تبليغاتX
عفت ماهباز
 

 

کشتار تابستان ۶۷ 

 در بیست سالگی خاوران

تن ها،

خاک از خون

شتک زده بر 

شقایق ها  سخن می گوید

مادران از حقایق

نهفته در خاک

و کودکان از فردای سپید خاوران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فيلمی از مراسم يادبود امسال در خاوران

 http://www.asre-nou.net/1385/mehr/29/khavaran85.mpg

 

 

Norooz Ba Khavaran-ha dar Iran(massacre in Iran 1980's

http://www.youtube.com/watch?v=z2cGr-rP6nE&feature=related    

 

 شعری از احمد شاملو

 http://www.youtube.com/watch?v=1kGVFSYw-Rk

 

 

خاوران ۱

http://www.youtube.com/watch?v=UMY1CYnDcgU&feature=related

خاوران ۲

 http://www.youtube.com/watch?v=M52S4at2gRU&feature=related

کشتار ۶۰-۶۷ 

   http://www.youtube.com/watch?v=1jxqSwySsiU&feature=related

خاوران، آخرین جمعه سال ۱۳۶۸

 http://www.youtube.com/watch?v=pQkKAKSZw9Y

 

   

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 7:1 |
 

 

هما

 بر دوشش اما پرچمی از نابرابری  

درالمپیک پکن

هما دختری

ازتبار یک میلیون امضا،

 جنبش برابری است؟!

بر لبانش لبخندی است

بر دوشش اما

پرچمی از نابرابری

 

 

: مراسم افتتاحیه بیست

 و نهمین دوره بازی‌های المپیک در پکن با نمایشی عظیم از رقص، موسیقی و آتش بازی در استادیوم ملی چین با شعار "یک دنیا، یک رویا"،در حالی افتتاح شد که حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان ناظرآن بودند. روزانه تقریبا 21 هزار و پانصد خبرنگار، گزارشگر ،خبرهای آن را به دنیا منعکس خواهند نمود.

با خوشحالی و دلواپسی همزمان در کنار یک میلیارد انسان دیگر به تماشا نشستم . منتظر کاروان ورزشی ایران شدم . آیا این بارمنتظر چیز ویژه تری از کاروان ایران بودم آیا منتظر آن بودم پرچمدار ما هم زنی باشد همچون زنان دیگر رها ؟ آیا به دنبال معجزه ایی از این دست می گشتم؟ اما کاروان ورزشی ایران با تعدای همانند سال های اعازین شرکت ایران در المپیک1، با 54 ورزشکار با ترکیب زیبایی از رنگ سبز و سفید بر صفحات تلویزیون ظاهر شدند. پرچمدار کاروان ایران در این مراسم چهارساعته بازی‌های المپیک بر عهده هما حسینی، اولین قایقران زن 19 ساله ایرانی بود در کنار او دو ورزشکار زن ایرانی دیگر ساراخوش جمال فکری در تکواندو، نجمه آبتین در تیراندازی راه می سپردند.

پرچمدار زنی است با چشمانی خندان و لبخندی گشوده! ایا این زن می تواند نماینده حکومتی باشد که او(زن) را با مردانی که همراه و همتراز اویند برابر نمی داند و برایش در همه جا قیم قایل است.و تا جایی پیش می رود که در ماه گذشته كميسيون حقوقي و قضائي مجلس هشتم، (باوجود اعتراضات متمادی فعالین جنبش زنان و حقوق بشردر ایران)، كليات لايحه ایی را به تصويب رساند که هر مرد براحتی بتواند 4 زن عقدی رسمی داشته باشد 2

اما لبخند و گفتارهما حسینی،حکایت از نسل دخترانی دارد که نابرابری را تحمل نخواهد کرد اورا همچون صدها دختر جوانی در ایران دیدم به دنبال یک میلیون امضا می گردند تا بگویند که با مردان برابرند اورا همچون دهها دختر جوانی دیدم که پشت استادیم آزادی، برای ازادی وردود در استادیوم های ورزشی فوتبال که تنها مردان جای دارند می کوشند. اورا کنار دخترانی دیدم که برای قانون بی سنگسار می جنگند.

درالمپیک پکن

هما دختری

ازتبار  یک میلیون امضا،

جنبش برابری است؟!

