تبليغاتX
عفت ماهباز
 

اکرم مهدوی،میخواهم زنده بمانم!

زندگي اکرم و در واقع دخترش 60 ميليون تومان قيمت گذاشته شده .او دست کمکش را به سوی همه آدم های در ساحل نشسته دراز کرده است دیگر وقت چندانی ندارد اگر کمک ها نرسد، شاید در چهارشنبه ایی نه چندان دور... 

 

اکرم مهدوی در آستانه اعدام است او زن جوان ۳۲ ساله ای است با هزاران ارزوهای کوچک و بزرگ،. تا کلاس پنجم سواد دارد در سیزده سالگی هنوز باید کودکی می کرد که پدر او را بر سر سفره عقد با پسر دایی اش نشاند.و به خانه بخت سیاهش فرستاد. در هیجده سالگی، پسردايي، به دنبال زني ديگر رهايش کرد و او به اجبار طلاق گرفت دومین ازدواجش در سن بیست سالگی با مردی 68 ساله ایی بود که به قیمت 250 هزار تومان، اکرم را با کمک سيلي و تهديد پدر، خرید. مردي که اکرم درباره او مي گويد "خجالت مي کشيدم بگويم اين مرد همسر من است. او ‏همسن پدر يا پدربزرگم بود" دو ازدواج ا در سنين پائين اجباری و ناخواسته دوبار تقاضاي طلاق کرد و هر دوبار تقاضایش رد شد.اکرم شوهرش را با کمک مرد جوانی که بنا به گفته وکيلش: «به تحريک اين مرد جوان»، به قتل می رساند در سال ۸۲ به اتهام قتل شوهر ۷۴ ساله اش بازداشت می شود اکنون چهار سال است که اکرم در زندان به سر می برد. دادگاه برای او حکم اعدام صادر کرده و ديوانعالی کشو ر نیز اين حکم را تائيد کرده است.اکرم از همسر اولش يک دختر شانزده ساله دارد که شرمنده و نگران به انتظار سرنوشت .تلخ مادر نشسته است.

.

مينا جعفری وکيل مدافع اکرم مهدوی می گويد : خانواده مقتول فقط به شرط پول حاضر به رضايت شده اند. مبلغي هم که پيشنهاد داده اند، خيلي زياد است. آنها 60 ميليون ‏تومان خواسته اند که تقريبا دو برابر ديه انسان کاملاست «الان پروند در اجرای احکام دادسرای جنائی است وبايد برود پيش رئيس قوه قضائيه تا بتوانند حکم را اجرا کنند ما تمام سعی خودمان را می کنيم که خانواده مقتول رابرای پرداخت ۶۰ ميليون ديه راضی کنيم و اين امر فقط با همکاری مردم ميسر می شود.خانواده اکرم وضع ماليش اصلا خوب نبوده ونيست وبه همين دليل هم نمی توانند کمک کنند» زندگي اکرم و در واقع دخترش 60 ميليون تومان قيمت گذاشته شده .او دست کمکش را به سوی همه آدم های در ساحل نشسته شادو ناشاد دراز کرده است دیگر وقت چندانی ندارد، اگر کمک ها نرسد، شاید در چهارشنبه ایی نه چندان دور... 

اکرم مهدوی در نامه ای جهت پرداخت دیه و رهایی از اعدام، درخواست کمک نموده است. متن نامه به شرح زیر است:

باسلام و احترام

احتراماً بدین وسیله به استحضار می رسانم اینجانبه، زندانی، "الف.م"، 32 ساله به اتهام قتل شوهر 74 ساله ام مدت چهار سال و نیم در زندان اوین بسر می برم. آنچنانکه شنیده ام اوایل سال 87، اجرای حکم اعدام را در پیش رو دارم.

