرش زنان در حزب توده خوددارى مى نمود.آنها می بایست این سد را می شکستند.مریم از زنانى كه با او در مبارزه براى دستيابى به حقوق برابر با او همراه بودند سخن می گوید:

زهرا اسكندرى (عمه ايرج اسكندرى)، مهرانگيز اسكندرى، عاليه شرمينى (۵۰ ساله)، نجمى علوى ، بدرالمنير علوم ، محترم اسكندرى (دبير حزب)، جميله صديقى (۴ سال در زندان رضا شاه بود)،یاد تک تکشان به خیر، اين زنان فقط يك هدف داشتند و آن گرفتن حق زن به هر قيمتى بود. در واقع همه ما اين عقيده را داشتیم.

 مريم فيروز در بهمن ۱۳۶۱ به همراه همسرش نورالدين كيانورى دستگير شد. در زندان ۳۰۰۰ هزار شكنجه گرديد و تا سال ۱۳۷۰ در سلول هاى انفرادى اوين بسر برد. زمانى كه در اين اواخر (بعد از سال ۱۳۶۵) از او خواستند كه بند عمومى برود او امتناع كرد و دليل اين امر رااز او پرسیدم اونیامدنش به بند عمومی را اين گونه بيان مى كند:

در بند عمومى زنان سياسى، برخوردها زياد است. سن و سال و تجربه ام به من اجازه نمى داد وارد اين بندها شوم.وگرنه کسی تنهایی را دوست ندارد

زمان طولانی زندگی در سلول را چگونه آن را تاب آورد؟

مریم مى گويد در سلول هر روز به زبانى با خود حرف مى زدم. يك روز فرانسه ، روز ديگر آلمانى ، و روز سوم عربى با خود حرف مى زدم. حتى شايد ابعضی شان هم ممکن بود که غلط باشند. مى گفتم. تا مدت ها تنها كتابى كه در سلول داشتم قرآن بود. اين فرصتى بود كه من قرآن بخوانم، آيه هايش را بيرون بكشم و با قرآن به جنگ مقانات زندان مى رفتم.

منظورتان از اينكه با قرآن به جنگشان مى رفتید چیست.؟

مريم مى گويد: آيه هاى مختلفى در قرآن وجود دارد كه در مورد اسير و رفتار با او، سخن مى گويد، ازمقام زن و اينكه زن چه مقام و منزلتی دارد.. اين آيه ها را از قزآن بيرون مى كشيدم و برايشان مثال مى آوردم و مغايرت رفتار آنان را متذكر مى شدم.

مى توانم بپرسم چند سال داريد؟

مى گويد از زنى كه بالاى ۸۵ سال دارد نمى پرسند كه چند سال دارى ؟

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 5:12 |
 

 

هشت مارس و "جنبش یک میلیون امضاء"


 

 دستاوردهای کمپین یک میلیون امضا در کوتاه مدت خود به‎خود مثبت، فرهنگ‎ساز و آگاهی‎بخش بوده است، حتی اگر به این زودی‎ها به تغییر و تحول در قوانین منتهی نشود. زنان با این حرکت توانسته اند مسئله برابری را به طور نسبی به خواستی عمومی و همگانی بدل کنند. .بسیج افکار عمومی و بسیج اجتماعی و نشان دادن ریشه های تبعیض، کار فعالان جنبش زنان در این حرکت است ...

هشت مارس روز جهانی زن امسال مقارن شده است با صدمین سال برگزاری این مراسم در سراسر جهان. بر اثرمبارزات زنان دراین صد سال تغییرات شگرفی در زندگی آنها بوقوع پیوسته است. در شرایط کنونی فعالان جنبش زنان، شانس ان را داشته اند که بخشی از تاریخ ٣۰۰ ساله جنبش فمنیستی و تلاش های فداکارانه فعالان حقوق زن را شاهد و در برخی از انان سهیم باشند. در این دوران میلیون ها زن دز سراسر گیتی علیرغم موانع سترگی که با ان روبرو بودند به برابر حقوقی دست یافتند تا جائیکه امروزدر برخی از کشورها زنان به بالاترین مقام های سیاسی اجتماعی و هنری دست یافته اند. ما همجنین شانس این را داشته ایم که بازتاب صدای برابری خواهی زنان ایرانی را در جهان بشنویم از جمله اهدای جایزه نوبل به شیرین عبادی و جایزه اخیربنیاد مستقل و غیر دولتی اولاف پالمه به پروین اردلان از بنیان گذاران و فعالان "جنبش یک میلیون امضاء" -در تاریخ ۶ مارس سال ۲۰۰۸-.
اما علیرغم تلاشها و فداکاری ها، زنان در این صد سال هنوز در زمینه برابری حقوقی زن و مرد در ایران راه درازی را باید طی کنیم.. در ٨ مارس ۱٣۵۷ بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی زنان ناچار شدند در اعتراض به حجاب اجباری و برقراری قوانین زن ستیز راهی خیابانها شوند اما با توجه به شرایط انقلاب، جنبش زنان تنها ماند. و صدای زنان انعکاس در خور را نیافت بعد از جنگ هشت ساله ایران و عراق، شرایط مناسب تری برای فعالیت و بیان خواسته های زنان برای مبارزه با تبعیض جنسیتی به وجود آمد. فعالان حقوق زن ۱۵ سالی است که به طور مشخص فعالیتشان را روی مسائل زنان متمرکز کرده اند
دریک سال گذشته در زمینه اجتماعی دولت با هماهنگی مجلس هفتم موانع بیشتری برای زنان ایجاد نموده. از جمله، دامنه تفکیک جنسیتی، اتوبوسها، متروها و کلاس های درسی را، با زنانه و مردانه کردن را به کتاب های درسی کودکان نیز کشاندند. طرح مجدد سهمیه بندی جنسیتی در رشته های مختلف دانشگاهی، در این طرح تلاش می شود از میزان ورود دختران به دانشگاه ها بکاهند. همچنین در چند ماه گذشته موج اعدام ها در زندان، بویژه بند زنان اوین شتاب فزاینده ای به خود گرفته است. اخیرا زنانی را در بند زنان اوین به جرم قتل محکوم بوند و بعضی از انها از سالها در زندان زندگی می کردند را اعدام و یا برای اعدام فراخوانده و این امر موجب رعب و وحشت بین زندانیان شده است
همجنین در یک ساله اخیر "جنبش یک میلیون امضاء" با دشواری های بسیاری از طرف نیروهای حاکم مواجه شده است درواقع مسئولین نظام به جای دوراندیشی و پاسخ دادن به خواست های برحق زنان، سرکوب انان به هر طریق را در دستور کار خود قرار داده است از جمله کوشش های نیروهای حاکم برای خاموش کردن صدای زنان تعطیلی «مجله زنان» پس از ۱۶ سال فعالیت دشوار و بی وقفه. فیلتر کردن مداوم سایت های زنان از جمله سایت اصلی کمپین یک میلیون امضاء (تغییر برای برابری ۱۰ بار فیلتر شد (سایت زنستان (پس از ۷ بار فیلتر شدن، سرانجام به طور کامل مسدود شد). همچنین در طی یکسال گدشه ۴٣ تن از فعالین زنان را دستگیر کردند. چهارتن از فعالان جوان کمپین هم اکنون در زندان بسر می برند: (راحله عسگری زاده، نسیم خسروی، روناک صفازاده و هانا عبدی)، دو تن دیگر از فعالان "جنبش یک میلیون امضاء" (ناهید کشاورز و پروین اردلان) به دادگاه فراخوانده شده اند به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق نوشتن و راه اندازی سایت های اینترنتی . به احترام شادفر، یکی از اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضاء، حکم ۶ ماه حبس تعلیقی به بهانه جمع آوری امضاء داده اند. ماموران در ماه های اخیر با جلوگیری از حضور فعالان "جنبش یک میلیون امضاء" در مکان های عمومی متروها، پارک ها ، مانع گفتگوی «چهره به چهره» فعالان با شهروندان می گردند. از طرف دیگر پلیس امنیت با رفتن به درب منازل شخصی فعالان کمپین و تهدید آنها عملا مانع برگزاری جلساتشان می شود از جمله اقدامات علیه فعالان "جنبش یک میلیون امضاء" جلوگیری از سفر پروین اردلان به سوئد بود. وی که بامداد - دوشنبه ۱٣ اسفند - برای شرکت در مراسم اهدای جایزه بنیاد مستقل و غیر دولتی اولاف پالمه، عازم استکهلم بود، پس از سوار شدن به هواپیما، با حکم دادستانی از هواپیما پیاده و مانع خروج او از کشور شدند. فعالان حقوق زن در چنین شرایطی می کوشند با طرح تاکتیکهای تازه به حرکت خود غنای بیشتری بخشند. حرکت اخیر زنان "جنبش یک میلیئن امصا" با روشی نوین توانست دستاوردهایی تازه ایی به کارنامه جنبش صد ساله زنان ایرانی بیافزاید. از جمله جوانتر شدن ترکیب نیروهای جنبش زنان و حضوربیشتر مردان برابری خواه در جنبش زنان، را می توان مرهون حرکت "جنبش یک میلیون امضاء" دانست.

