تبليغاتX
عفت ماهباز
   

 جایزه ایی در خور ژیلا بنی یعقوب

 ژیلای عزیز مان که برای رهایی و ازادی قلم و قدم می زد امروز بخاطر موج سبز رهایی مردم، در بند است

ژیلا بنی یعقوب،فعال «جنبش زنان»

       برنده جایزه شجاعت در روزنامه نگاری سال ۲۰۰۹ شد

شاید هنوز بسیاری *عکس دستگیری ژیلا بنی یعقوب را در  ۲۲ خردا۱۳۸۵در ميدان ۷ تير، را  بهخاطر سپرده اند .ژیلا را پنج پاسداردست بسته با خود می کشند تا به زندان اوین ببرند

آآنروزفعالین جنبش زنان قصد برگزاری تجمعی صلح آمیز در میدان هفت تیر تهران را داشتند . بیش از ۲۰۰۰نفر با امضای خود، و دهها نهاد حقوق بشر بین المللی از جمله عفو بین الملل، از این فراخوان حمایت نموده بودند. این تجمع مسالمت آمیز، از همان آعاز از جانب حکومتیان به خشونت کشیده شد.زنان خواستار ابتدایی ترین حقوقی بودند که در این ۲۷ سال از آنان دریغ شده بود.

سه سال بعد، یعنی  در ماه مه ۲۰۰۹، ژیلا با تدوام و پی گیری کارهایش در زمینه حقوق بشر بویزه مسایل زنان، توانست نشان شجاعت در روزنامه نگاری بین المللی را از ان خود کند

 جایزه شجاعت در روزنامه نگاری  در خور اوست .بر او بسیار مبارک است

این پیروزی دیگری است برای فعالان جنبش زنان در سراسر دنیا..

 عفت ماهباز

*این عکس  در تاریخ  ددوشنبه ۲۲ خردا د۱۳۸۵– ميدان ۷ تير، تهران- ساعت ۵ بعد از طهر. توسط آرش آشوری نیا برداشته شده است،


 http://www.femschool.info/spip.php?article2551


مدرسه فمینیستی: سه نفر از روزنامه نگاران مدافع حقوق بشر يك روزنامه نگار از بلاروس كه بارها بازداشت شده و تمام طول شب توسط پليس مورد بازجويي قرار گرفته است ، يك خبر نگار راديو از کشور كامرون كه به خاطر پخش برنامه هايي در مورد حقوق بشر و آزادي رسانه جان خود را در معرض خطر قرار داده است و يك خبرنگار ايراني كه گزارش هایش در مورد موضوع های حساس سياسي و اجتماعي، بخصوص در مورد تضییع حقوق زنان، بارها موجب زنداني شدن وي شده است برندگان امسال جايزه بين المللي شجاعت در روزنامه نگاري بنياد رسانه هاي زنان شده اند .

جودي وود راف ، مدير اهداء جايزه شجاعت در روزنامه نگاري ، اعلام كرد : اين روزنامه نگاران كه در حرفه خود فوق العاده عالي هستند ،حرفه روزنامه نگاري را در سه كشوري انتخاب كرده اند كه جستجوي حقيقت، آنها را در معرض خطر دستگيري ، حمله فيزيكي و يا حتي مرگ قرار داده است. وي افزود : با اين همه اين روزنامه نگاران جسور براي سالها زندگي و جان خود را به خطر انداخته اند تا با گزارشهاي خود بر زواياي تاريك زندگاني مردمان خود روشنايي بخشند و ذهن ما را نيز روشن كنند .