بر لبانش لبخندی است

بر دوشش اما

پرچمی از نابرابری

چهارسال پیش نیزلیدا فریمان در رشته تیراندازی حمل پرچم کاروان ایران در المپیک آتلانتا را برعهده داشت.در آن زمان او با سهمیه (وایت کارد) و بدون رکورد ورودی به مسابقات المپیک راه یافته بود. اماهما حسینی دختری از کرمانشاه، پس از موفقیتش در رشته رویینگ توانست به مسابقات المپیک راه پیدا کند او پس از این پیروزی به خبرگزاری ها گفت: «قطعاً حمل پرچم مسئولیت سختی است. ورزشکاری که وظیفه حمل پرچم را برعهده دارد حاوی پیام‌های با ارزشی از کشورش است، من نیز با این کار پیام برابری حقوق زنان ورزشکار ایران را به گوش ورزشکاران تمام دنیا می‌رسانم.» در جایی دیگراو می گوید: " برای خود من شاید داشتن حجاب یکی از عوامل تحریک‌کننده بود که بیشتر کار کنم و این را به همه‌ی قایقرانها، تمام آسیایی‌ها و تمام جهانی‌ها ثابت کنم که ما نسبتا شرایطمان خاص است، که چنین مسایلی نمی‌تواند مانع کارکردن ما باشد و ما می‌توانیم حتا قوی‌تر از آنها هم ظاهر بشویم." 3

اگر چه با شرایط و امکاناتی که ورزشکاران ما بویژه زنان در ایران دارند، آنها نخواهند توانست به عنوان برنده از گروه خود صعود کنندو به مدالی دست یابنداما تلاش انها برای گشودن دریچه ها و رسیدن به این مکان جای قدردانی بسیار دارد

http://www.4equality.info/spip.php?article2553&var_mode=calcul

زیرنویس

 1- اولین باربازيها المپيک در سال 1896 در آتن برگزار شد. ايران تا سال 1936 در بازيها شرکت نکرد. کيمته ملی المپيک در سال 1326 تاسيس شد. همان سال به عضويت کميته بين المللی المپيک در آمد. در آن سال با موافقت رضا شاه، ايران وارد بازيهای المپيک شد آنهم با گروهی از دانشجويان ايرانی که برای تحصيل به فرانسه، ايتاليا، بريتانيا، آلمان و اتريش رفته بودند. آنها لباسی متحد الشکل تهيه کرده و در گروه 19 نفری پا به دهکده المپيک نهادند. کاروان ورزشی ايران با 52 نفر از ورزشکاران، مربيان، سرپرستان و غيره عازم لندن شدند. بودجه اردو و سفر و اقامت را شاه و مجلس شورای ملی پرداختند.قبل و بعد از انقلاب، به مدت 12 سال ايران از المپيک دور بود. يعنی يک نسل از ورزشکاران ايرانی از رقابت در اين بازيهای محروم شدند

تصاویری از تاریخ المپیک ایران
http://www.iranmania.com/news/sports/features/sydney2000/historic/photograph.asp


Medaillenspiegel Peking 2008

 

2 - لایحه «حمایت از خانواده» بنا به پيشنهاد قوه قضاييه در روز سوم تیرماه 1386 در هیات وزیران به تصویب رسید. در روز اول مرداد 1386 به مجلس هفتم ارائه شد. كميسيون حقوقي و قضائي مجلس هشتم در دومين ماه كاري خود، كليات لايحه حمايت از خانواده را بدون هيچ تغييري به تصويب رساند. طبق ماده 23 لايحه حمايت از خانواده، مردان فقط به شرط دارا بودن تمکن مالي حق ازدواج هاي مجدد دارند و شرط موافقت همسر اول که تا پيش از اين در قانون وجود داشت، حذف شده است. ماده 23- اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد

در 1353 مجلس لایحه ای را در زمینه اصلاح قانون حمایت خانواده مصوب 1346 مطرح کرد و در نهایت متممی بر قانون حمایت خانواده نوشته شد. این متمم دارای 28 ماده بود. در این قانون سن ازدواج برای مردان به 20 سال و برای زنان به 18 سال افزایش یافت. اما در مورد ازدواج زنان بین 15 تا 18 سال مقرر شده بود که دادگاه های خانواده در خواست های ازدواج در این سنین را بررسی کنند. در متمم این قانون موافقت دادگاه در مورد ازدواج مجدد مرد به توافق زن اول، عدم رضایت او در مورد روابط جنسی با همسر اول، بیماری ذهنی و عقیم بودن یا عدم حضور زن مشروط بود (مهرانگیز کار، ساختار حقوق نظام خانواده در ایران، روشنگران، تهران، 1378)