بررسی عمکرد یک ساله "جنبش یک میلیون امضاء"
هدف اصلی جنبش اجتماعی زنان ایجاد دگرگونی عمیق حقوقی و اجتماعی در جهت بهبود وضعیت زنان است، این امر تنها با مشارکت و همکاری زنان سراسر کشور، از دورترین روستاها تا بزرگ ترین شهرهای کشور، تحقق می یابد. زیرا جنبش زنان نخبه به تنهایی قادر به پاسخگویی به خواسته های متفاوت زنان نیست. پیروزی تنها با تلاش زنان اسلامی، زنان سکولار و همراهی این دو با هم امکان پذیر است همراهی و همکاری با دیگر جنبش های دموکراتیک، رشد جنبش زنان را سرعت می بخشد. فعالین کارزار جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز که با هدف آگاهی رسانی با استفاده از روش‎های سنتی و مدرن که از دل مبارزات زنان ایران در دهه های اخیر، بیرون کشیده شده است تلاش خود را برای رسیدن به برابری جنسیتی آغاز کردند. نطفه آغاز این حرکت در ۲۲ خرداد ۱٣٨۴ در جلوی دانشگاه تهران بسته شد، سپس در سال بعد در تجمع مسالمت‌آمیز زنان در ۲۲ خرداد سال ۱٣٨۵ در میدان هفت تیر در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز تداوم یافت. زنان از ٨ شهریور این کار تاریخی بزرگ را شروع کردند. مبنای کارشان - در این حرکت- با معیارهای بین‎المللی قرن بیست و یکم که حاصل دستاوردهای بشری، چون کنوانسیون جهانی حقوق بشر، کنوانسیون جهانی رفع هر نوع تبعیض از زنان (CEDAW) ، تطبیق یافته است. هر روزه بیش از ده ها داوطلب جوان با در دست داشتن دفترچه های "تاثیر قوانین بر زندگی زنان"، که شامل قوانین ازدواج، طلاق، حق ولایت بر فرزندان، چند همسری و....است، کوچه به کوچه و شهر به شهر و چهره به چهره با جمع آوری امضا و گسترش آگاهی فرهنگ سازی می کنند و قوانین تبعیض آمیز را مورد پرسش قرار می دهند. آنها با آگاهی و استفاده از شرایط تاریخی، فرهنگی و مذهبی ایران تاکتیک و روش عمل شان را انتخاب نموده اند. نسل جوان فمنیست عاقلانه و آگاهانه با استفاده از همه تجارب جهانی و بومی راه های تاز ه را می آزمایند و تجارب شان در اختیار همگان قرار می دهند.
امروز تداوم فعالیت های زنان به منظور برقراری برابری زنان و مردان و دامن زدن به بحث حقوق برابر، در ایران زمین، در گوشه کنار جهان مدیون جنبش یک میلیون امضا است. مردم ایران در هیچ دوره ای از تاریخ معاصر ما به یاد ندارند که بحث برابری زن و مرد در چنن سطح وسیعی در جامعه عمومی شده باشد. این همه پی آمد حرکت کمپین یک میلیون امضا است. زنان برای پیشبرد و رسیدن به حقوق بر حق و اهداف انسانی شان گفتگویی نزدیک با زنان چهره به چهره و رو به رو ، خانه به خانه –شهربه شهرو روستا به روستا را برگزیدند. در میادین و یا در وسایل نقلیه عمومی برای مردم از قوانین ناعادلانه موجود حرف می زنند و اینکه آیا آنها با چنین قوانینی موافقت دارند و یا ..؟ در این حرکت دوساله زنان قصد جمع آوری یک میلیون امضا را دارند. این حرکت یک میلیون امضاء به کجا خواهد رسید و و توان زنان در جمع آوری امضاء چقدر خواهد بود؟ امروز به محک آن ننشسته اند، آنچه مهم است راستای حرکت زنان است که در جهت گسترش آگاهی و فرهنگ سازی و ارتباط هر چه وسیع تر با اقشار و گروه‌های مختلف مردم و سرانجام بیان خواسته هایشان برای تغییر قوانین است. تداوم این حرکت بی شک رشد اندیشه را به دنبال دارد و نشان این امر است که این جنبش حرکتی است در حال شدن. برای برابری و رسیدن به رهائی. برای رسیدن به این خواسته، چکونگی رسیدن بدان جزو برنامه زنان نیست که حالا از طریق انقلاب مخملین است با سرنگونی و یا...
اهداف کمپین عبارتند: از رسیدن به خودآگاهی، بسط و گسترش آگاهی جنسیتی در جامعه. تغییر قوانین تبعیض آمیز جنسیتی. و پیمودن راهی نوین، بررسی و شناخت آن راه
" کمپین یک میلیون امضا" در طی مدت یک سال به "جنبش یک میلیون امضا" حول خواسته های مشخص حقوقی تبدیل گردید و توانست با حضور ده ها زنی که صمیمانه و صادقانه دل به فعالیت، و کار عملی سپرده اند، با آگاهی و بدون واهمه ازهمه تهدید و ارعاب ها به کارشان تداوم بخشد، توانست در سطح یک جنبش وسیع، در ایران و جهان مطرح شود.
حاصل کار «کمپین یک میلیون امضا»، حضور پر رنگ و پرتداوم ده ها فعال زنی است که اتفاقا بعد از انقلاب به دنیا آمده اند. آنها ما را به آینده پیوند می زنند این حضور تعیین کننده است. زنان با عملگرایی و رفتن به میان مردم به بهانه «کمپین یک میلیون امضا»، توانستند برای بقای جنبش زنان و برای آینده توشه بگذارند.
حاصل کار «کمپین یک میلیون امضا»، صدها صفحه از نوشته و از فعالیت های «چهره به چهره» با مردم است. در این مدت بارها سایت برابری فیلتر شد، (بیش از ٨ بار) و همان روز با نامی دیگر براه انداخته شد و در دسترس همگان قرار گرفت. آنها کارشان را از مهمانی ها گرفته تا دانشگاه و کنار دریا هیچ جایی فراموش نمی کنند. به نظر بسیاری از فعالان «جنبش یک میلیون امضا»، بسیاری از مردم با وجود اعتقاد به برابری، از نابرابری قانونی اطلاعی ندارند و وقتی می شنوند که قانون اینگونه حقوق زنان را نادیده گرفته، اظهار تعجب می کنند.
شیشه ایی بودن این جنبش ویژگی برجسته آن است برخلاف سازمان های سیاسی تصامیم پشت درهای بسته صورت نمی گیرد و همگان می توانند از ان اطلاع یابند. جنبش عملگرای تغییر برای برابری، «کمپین یک میلیون امضا»، در ۲۰ استان در دورافتاده ترین نقاط ایران از جمله شهرهای تبریز، رشت، زنجان، همدان، اصفهان، شیراز، یزد، مشهد، گرگان، سنندج، قم، قزوین، کرمانشاه، بابل و کرج، با برگزاری کارگاه آموزشی و جمع آوری امضا در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز فعال است. کمپین در برخی نقاط دنیا از آلمان (کلن)، فرانسه انگلیس بلژیک و امریکا (کالیفرنیا) تا نپال و بورکینو فاسو، توسط فعالان زنان دنبال می شود.
فعالان «جنبش یک میلیون امضا»، در راستای گسترش کمپین با جذب هنرمندان حرفه ای و اهل قلم، مردان فعال برابری خواه، کمیته هنری و کمیته مردان کمپین، کمیته مادران برای حمایت از فرزندان کمپین را ایجاد نمودند.
فعالان «جنبش یک میلیون امضا»، کوشیدند و توانستند بحث برابری زن و مرد را در جامعه عمومی کنند در مواردی چون مسئله حضانت، ارث، دیه و شهادت، سن ازدواج، طلاق به بحث اجتماعی بکشانند.