شاکیان پرونده ام شرط گذاشته اند که با دریافت مبلغ 60 میلیون تومان، رضایت خود را اعلام کنند. اما من و خانواده ام فاقد استطاعت مالی برای پرداخت این مبلغ به شاکیان هستیم و نمی توانیم این مبلغ را تهیه نماییم. دارای یک دختر 17 ساله هستم و همچنین دچار بیماری صرع می باشم . دخترم اکنون مشغول به تحصیل بوده و نیاز زیادی به حضور مادر دارد. اما متاسفانه در این مدت فقط یک بار توانسته ایم همدیگر را ببینیم. دخترم به کسی جز من نمی تواند اتکا کند و با مرگ من، تکیه گاهش را از دست خواهد داد. لذا خواهشمندم چنانچه در توان و امکان مالی شما مردم عزیز باشد، برای زنده ماندن این حقیر کمک مالی نمایید.

با احترام

جمعی از فعالان حقوق بشر و مدافعان حقوق زن در ایران کمپين کمک به اکرم مهدوی راه انداختند ، آنها قصد دارند با جمع اوری کمک مالی و پرداخت آن به شاکيان پروند، از اعدام وی جلوگيری کنند.اما تاکنون کمک چندانی نتوانستند جمع آوری کنند. مينا جعفری وکيل مدافع اکرم مهدوی در باره این کمک ها می گويد:

مقدارش خيلي کم است! چيزي حدود 3 ميليون و نيم. وعده هايي داده شده بود که هيچ کدامش محقق نشده. کمکهايي هم که تا کنون جمع ‏آوري شده، همگي از داخل کشور بوده. با توجه به فرصت کمي که براي اکرم باقي مانده، خواهشم از کساني که در بيرون ‏از ايران زندگي مي کنند و مي خواهند به او کمک کنند اين است که با توجه به مشکلاتي که سيستم بانکي کشور ما در ‏ارسال و دريافت پول از خارج دارد، کمکهايشان را از طريق افراد داخل کشور به شماره اعلام شده واریز کنند. ‏

شماره حساب وکیل اکرم که برای جمع آوری دیه برای اکرم باز شده است::

"حساب سيبا به شماره 0302917750001 نزد شعبه مبارزان بانك ملي "

عفت ماهباز لندن

efatmahbas@hotmail.com

 

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:21 |

 

اعتصاب غذای دانشجویان

 

 

 

پس از گذشت هشت روز

 

دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز که از پنجشنبه هفته گذشته در اعتراض به نحوه برخورد مسئولان دانشگاه، بویژه مسئولان حراست با دانشجویان و اعمال برخی محدودیتها بر دانشجویان به  تحصن و اعتصاب غذا دست زده بودند. اعلام کردند که نوزده تن از آنان بر اثر اعتصاب غذای ممتد به بیمارستان منتقل شده اند، دو تن از ایشان دچار تشنج شده اند و یکی از دانشجویان دختر تا پای مرگ پیش رفته است.

این دانشجویان خواستار استعفای حسین زاهد، معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه صنعتی سهند و آقای حسینی، رئیس حراست دانشگاه، عذرخواهی رسمی فرزان قالیچی، معاون آموزشی دانشگاه، بررسی عملکرد کمیته های انضباطی دانشگاه، عدم تفکیک جنسیتی و عدم تبعیض میان فعالیتهای تشکلها و کانونهای دانشجویی اند دانشجویان معترض می گویند  کارمندان دانشگاه به چند دانشجوی دختر "هتک حرمت" کرده اند اما حراست دانشگاه به جای برخورد با این کارمندان به "لاپوشانی" ماجرا پرداخته و هنگامی که دانشجویان دختری که به آنان "هتک حرمت" شده بود به وی مراجعه کردند، آنها را تهدید کرده است. در مورد رفع تبعیض جنسی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند می گویند که در اجرای برنامه های فرهنگی، از جمله موسیقی، محدودیتهای فراوانی بر دانشجویان دختر اعمال می شود، مسئول خوابگاه دختران بدون اجازه به اتاقهای دانشجویان دختر سرکشی و نوع پوشش آنان را در اتاقهایشان کنترل می کنند.  