3  -  خبرگزاری مهر،و گزارش فرانس پرس ۲۷ تیر ماه ۱۳۸۷

efatmahbas@hotmail.com

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 5:17 |
 

 


در بیستمین سال
تبسم خیال تو

 

• شاپورم
لبخند خیالت
تبسمی می شود
در گذر از آسمان ...

 

 تبسم خیال تو

 

شاپورم
لبخند خیالت
تبسمی می شود
در گذر از آسمان
جستجویت
سرکش توسنی که در هر پگاه
بی انکه بخواهم
روز و شب را
هنوز با هم در شمریم
در بیستمین سال روزی
که نرفتی
نه!
بردنت
شعر تو "تبسم تو
۱" را
در گوگل
۲ یافتم
آن روزها که انترنتی نبود
تا جستجوگر پیامان دل باشد
امروز اما
شعر را یافتم در کنار نامه چهارت ٣
و لبخند بر تبسم خیالت رقصید
۴ مرداد ۱٣٨۷

عفت ماهباز


یار مهربان و نازنینم سلام
پریروز که در خیال تو به سر می‌بردم قطعه شعری را دیدم با عنوان «تبسم تو» (کیهان دهم آذر) که گویی برای بیان احساس من سروده شده است. هنگامی‌که پس از تأخیر یک ماهه نامه‌ات رسید و «تبسمت» بر آینه آسمان و یال سپید البرز نوید زندگی داد با خود گفتم بخند، بخند یاور من که زندگی با شکوه و صلابت خود جاری است. و ما نیز با عشق و امید در راستایی به سوی خورشید باهم همراهیم.
می‌دانم که نگرانی تو با شور و امید آمیخته است. اما امروز که از چشم‌انداز به رشته کوه استوار البرز نگاه می‌کنم به نازنینم می‌گویم:
حالم خوب است، زندگی به‌خوبی سپری می‌شود و جای هیچ‌گونه دل نگرانی وجود ندارد. شاید کبوتری که برفراز سر ما پرواز می‌کند پیام شادی و عشق ما را به زندگی به تو برساند.
بوی بهارم، با آرزوی دیدار، چشمان پرفروغت را می‌بوسم.
شاپور (علیرضا اسکندری)
۱٣شهریور۶۵
نامه شماره۴

تبسم تو
نان را از من بگیر، اگر میخواهی،
هوا را از من بگیر، اما
خنده ات را نه

گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری،
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند،
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید.

پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی،
اما خنده ات را که رها میشود
و پرواز کنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.

عشق من، خنده تو
در تاریک ترین لحظه ها میشکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست،
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته.

خنده تو، در پاییز
در کنار دریا
موج کف آلوده اش را
باید برفرازد،
و در بهاران، عشق من،
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گل آبی، گل سرخ
کشورم که مرا میخواند.

بخند بر شب
بر روز،
بر ماه،
بخند بر پیچاپیچ
خیابان های جزیره، بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد،
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
نان را،
هوا را،
روشنی را،
بهار را،
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم...

پاپلو نرودا


www.akhbar-rooz.com
يکشنبه 
۶ مرداد ۱٣٨۷ -  ۲۷ ژوئيه ۲۰۰٨


۱ - "تبسم تو۱" از پاپلو نرودا. همسرم شاپور در نامه اش به این شعر نرودا اشاره دارد
۲- شعر "تبسم تو" از پاپلو نرودا را بعد از بیست سال هفته پیش در جستجوگر گوگل یافتم
٣ - نامه شماره
۴ شاپور (علیرضا اسکندری) ۱٣/۹/۶۵ در زندان اوین نوشته شده است شاپور جزو اولین سری اعدامیان در ۵ مرداد ۱٣۶۷ در اوین در کشتار جمعی زندانیان توسط رهبران جمهوری اسلامی بود.

efatmahbas@hotmail.com

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 22:57 |