مشگلات پیش روی کمپین: - مردم و واکنش ها - حکومت-- برخورده خانواده ها
۱- مردم و واکنشها. برخورده خانواده ها با فعالین آیا برای جمع اوری امضا کمک کننده است؟ ایا با آنها همراهی و همدلی می شود و یا...؟ در مکان های عمومی مردم با فعالین کمپین به عنوان زن چگونه برخور می کنند ایا در ذهن مردان جامعه به آنها به عنوان ابزار جنسی. نگاه می شود؟ اعضای کمپین در جامعه ای زندگی می کنند که سرشار از محدودیت های اجتماعی، خط قرمزهای سیاسی، بدبینی و خودخواهی، فامیل گرایی و گونه ای قبیله گرایی است. هیچ کدام از این عوامل برای تغییرات رو به جلوی اجتماعی و آرمان گرایی دموکراتیک امیدوارکننده نیستند. عمومی کردن بحث برابری زن و مرد به کل جامعه ایران گسترش نیافته و هنوز کار بسیاری بر دوش فعالان مانده است. براساس امار گیری فعالان «جنبش یک میلیون امضا»، (که معمولا کار دولت و یا موسسات بزرگ است)،در ده محله تهران در میان حدود هزار نفر از مردم بالاتر از ۱٨ سال نشان می دهد که ٨/۱٨ درصد مردم تهران کمپین را می شناسند. بر اساس همین تحقیق، درصد شناخت مردم نسبت به کمپین در محله نواب بیشترین و در محله نارمک با ۰ درصد کمترین بوده است. در این میان متاسفانه تنها حدود ۲ درصد افراد از طریق اینترنت با کمپین، آشنا شده بودند. اشنایی افراد در تهران بیشتر از طریق برخوردمستفیم "چهره به چهره" با فعالان برای جمع آوری امضا بوده است. بر اساس همین تحقیق تعداد کسانی که معتقد بوده اند کمپین موفق می شود با جمع آوری امضا به خواسته های چون تغییر قوانین دست یابد /۵۴ درصد بوده در مقابل ۲/۴۴ درصد از آنان معتقدند که کمپین در نهایت موفق خواهد شد.
برخوردحکومت: نبش مستقل زنان که امروز «جنبش یک میلیون امضا»، تبلور یافته، ز فعالترین جنبش مردمی ایران است با مبارزات مدنی ومسالمت آمیز خویش دردو دهه اخیر نشان داد که زنان با استفاده از روش های صلح آمیز در پی یافتن راه حل و اثبات حقانیت تاریخی خواسته هایشان از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کنند و برای آن هم حاضر به پرداخت هزینه هستند. طبیعتا فعالان جنبش زنان از گزند وزارت اطلاعات برکنار نمانده اند وزارت اطلاعات با دستگیری و فرا خواندن زنان به دادگاه های انقلاب، با تهدید و اخراج از دانشگاه و محل کار، و با خانه نشین کردن انها، از جمله ندادن مجوز برای نشست های کمپین، بازخواست فعالان و حامیان کمپین برای در اختیار نهادن منزل خود برای نشست ها، دستگیری فعالان کمپین در ماه های گذشته و دادن حکم زندان برای برخی از آنان، فیلترینگ مداوم سایت کمپین و بستن سایت تریبون فمنیستی، و در اختیار نگذاشتن هیچ تریبون داخلی برای آنها، عرصه زندگی را بر انها تنگ نموده است. اما...
فعالین خارج از کشور: فعالین خارج از کشور نقش کمکی و پشت جبهه را ایفا می کنند. از جمله انها با ترجمه متون جدید منابع و اطلاعات تازه را در اختیارشان می گذارند و از این طریق به پیشبرد نظرات انها کمک می رسانند. فعالین خارج از کشوربا رساندن صدای آنها به مراکز حقوقی و بین المللی به این جنبش یاری می رسانند. جنبش عملگرای زنان با آگاهی با شناخت نسبی از نظریه‎های مختلف فمینیستی و همکاری با سازمان‎های فراملیتی در منطقه و جهان، با استفاده از امکانات محلی و بومی تاکتیک های جدید را می آزمایند و در حرکت خود تئوری سازی می کنند. فعالین خارج از کشور در عرصه‎های بین‎المللی برای حمایت جهانی از این کارزار حق‎خواهانه، مدنی بویژه برای حمایت از فعالین که گرفتار بند و زندان می شوند می توانند بسیار موثر عمل کنند. اما از طرف دیگر، انتقادهای نخبه گرانه و غیردوستانه برخی از فعالین خارج از کشور، که سرچشمه در دیدگاهای منجمد با مایه های ایدئولوژیکی گذشته دارد، کمتر می توانند تاثیر گذار باشند.