نامه ی سرگشاده ی متحصنین دانشگاه صنعتی سهند تبریز خطاب به وزیر علوم،

بسمه تعالی ، اکنون که در ششمین روز از تحصن قرار داریم، هنوز مسئولین دانشگاه ما پاسخگوی نیازها و خواسته های بر حقمان نیستند. دانشجویان معترض این دانشگاه در راستای اهداف برحق خود بیش از ۱۲۰ ساعت در ساختمان های این دانشگاه متحصن شدند؛ اما دریغ و افسوس که بیش از ٣ روز است که ریاست دانشگاه، دکتر چناقلو با بی تفاوتی با مسئله برخورد نموده اند. دکتر چناقلو پس از گذشت بیش از ٨۰ ساعت از اعتصاب غذای یارانمان و منتقل شدن ۱۷ تن به بیمارستان، هنوز پاسخگوی توهین ها، کوتاهی ها، اشتباهات و بی کفایتی های معاونان خود نیست. گویا آقایان مسئول، دانشگاه و دانشجو را که نزدیک به یک دهه مسئول آن هستند، جزء مایملک خود می پندارند.

چگونه است که معاون دانشجویی-فرهنگی دانشگاه به راحتی می تواند دانشجویان را مورد توهین، تحقیر و هتاکی قرار دهد؟

مگر نه این است که مسئول خدمت گذار مردم در جمهوری اسلامی، بایستی خود را در مقابل مردمش پاسخگو بداند؟

چگونه است که بیش از ۵ روز، جمعی افزون بر ۱۲۰ نفر حاضر شده اند شب خود را در هوای سرد و زمین سخت ساختمان های دانشگاه به روز برسانند اما ریاست دانشگاه دکتر چناقلو برای بررسی مشکلات این جمع حتی در بین شان حضور نیز نیافته اند؟
چگونه است که در فاصله ی چند ساعت، بیش از
۵۰۰ نفر از یک دانشگاه بسیار کم جمعیت، نامه اعتراض آمیزی علیه معاونت دانشجویی-فرهنگی دانشگاه امضا می کنند ولی هیچ مسئولی پاسخگو نیست؟

آیا جز این است که این جمع متحصنِ خشمگین، از توهین ها، تحقیرها و بی کفایتی های مدیران به ستوه آمده اند؟

آیا صدور احکام سنگین کمیته ی انضباطی با دلایل واهی چیزی جز بی اعتنایی مسئولین به آینده ی این عزیزان است؟

رئیس دانشگاه نه تنها در این مدت حتی پاسخ ما را نداده بلکه اقدام به اظهاراتی در رسانه های رسمی و قانونی کشور نموده اند، که مغایر با حقیقت خواسته های دانشجویان معترض و رخدادهای این چند روز تحصن در دانشگاه بوده است، تا بلکه بتواند از زیر مسئولیت های خود شانه خالی نماید. پس از گذشت این پنج روز، ریاست دانشگاه دکتر چناقلو، همچنان جوابگوی عملکرد ضعیف معاون دانشجویی-فرهنگی خود نیست؛ در حالی که خواسته اصلی جمع متحصن استعفای ایشان است.

جناب آقای وزیر، ما به عنوان جمع متحصن، از شماو دیگر مسولان ذیربط کشوری خواستار رسیدگی و پی گیری هرچه سریعتر مشکلات حاکم بر دانشگاهمان هستیم. ما دانشجویان متحصن خواستار اتخاذ تصمیم مناسب و مقتضی از سوی شما هستیم تا مشکلات ناشی از بی کفایتی مسئولان دانشگاهمان حل گردد.

و من الله توفیق
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز
رونوشت:
نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران
دفتر معاونت سیاسی استانداری آذربایجان شرقی
دفتر ریاست دانشگاه صنعتی سهند
دفتر خبرگزاری های رسمی و روزنامه های کثیر الانتشار کشور

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:26 |