در بیانیه «بیناد بین المللی رسانه های زنان» در معرفي ژيلا بني يعقوب يكي از برندگان جايزه شجاعت در روزنامه نگاري آمده است :

"ژيلا بني يعقوب ۳۸ ساله گزارشگر مستقل و سردبير وب سايت «كانون زنان ايراني» در ايران است بني يعقوب در يكي از محدودترين كشورهاي دنيا كار مي كند جايي كه هم به واسطه زن بودن و هم به خاطر خبر نگار بودن، محدوديتهاي بسياري وجود دارد . ژيلا بني يعقوب همواره از بيدادهاي اجتماعي و دولتي كه به ويژه بر زنان اثر گذار بوده گزارش هایی تهیه کرده است او بارها از كار بيكار شده است چرا كه از سانسور مقالات و گزارشهايش سر باز زده است. همچنين تعدادي از روزنامه هايي كه وي در انها مشغول به كار بوده است توسط دولت تعطيل شده اند. اين بيانيه در ادامه مي افزايد: « ژیلا بنی یعقوب بارها به كشورهاي منطقه خاورميانه سفر كرده است و در مورد زندگي زنان و پناهندگان در زمان جنگ گزارشاتي نوشته است . موضوعات گزارشات ژيلا بني يعقوب او را هدف حملات دولت قرار داده است چنانچه بارها منجر به حمله، دستگيري و يا زنداني شدن وي شده است.»

ایرینا کالیپ دیگر برنده جایزه ۴۱ ساله و اهل بلاروس است بلاروس یکی از کشورهایی است که بیشترین فشار را بر روزنامه نگاران وارد می کند . کالیپ پس از کار کردن برای روزنامه های متعددی که اغلب توسط دولت تعطیل میشد اکنون به حرفه روزنامه نگاری در یکی از روزنامه ها می پردازد. او پس از دستگیری تمام طی شب را مورد بازجویی و ضرب و شتم نیروهای پلیس قرار گرفت و از ان زمان تاکنون نیز به طور مداوم تحت نظارت و کنترل پلیس می باشد

اگنس تایل گزارشگر ۲۹ ساله شبکه دوم بین المللی رادیو و تلویزیون کامرون دیگر برنده جایزه شجاعت در روزنامه نگاری سال ۲۰۰۹ می باشد تایل در مورد حقوق بشر و آزادی رسانه ها گزارشاتی داده است که شامل فساد دولتمردان نیز می شود در سال ۲۰۰۶ تایل به تهدیدهای بسیار روبرو شد از او خواسته شده بود که از پیگیری و تعقیب فساد دولتمردان چشم پوشی کند و چندی بعد توسط مردان ناشناس و با تهدید چاقو از منزل شخصی اش ربوده شد و پس از ضرب و شتم بسیار در دره ای رها گردیدبعد از بهبودی مصمم شد تا به حرفه روزنامه نگاری خود ادامه دهد .

گفتگویی کوتاه با ژیلا بنی یعقوب در مورد اعطای جایزه شجاعت در روزنامه نگاری

ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و عضو «همگرایی جنبش زنان» در گفتگویش با مدرسه فمینیستی ضمن تشکر از زنان فمینیست دست اندرکار اهداء این جایزه، معتقد است که «این جایزه را متعلق به همه خواهران عزیز و زحمتکش ام در کلیه روزنامه های ایران و همینطور متعلق به همه وب سایت های زنان در کشورم می دانم که با دشواری های زیاد به کار روزنامه نگاری و بیان حقیقت مشغول هستند. دشواری هایی که هم در فضای داخلی روزنامه ها از سوی حاکمیت پدرسالارانه بر آنها اعمال می شود و هم از سوی نهادهای حکومتی، با این حال دست از تلاش بر نمی دارند و بیان حق را وظیفه خود می دانند».

او سپس افزود: «دوست جوانی امروز برایم به همراه پیام تبریکش نوشت که چیزی که خیلی خوشحالش کرده، دیده شدن زحمت های یک روزنامه نگار زن است و تاکید کرده این برای او و دوستانش که تازه کارند آموزنده و امیدوار کننده است. من هم امیدوارم چنین جایزه هایی موجب تقویت روزنامه نگاران زن ایرانی باشد. به ویژه روزنامه نگارانی که در حوزه دفاع از حقوق زنان کار می کنند.»