مخالفان: مخالفان«جنبش یک میلیون امضا» ایده هایشان را چگونه تدوین می کنند؟ برنامه عمل شان در شرایط فعلی ایران، کدام است انقلاب یا انفعال؟ آیا بهتر نیست با برنامه ایی منسجم و مداوم کار کرد؟ انگونه که فعالان «جنبش یک میلیون امضا»، کردند. آنها با این طرح تلاش نمودند از انفعال جلوگیری نمایند. به نظر شما آیا بهتر است زنان بنشینند و منتظر انقلابی سکولار دموکراتیک بمانند؟ یا در راستای رسیدن به حقوق برابر با شیوه و تاکتیک هایی که از دل شرایط آنجا بیرون می کشند فعالیت نمایند؟ مخالفان اکثرا وجهی از تاکتیک را بر مبنی تفکرات گذشته، به زیر سوال می برند از جمله می گویند «خواسته های کمپین بورژوازیست و خواست همه مردم نیست» «پس از پیروزی طبقه کازگر زنان هم پاسخ مسایل شان را می یابند» یعنی همان مسایلی که در کشورهای سوسیالیستی در گذشته مطرح بود و ما نیز بدون آنکه آن شرایط را داشته باشیم آن را تکرار می کنیم..این عده از یاد می برند که جنبش زنان در چارچوبهای ایدئولوژیکی نمی گنجد و فراتر از ان است و به همه زنان جامعه تعلق دارد. باید پرسید پیشنهاد عملی تان برای کار در جنبش زنان آنهم در کشوری که فقط از مردم می خواهند موافق باشند و حتی گاها از مردم می خواهند «فقط نفس» بکشند. چیست؟ شما برای آنهایی که شرایط را برای انقلاب در ایران فراهم نمی بینند و یا اصولا ان را قبول ندارند و دیگر نمی خواهند بیش از سی سال با شعار زندگی کنند، چه راه حلی ارائه می دهید؟

واژه گان حساسیت برانگیز: "آیا فمنیسم اسلامی" موجود هست و یا موجود نیست؟ فمینیست "مسلمان"، "مسلمان فمینیست": "فمینیست موقعیتی" ضدیتی با اسلام ندارد” و: غیرمشروع ویا مخالف اسلام نیست اینها همیشه واژه گانی حساسیت برانگیز برای عده ایی در خارج و در ایران بوده است. در اینجا مجال بررسی دقیق این موضوع نیست. در عوض محتوای حرکت "جنبش یک میلیون امصا" و عملکرد این جنبش "عملگرای فمنیستی" اثرات برجا مانده از آن باید بررسی شود نه وازه گان بکار گرفته شده برای تفهیم یا برای برنامه نویسی، فعالین این جنبش با تاکتیک های ترکیب شده از سنت و مدرننیه کوشیدند با یافتن راه های تازه به مقصودشان یعنی به برابری حقوقی برسند.
با اوردن مثالی از تجربیاتم در زندان می کوشم اوضاع و شرایط فعالیت فعالان جنبش زنان در ایران را ترسیم نمایم: "دادگاهای صحرایی سال ۱٣۶۷ در زندان اوین، زمانی که تصمیم به اعدام و یا شلاق نماز برای زندانیان داشتند، از زندانیان پرسیدند، مسلمانی؟
اگر جوابت بود: پدر و مادرم مسلمانند .می نوشتند: مرتد مارکسیسم
آگر سکوت می کردی باز هم می نوشتند: مرتد مارکسیسم
در هر دو صورت برای آنها فرقی نمی کرد، پاسخ برای انها همان بود که خود می خواستند. "مرتد مارکسیسم" اگر مرد بودی اعدام و اگر زن بودی روزی ۵ بار جیره شلاق برای نمازداشتی تا... .
این موضوعی نیست که فعالان زن در ایران آن را ندانند. یا شنیدند و یا خود و یا افرادی از فامیلشان آن را از سر گذرانند. آنها می خواهند فعال باشند در عین حال در آن شرایط زنده بمانند و زندگی کنند.
اما در مواجه با مردم چه فکر می کنید؟
برای پدر و مادرها، زنان ستم کشیده از قوانین نابرابر، زمانی که می گویی خواست ما مغایرتی با اسلام ندارد و یا شاید هم او همانگونه باور دارد، آیا آنها کلامت را بهتر و راحتتر خواهند شنید و باور خواهند کرد. در سرزمین دشواری ها، تاکتیک و کلماتی که بتواند ما و یاران ما را به آگاهی بیشتر برساند، نه یک بازی ریایی است نه یک دروغ ..! یک خواست مبرم آن شرایط است. از این رو تاکتیک های بر امده از دل جنین شرایطی را می بایست بهتر درک نمود.
چرا خواست تغییر قوانین تبعیض آمیز: چرا خواست تغییرقوانین تبعیض آمیز از سوی فعالان انتخاب شده است ـ خواست تغییر قوانین تبعیض آمیز پیشینه ای صد ساله دارد. افزایش سن قانونی ازدواج و مشکلات زنان در خانواده تغییر زندگی روزمره ی زنان که بیشترین آسیب دیدگان و صدمه خوردگان از این قوانین تبعیض آمیز می باشند. بحث تغییر قوانین تبعیض آمیز به ویژه تغییر قوانین خانواده در لیست مطالباتی اکثر گروه های زنان وجود داشته است.
پتانسیل بالای این خواست: این خواست عمومی است و میتواند بخش بزرگی از زنان را بسیج کند و دست یافتنی است. برای آغاز هر حرکتی، توافق بر خواسته و اهداف لازم است، توافقی که نیاز دارد که در طول مسیر هم حفظ شود. قوانین خانواده، حق طلاق و تغییر این قوانین جزو مطالبات توافقی است.

دستاوردها: دستاوردهای این حرکت در کوتاه مدت خود به‎خود مثبت، فرهنگ‎ساز و آگاهی‎بخش بوده است، حتی اگر به این زودی‎ها به تغییر و تحول در قوانین منتهی نشود. زنان با این حرکت توانسته اند مسئله برابری را به طور نسبی به خواستی عمومی و همگانی بدل کنند. .بسیج افکار عمومی و بسیج اجتماعی و نشان دادن ریشه های تبعیض، کار فعالان جنبش زنان در این حرکت است. در این یک ساله آنها توانستند فرهنگ سازی بطور نسبی در جهت نهادینه کردن خواسته هایشان در جامعه عمل کنند .

 اخبار روز: www.akhbar-rooz.com


عفت ماهباز لندن
efatmahbas@hotmail.com

پی نوشت:

۲۲ خرداد ۱٣٨۴ سالگرد تجمع زنان، در مقابل دانشگاه تهران است. دز همان سال از تجمع زنان در ٨ مارس در پارک دانشچو، پلیس با چوب و چماق و دستگیری تعدادی جلوگیری نمود. بدنبال ان در ۲۲ خرداد سال ۱٣٨۵ در سالگرد روز همبستگی زنان ایران تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر، با همراهی جنبش دانشجویی و دانش آموزی و دیگر فعالان جنبش های مدنی توسط "پلیس ویژه زن" به خشونت کشیده شد. ۴ مارس ۱٣٨۵ سی دو نفر از فعالین جنبش زنان، را در خیابان معلم در جلوی دادگاه انقلاب دستگیر نموده، ابتدا انها را به اداره مفاسد اجتماعی و بعد از ۲۴ ساعت آنها را به زندان اوین انتقال دادند. این تجمع در اعتراض به دادگاهی نمودن برخی از فعالین این جنبش از جمله نوشین احمدی و پروین اردلان و سوسن طهماسبی برگزار شده بود. در پی اعتراضات جهانی، این عده را در روز ٨ مارس ازاد نمودند.
زندان بان ها می گفتند باید ایستادگی کرد در این دیدار مریم حسین خواه ضمن تشکر از تلاش هایی که دوستان کمپینی و وکلا انجام دادند به شناخت زندانیان زن از کمپین و جنبش زنان اشاره کرد و گفت :«کمپین را در زندان خیلی خوب می شناختند و این مسأله یک مقدار به دلیل دستگیری زنان در سیزده اسفند بود و یا کسانی که در یک سال اخیر به زندان آمده بودند در این خصوص اطلاعاتی داشتند. همین امر باعث شده بود که در زندان به سادگی ما را بپذیرند.
عفت ماهباز: در این میان فعالین و مدافعان جنبش یک میلیون امضا در خارج از کشور هم بی نصیب از حمله وزارت اطلاعات نماندند.از جمله روزنامه کیهان در یاداشت روز خود "زلف ها به کدام دم گره خورده"روز دوشنبه سوم اردیبهشت ۱٣٨۶ با آوردن اسامی برخی از فعالین جنبش یک میلیون امضا، با معاند و خارج از کشوری خواندن این فعالین، قصد دارند در وهله ااول "لولویی" از آنها برای فعالین زن داخل کشور بسازند. با وابسته خواندن و ارتباط، فعالین جنبش زنان، به این افراد، انگ وابستگی به سیا و مافیا و برای برپایی انقلاب مخملین به انها بزنند و از طرف دیگر خود این فعالین را تهدید کنند که اگر روزی قصد بازگشت به کشورتان را داشتید با وزارت اطلاعات طرف هسید و.. جمهوری اسلامی با تهدید زندانی کردن افراد با روانه نمودن انها به زندان با از اعدام نمودن عزیزانشان در میان سالی انها ودار شدند روانه خارج شوند. هر کدام از انها با کار طاقت فرسا در مراکز کار، از جمله در خانه سالمندان یا تاکسی با روزی دوازده ساعت کار از هشت صبح تا هشت شب پول در آورده اند. جمع اوری کمک مالی از چنین افرادی در خارج از کشور، بوده است اگر اینها کمکی به جنبش زنان در داخل نموده اند پس این پول اندک رواتر و گواراتر از اب برای کمک به تداوم این جنبش است از طرف دیگر این طرفند دیگر کهنه . قدیمی شده و کارکرد خود را از دست داده است و نمی توان با آن نیروهای جنبش را به هراس انداخت
روز شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۷ رأس ساعت ۱۵ نشست دو روزه‎ی "شبکه" در محل انجمن زنان ایرانی/آلمانی شهر کلن برگزار گردید. تعداد شرکت کنندگان در این نشست ٣۰ نفر بودند که ۲٣ نفر از آنها امضاء کنندگان بیانیه بودند وسایر شرکت کنندگان بعنوان مهمان خواستار آشنایی با "شبکه" بودند.
*جمع‎بندی که می‎توان از بحث‎ها ارائه داد این است که: هر کس که با شبکه همکاری می‎کند طبعاً ‎می‎تواند در جاهای دیگری هم فعال باشد. همکاری ما در چهار چوب حداقل های تعیین شده مانع از مبارزه تک تک ما برای اهداف حداکثری که به آن اعتقاد داریم نیست. حمایت از جنبش زنان در ایران که تحت فشار و سرکوب است به این معنا نیست که نمی توانیم انتقاداتمان را به جنبش های زنان درایران و از جمله کمپین یک میلیون امضاء بیان کنیم . کسانی که می‎خواهند شبکه را معرفی کنند نباید حجاب اسلامی داشته باشند زیرا حجاب پیام ایدئولوژیک و جنسیتی دارد.
فقط در تهران که از ٣۲ تا کارگاه آموزشی تشکیل شده، گرد‌هم آمده‌ایم. و این تازه منهای کسانی است که خارج از این آمار همراهی می‌کنندآغاز به کار کمپین تا کنون تقربیا هر هفته یک کارگاه در تهران برگزار شده است. برگزاری کارگاه های آموزشی در شهرستان ها غالبا پس از آشنایی با کمپین و یک دوره جمع آوری امضا صورت می گیرد. تاکنون کارگاه آموزشی برای گرگان، تبریز، سنندج، مشهد، قم، کرمانشاه، رشت، زنجان، کرج، همدان، زاهدان و یزد برگزار شده است. در یکسال گذشته بیش از ۴۰۰ نفر در کارگاه های تهران آموزش دیده اند. حداقل افراد شرکت کننده در هر کارگاه ۱۰ نفر بوده و تعداد شرکت کنندگان در برخی کارگاه ها به ۴۰ نفر هم رسیده است.علاوه براین در کارگاه های غیر رسمی که به در خواست اعضای کمپین برگزار شده است گاه شاهد حضور ۶۰ نفر نیز بوده ایم. فشارها ادامه دارد اما کار ما نیز از حرکت نمی ماندشرکت در کارگاه آموزشی کمیته های دیگر از سخت ترین فعالیت های این کمیته است هماهنگی برای شرکت در کارگاه حقوق شهروندی، کارگاه های نوشتن ( ۴ ) و روزنامه نگاری (٣ ) از فعالیت های این کمیته بوده است. ۱۲ شهر افراد به صورت فردی با کمپین همراهی می کنند و در ۱۵ شهر به صورت گروهی و اکثراً در مراکز استان ها فعالیت می کنند۱۲۰ مطلب در کوچه به کوچه، ۴۰ گزارش ، ۲۵ مصاحبه ، ۲۰ ترجمه ، ۶۰ مقاله در بخش تریبون، نزدیک به ٣۰۰ مطلب و خبر در بخش سایت نوشته ها و خبرها اشاره کرد و گفت رسانه به دلیل آن که تنها تریبون رسمی کمپین هست و نمای بیرونی دارد
در این یک سال کل مبلغ دریافتی از کمک های مالی سال ۶ میلیون و٣٣۵ هزار و ۴۶۰ ریال بوده وجمع کل هزینه ها ۴ میلیون ۶۰۰ ریال (بدون احتساب هزینه سفر و شخصی اعضا)ا بوده است.
این کمیته در سال قبل در راستای دستیابی به اهداف خود چند نشست را با افراد صاحب نظر برگزار کرد او جمله دو تشست زنان اصلاح طلب. رایزنی با برخی از نمایندگان مجلس چهره های مذهبی و برقراری ارتباط با سازمان های غیر دولتی از دیگر فعالیت های این کمیته بوده است. برقراری ارتباط با شبکه ارتباطی انجمن های غیر دولتی زنان و جلب حمایت هم اندیشی زنان از کمپین شرکت در جلسات زنان کار آفرین به منظور جلب حمایت آنان شرکت در جلسات سازمان های بین المللی و برگزاری یک نشست اختصاصی با کارگروه جنسیت سازمان ملل که شامل نمایندگانی از تمامی ارگانهای سازمان ملل است از دیگر فعالیتهای کمیته بوده است .برگزاری نشست اختصاصی با فعالان زنان کشورهای مراکش بلژیک و ترکیه و ایجاد فضایی برای تبادل تجربیات آنان با اعضای کمپین
"از ۲۲ خرداد سال ۱٣٨۵ تاکنون ما شاهد ۱۲۱ مورد بازداشت فعالان جنبش زنان و زندانی شدن آنان بوده ایم، برای آنان نزدیک به یک میلیارد تومان وثیقه و کفالت صادر شده است و احکام صادره برای آنان مجموعا ۱۴ سال حبس تعلیقی و نزدیک به ۹ سال حبس قطعی (تعزیری) برای مدافعان حقوق زنان بوده است".
شهلا شفیق : امروز مبارزه زنان در ایران در مرکز مبارزات اجتماعی حق طلبانه و آزادی خواهانه قرار دارد و حضور و همراهی آگاه ترین مردان در این جنبش تصادفی نیست. از سوی دیگر طبعا جنبش زنان به دیگر مبارزات اجتماعی، با جنبش دانشجویان، گارگران و دیگر گروه ها و نیز مبارزاتی که بر علیه تبعیض های قومی و مذهبی بر پا می شود در ربط است و در کنش و واکنش همبستگی در عین آنکه خواست ها و شخصیت مستقل خود را پیدا کرده
) تصویری آماری از شناخت مردم تهران از کمپین یک میلیون امضاگروه پژوهش رسانه کمپین دو شنبه۲٣ مهر ۱٣٨۶* پرسشگران پیمایش: خدیجه مقدم، ناهید میرحاج (کمیته‍ی مادران) ، نفیسه آزاد، پروین اردلان، سیما حسین زاده، نوشین کشاورز نیا، راحله حسینی، مریم مالک (کمیته رسانه)، زهره امینی، مریم خیابانی، افسانه شفیعی، فریبا فیاضی، نیلوفر مهدیان (کمیته‍ی پیگیری داوطلبان) ، جلوه جواهری (کمیته‍ی شهرستان ها)، سمیه رشیدی، نازلی فرخی، سمیه فرید نفیسه آزاد:
۱۹ درصد مردم تهران کمپین را می شناسند روند پیمایش: شناخت ٨/۱٨ درصدی مردمان از کمپین چهره به چهره در ۱۰ محله تهرانجامعه آماری ما شهروندان تهرانی بودند، این تحقیق را بر روی نمونه ای نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از شهروندان تهرانی بالاتر از ۱٨ سال که ساکن ده محله شهرتهران بودند انجام دادیم. محلات را با روش تصادفی سیستماتیک و افراد هر محله را با روش نمونه گیری تصادفی انتحاب کردیم. این محلات عبارت بودند از : اقدسیه، پاسداران، شهرآرا، شهران، نارمک، جوادیه، نواب، افسریه،انقلاب ،بهجت آّباد. نتیجه ای که منتظرش بودیم شگفت زده مان کرد: در کل ٨/۱٨ درصد شهروندان تهرانی کمپین را می شناسند محله اقدسیه با ۲/٣۷ درصد بیشترین شناخت و محله نارمک با ۰ درصد کمترین شناخت را نسبت به کمپین داشته اند در محله نواب با ۶/۱۴ درصد بیشترین آشنایی با کمپین از طریق برخورد با داوطلبان صورت گرفته است. زیرا علاوه بر آن روش چهره به چهره برای جمع آوری امضا روش غالب در کمپین برای ارتباط با مردم و جمع آوری امضا بوده است. نکته دیگری که ما را متوجه محدودیت هایمان کرد درصد پایین آشنایان با کمپین از طریق اینترنت بود. یعنی تنها حدود ۲ درصد افراد آشنا با کمپین از طریق اینترنت کمپین را شناخته بودند نکته ای شاید غم انگیز که بیشتر در مشاهدات مان ثبت شد نه در پرسشنامه، بی کنشی بیشتر اعضای جامعه آماری بود. چه آنها که نظر منفی به موفقیت کمپین داشتند و چه آنان که وقتی پس از پایان تکمیل پرسشنامه می پرسیدند کمپین چیست و ما برایشان از فعالیت و اهداف کمپین و روش جمع آوری امضا می گفتیم، واکنش هایی متفاوت اما گاه مشابه در نتیجه داشتند. بیشترین واکنش بیان این پرسش بود:" فایده ای هم دارد؟" یا " یعنی میشه؟" ، برخی می خندیدند که "خودتان را سرکار گذاشته اید"،"شورجوانی است و دیوانگی " یا می ترساندند که " خدا هم نمی تواند قانون اینها را عوض کند" یا موضع می گرفتند که " مشکل خود ما زن ها هستیم نه قانون" و حکایت زنان شوهر گول زن را برایمان می گفتند، یا دعایمان می کردند " بلکه شما زنان را نجات بدید" .... در کمپین یک میلیون امضا که زاده‍ی جسارت و همت نسل های مختلف زنان این سرزمین است آموخته ایم که از بزرگی کارها نهراسیم. آموخته ایم که با برآورد امکانات موجود و اتکا به نیروهای مشتاق و برابری خواه هر کار بزرگ و به ظاهر نشدنی را امکانپذیر وشدنی کنیم. و با همین همت بود که گام در این راه گذاشتیم، گامی که در مقایسه با کار بزرگ و دشوار کمپین یک میلیون امضا سهل است گرچه جسارت و عشق می خواهد. این مهمترین و با ارزشترین دستاوردی است که ما مجریان این پیمایش بدست آورده ایم.
http://www.we۴change.infoتغییربرای برابری، سایت کمپین ، برای هشتمین بار فیلتر شدجمعه۱۶ آذر ۱٣٨۶
مقلات منتشر شده در سایت ”تغییر برایب برابری :زهره ارزنی : ناهید کشاورزمنصوره شجاعی شهلا لاهیجی سوسن طهماسبی رضوان مقدم زینب پیغمبرزاده پرستو اله‌یاری بیتا طاهباز خدیجه مقدم طلعت تقی نیا سیما حسین زاده: موناقاسمیان پروین بهمنی هدی امینیانمریم حسین‎خواه، بهاره هدایت، فرناز سیفی، گلناز ملک، محبوبه حسین‎زاده، پویه مددی، ایمان مظفری، فریده غائب، مریم میرزا و کاوه مظفری هما مداح، نیلوفر انسان، زهرا عمرانی نوشین احمدی ، پروین اردلان ، شیرین اردلان و...
اکنون بیش از ۱۰۰۰ داوطلب و حامی به صورت رسمی با کمپین فعالیت می کنند
اعضا و حامیان در نخستین سالگرد کمپین یک میلیون امضا سیمین بهبهانی، شهلا لاهیجی ، فرزانه طاهری، فریبا وفی ...به خاطر همین تعهدشان هست که در کنار ما هستند. » شجاعی در ادامه از شهلا لاهیجی، فرزانه طاهری، مهسا وحدت به خاطر حمایت های بی دریغشان قدردانی
کمیته مردان کمپین، اوایل پائیز سال ۱٣٨۵ تشکیل شد. اعضای فعال کمیته پسران حدود ۱۰ نفر هستند وبلاگی مختص به مطالب مردان کمپین تفکیک را محصول فشارهای بیرونی بر کنش گران اجتماعی بداند نه انتخابی ایدئولوژیک. به امید روزی که برای تولید تفکر و در نهایت بیان آن نیازی به تفکیک جنسیتی نباشد
گزارش تصویری : راحله عسگری زادهپنج شنبه٨ شهریور ۱٣٨۶
نوشین احمدی خراسانی، ویژگی‌های "فمینیسم موقعیتی” چنین برمی‌شمارد: فمینیست‌های "موقعیتی” ("نسل پنجم") مانند نسل‌های پیشین، ایدئولوژیک نیستند. با "اسلام ایدئولوژیک" در ماهیت و با "اسلام دارای قدرت" در روش و خواسته‌ها متفاوت هستند. این فمینیسم با ایدئولوژی و مذهب هویت نمی‌یابد، اما به اسلام واکنش هم ندارد؛ چون مشکلاتش را به آن ارتباط نمی‌‌دهد و به آن به چشم دشمن نگاه نمی‌کند. با اسلام زندگی می‌کند و اسلام بخشی از زندگی روزمره‌اش است
C چالش های درون کمپین: نوشین احمدی خراسانی در کتاب خود این چالش ها را به صورت زیر تقسیم بندی کرده بر این باورهستند که یا این چالش ها می بایستی به صورتی رفع و یا حل و فصل و یا حضور دوگانه اش را به رسمیت بشناسند و آگاهانه از سر مصالحه برآیند عبارتند از: ۱ـ تناقض میان گرایش های متفاوت موجود : میان نخبه گرایی و توده گرایی، میان ِ پیوستن به جنبش ِ بین المللی یا به محلی باقی ماندن ...
۲ـ تناقض بین این که راه مهم است یا هدف
٣ـ چالش میان لابی کردن و کار ِ آگاه گرایانه که در حقیقت محتوای این چالش پاسخ به این سوالات می باشد: "گفتگوی مستقیم با مردم در باره ی قوانین ِتبعیض آمیز تا کجا می تواند پیش برود؟ به ویژه این که پاسخ به این پرسش که مردم چه کسانی هستند؟ آیا فعالان سیاسی و شهروندانی که در احزاب و سازمان های سیاسی و بعضان جناح های سیاسی موجود در کشور فعال هستند جزو کسانی محسوب می شوند که باید با آنان در مورد قوانین گفتگو کرد؟ یا این که در حین گفتگو با مردم کوچه و بازار می توان با بخش هایی از حاکمیت نیز برای تغییرات به گفتگو نشست؟"
۴ـ تناقض میان جاه طلبی و منزه طلبی که اشاره به به دو حد غیر متعادل فردیت ستیزی و خود شیفتگی موجود در جامعه مان یا به عبارتی تناقض بین ِ جمع گرایی و فردیت گرایی افراطی شده است
۵ـ تناقض بین سازماندهی منسجم و متمرکز و سلسله مراتبی یا بی در و پیکر بودن و رها شدگی
۶ـ تناقض بین مرکزگرایی یا تکثرگرایی
طرح یک میلیون امضاء «کشور به کشور» می رود/ ایرانیان هامبورگ، در ۱۲ ژانویه ۲۰۰۷ عفت ماهبازبه طور کلی مشکلات عمده ایی که جنبش زنان در این دوران با آن روبرو هستند - آنها هنوز با دولت توتالیتر برآمده از انقلاب مواجه اند. اگر چه بعد از دوم خرداد اصلاح طلبان کوشیدند تغییراتی اندک را در قوانین ضد زن ایجاد نمایند اما زنان همچنان با موانع روزهای اول انقلاب مواجه اند یعنی نهایت شورای نگهبان بوده، که جدا از آنچه در جامعه می گذرد رای نهایی بر سرنوشت زنان ایرانی را ابلاغ کرده است مشکل بزرگ دیگر عرف و فرهنگ جا افتاده و هزاران ساله اجتماعی است که متاسفانه لایه های بسیاری از زنان را هنوز با خود همراه دارد. گرچه مبارزه زنان علیه تبعیض جنسی پنهان و آشکار چندی است که آغاز گشته است .
آسیه امینی :اما همین مراسم "آش پزان" به نیت آزادی ‏جلوه جواهری و مریم حسین خواه. مراسمی که در شکلی کاملا آیینی و با باورهای مذهبی مادری برگزار شد که دو ‏فرزندش را در جنگ از دست داده و فرزند دیگرش این روزها به خاطر عمومی کردن "حق برابر خواهی" در زندان اوین ‏روزگار می سپارد.خانم بیات، که توسل به ائمه را راهگشای بن بستی می داند که دخترش درآن اسیر شده، در کنار همان دیگ آش ‏نذری، شروع می کند به سخنرانی درباره زنانی که داشتن حقوق برابر را حق انسانی خود می دانند. او وقتی از حقوق زنان ‏صحبت می کند بهتر از هر روشنفکر و نویسنده ای حرف می زند. زیرا "خواسته"های جنبش زنان، درواقع تجربه زنانی ‏چون اوست و طبیعی است که وی این خواسته ها را خواسته خودش و دخترش می داند. چرا امروز که او هم آگاه است و هم ‏به خودآگاهی توان جمعی رسیده، آن را پنهان کند ؟ ‏اما نکته ای که در این رهگذر نباید فراموش شود، قرار گرفتن دو نوع اندیشه مذهبی و سکولار در کنار یکدیگر و همصدا ‏شدن در حقوق بابر خواهی است؛ اتفاقی که پیش از این کمتر شاهد آن بوده ایم مگر این که خواسته ای سیاسی، به این ‏ائتلاف شکل و سو می داد. ‏
شهلا شفیق، نویسنده، پژوهشگر،:می دانید که من از این جنبش با شوق حمایت می کنم. به گمان من این حرکت نقطه عطفی ست در تاریخ مبارزاتی زنان در کشور ما در بیست و چند ساله اخیر. به این دلیل بسیار مشخص که برای اولین بار این جنبش از بن بست بحث هایی بر سر اینکه آیا باید در این چارچوپ قانون اساسی بمانیم یا خیر و غیره و غیره بیرون می جهد و با تکیه بر تجربه عملی و نظری این سال ها راه خود را، با ارجاع به ارزش های برابری خواهانه، در روی آوری به گفت و گو با زنان و مردان و جلب آرای آنان جستجو می کند. این حرکت هوشمندانه حاصل خلاقیت زنانی ست که با در گذشتن از مرز های بسته هویتی می گویند ما مجبور نیستیم به عنوان انسان خود را در هیچ چهار چوب نابرابری محدود کنیم و در مقابل تبعیضات سر فرود آوریم ، است و در کنش و واکنش همبستگی در عین آنکه خواست ها و شخصیت مستقل خود را پیدا کرده .
ناهید تصرت این حرکت می تواند همچون شبکه های سرطانی خودش را به طورسریع گسترش دهد. حتی اگر یک میلیون امضاء هم جمع شود و کاری از پیش نرود – اما آن یک میلیون آگاهی که ایجاد می شود آن پتانسیل را دارد که این سد را بشکند- این برایم بسیار با ارزش است .در سمینار هم قرار شد ما در لیستی اسامی خود را در حمایت از این کمپین اعلام کنیم. چون تک تک مان حداقل تبعیض جنسی را با گوشت و پوستمان تجربه کرده ایم. چون زنان بسیاری که در سمینار نبودند هم مایل به حمایت از این حرکت هستند. ادامه این جمع آوری به بعد از سمینار موکول شد. من به نیروی زنان باور دارم و صمیمانه از آن پشتیبانی میکنم. هنوز هم یاد تظاهراتی که زنان در ایران برای حق حضانت کودکانشان به راه انداخته بودند، منقلبم می کند.
مرنیسی هنوز از خاطرات تلخ‌اش حرف می‌زند وقتی «لطیفه جی‌بابری» فعال حقوق زنان، کمپین یک میلیون امضا را برای برخورد با چندهمسری در مراکش به راه انداخت، حملات سختی از سوی بنیادگرایان به وی شد. آن چنان که مفتی قدرتمندی در مراکش فتوا داد که لطیفه ملحد است و او تا آستانهء مرگ رفت. هر چند که بعدها دولتمردان و مفتی‌های معتدل‌تر این فتوا را لغو کردند و اعلام کردند که این فتوا به دلایل شخصی صادر شده و ضمانت اجرایی ندارد. پادشاه حسن هم برای حفظ وجههء کشورش جلوی جنجال‌های بزرگ را گرفت مصاحبه با
مهناز متین مروری بر یک تجربه: اینکه در ایران، فعالین سیاسی و اجتماعی نمی‌توانند به صراحت اعلام کنند که خواستار تغییراتی در قوانین هستند که با اسلام "ضدیت" دارد، امری‌ست بدیهی. نه الزامی بر چنین تصریحی وجود دارد و نه این خواست نیروهای سکولار است. اما می‌توان مطالبات را به روشنی مطرح کرد و از چنین استدلال‌هایی پرهیز نمود؛ چه در ضدیت و چه در مطابقت با مبانی اسلام. کمااینکه در حرکت‌های پیشین زنان، نمونه‌های آن وجود داشته است(٦٥). اگر بر این باوریم که "اقدام در جامعه‌ی مدنی” در مبارزه‌ی زنان اولویت دارد – چنان که در نوشته‌های اعضاء و همکاران کمپین بر آن تأکید می‌شود (٦٦)- چگونه می‌توانیم حقانیت مطالبات خود را در "غیرمشروع" نبودن آن ها جستجو کنیم؟ "مدنیت" و "مشروعیت" در چهارچوب یک طرح نمی‌گنجند. مگر اینکه به مقولاتی چون "حقوق بشر اسلامی”، "جامعه‌ی مدنی اسلامی” و... باور داشته باشیم.......به باور من، لغو قوانین تبعیض‌آمیز و زن‌ستیز، خواستی انسانی‌ست و تلاش در جهت تحقق آن، در هر زمان امری مثبت. اما اگر بنا گذاشتیم که با "اقدام مدنی” قوانین تبعیض آمیز را تغییر دهیم، بیان مطالبات‌مان هم باید "مدنی” باشد. در این صورت نمی‌توانیم این اقدام را با استناد به "شرع مقدس" پیش بریم و نگران "مشروعیت" یا "عدم مشروعیت" مطالبات‌مان باشیم. اصولاً از آنجا که لائیسیته و سکولاریسم برای پایان دادن و برچیدن نظام‌های حکومتی‌ی مبتنی بر "شرع مقدس" شکل گرفته‌اند، لائیک‌ها و سکولارها مجاز نیستند دل‌نگران "مشروعیت" خواسته‌های خود باشند. عدم پای‌بندی به این اصل اساسی می‌تواند به تضعیف و تخفیف صدای نیروهای سکولار و لائیک منجر شود.

اکبر مهدی راه پیش رو:کمیپن از عده ای از فمینیست های سکولار همراه با بعضی از اصلاح طلبان زن مسلمان تشکیل شده و توانسته است آن چه که توماس ر. روکون یک "اجتماع انتقادی" می نامد را سامان دهد –اجتماعی از متفکرین و فعالین منتقد که جزو ساختار رسمی نیستند اما آگاهانه تعامل بین گروهی ای را سامان می دهند که نسبت به مشکلات اجتماعی حساسیت بر می انگیزاند.¹ . See Thomas R. Rochon, Culture Moves; Ideas, Activism, and Changing Values. Princeton, NJ: Princeton University Press, ۱۹۹٨
، کمپین نیز مانند تمام اجتماع های انتقادی دیگر که تغییرات اجتماعی را می سازند نمی پندارد که این تغییرات به محض آنکه اراده شوند اعمال خواهد شد. هیچ کس باور ندارد که این قوانین پدرسالار بزودی همگی ناپدید شوند یا آن قاضی ها و قانون گزاران مصمم یک شبه دل رحم می شوند. مسئولیت فعالین کمپین بسیار دشوار است. نه فقط به این خاطر که آن ها دارند قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را به چالش می کشند، بلکه به این خاطر که آنها هنجارهای نهادینه شده، رفتارهای روزمره، و قوانین اجتماعی حاکم بر تعاملات خانه و مدرسه و کار را نیز به چالش کشیده اند.
.» نرگس محمدی این مسئله که مسئله زنان روشنفکر مذهبی و غیر مذهبی را یکسان به چالش کشیده است از نقاط قوت این جنبش عنوان کرد. و گفت کمپین یک میلیون امضا از نادر حرکت هایی است که گرایش های مختلف دینی وساسیی را گردهم آورده است واگر امکانات لازم را داشتیم یا خداقل این همه سنگ اندازی پیش رویمان نبود، مطمئنا تا کنون به جای یک میلیون، میلیون ها امضا جمع می کردیم
گیتی سلامی: از نگاه من مذهب فقط اندیشه ای نیست که بر اساس مشروعیت ِ الاهی باشد و در آن محور تنها اعتقاد و یا عشق به خدا باشد بلکه هر باوری که در آن چیزی بتواند جای خدا را بگیرد مثل شاه، کسب ِقدرت، عقل کل، قانون، موقعیت ِ اجتماعی، دانش، تکنیک حتی چیزهایی مثل ورزش یا پول و غیره که جنبه ی مشروعیت بخشنده به خود بگیرند و جامعه را به هر دلیلی به دوقطب تقسیم کنند به آن نگاه مذهبی یا دوگانه انگاری (ثنویتی) می گویم. ِاشکال ِ این بینش تولید و باز تولید روابط و مناسبات ِ ارباب ـ رعیتی یا فاعل ـ مفعولی ( تابعیتی) در تمام عرصه های موجود در جامعه می باشد که در سطح فرهنگی اجتماعی: تولید و گسترش ِنگاه سلسله مراتبی در سطح خصوصی (خانواده) تابع بودن زن ـ همسر به مردـشوهر و ادامه ی آن ، تابع بودن بچه ها به والدین که در ایران فقط پدر ولی می باشد ودر سطح اقتصادی: تابع بودن مناسبات کار به سرمایه زیرا انسان ها غیر مستقل و بی ابتکار و غیر خلاق تربیت می شوند و یاد گرفته اند حرف شنو باشند بنابراین کار فرما جایگزین پدر می شود. ـ اگر چه ازنظر من هر اصلاحی شروع یک تغییر(انقلاب) می باشد و هر تغییری شروع یک اصلاح است.»
کاظم علمداری رشد رویکرد پراگماتیستی در جامعه از یکسو، و