از ژیلا بنی یعقوب در مورد مشکلات زنان روزنامه نگار می پرسیم و او پاسخ می دهد: «زنان روزنامه نگار به خودي خود در حاكميت اقتدار مردانه بر فضای روزنامه هاي ايران با چالش هاي بسیار زيادي روبرو هستند، چه برسد به اينكه اين زنان به هرصورت براي انعكاس اخبار زنان و مشکلات آنان تلاش كنند . اغلب روزنامه نگاران زن در ایران هر روز مجبور ند به مديران خود اعتراض كنند. اعتراضي كه گاه به يك جنگ شبيه مي شود. اعتراض به همه چيز، از سانسور خبرهاي گرفته تا روابط غير شفاف و غير دمكراتيك در روند تصميم گيري در باره تيتر هاي صفحه اول روزنامه، که متاسفانه اغلب اوقات به اخبار زنان و حقوق بشری بی توجهی کامل دارد. اعتراضي كه گاه مرزي ندارد. امیدوارم چنین جایزه ای موجب جلب توجه مردم به تلاش ها و همینطور مشکلات روزنامه نگاران زن در ایران شود.»

گفتنی است که «همگرایی جنبش زنان» جدیدترین ائتلاف فعالان و گروه های مختلف جنبش زنان است که برای طرح مطالبات در فضای انتخاباتی از حدود ۲ ماه پیش شکل گرفته است. ژیلا بنی یعقوب و «کانون زنان ایرانی» یکی از اولین افراد و گروه های تشکیل دهنده این ائتلاف بوده است.

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 17:4 |
 

تاب تن دل آرا

 

مادر گهواره را

تاب درخت چنار را

تاب می دهد

دل آرا تاب می خورد

تاب ،تاب

دور می شود

دست می گشاید

بال می زند

بال

4 ساله ایی با بوم رنگ

تاب تاب عباسی

اون بالا رنگ و نندازی

دل را بر بوم رنگ می کشد

تاب تاب پایش در هوا

پیچ پیچ

جیر جیر طناب

دلا را،دست بسته  5-

چشم بسته

داد زد

"ماما....ن کمک کن،

من طناب اعدام را می بینم."..

پدردل دارانه گفت:

"تو ديده اي

 روز روشن ‏آن هم جمعه

 اعدام کنند؟"

پدر ندیده بود!

در صبجگاه جمعه

بهاری

خون دل آرا

 بر بوم می نشیند

قاضی خندان

از رقص مرگ برطناب

دست به ریش

به قبله سلام

میدهد

مادر هوار

می کشد رو به ما :

"مگر قرار نبود ،

رضايت بگيريد شما؟"

 

ـآسیه بهت زده 9

فریاد می زند:

کمک

"قرباني بعدي را دریابید"

 

نقاشی ها ی دل آرا

بادبادکی در هوا

کنار دل او

تاب می خورد

مادر تاب تاب عباسی

زیر پا ،

  چهار پایه واژگون می شود

قاضی کریه می خندد

مردان نماز

کرکسان ارا

رای می ربایند

دل آرا با طناب

عاطفه بالای جرثقیل

 در نکا

تاب می خورند

چشم و دل من

 تاب تاب تن شان را

 روز و شب با خود می برد

 

عفت ماهباز

 برلین 4مای

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087264.php#more

۱-  یازده اردبیهشت سال ۱۳۸۸ اول ماه مه، دلارا دارابی دختر 22 ساله را در زندان رشت، به پای چوبه دار می برند. او راضی نمی شود اعدام شود. هیچ کس پیش او نبود نه مادر نه پدری و نه وکیلی که به خواسته هایش توجه کند. طناب دار را به گردن نحیفش می اندازند.

2-حرف های دلآرا:دارایی در زندان : بچه بودم آرزو مي کردم يک نقاش يا نويسنده معروف بشوم. حالا به آرزويم رسيده ام. اما خودم کجايم؟!"

3- قاضی جاوید نیا حکم اعدام دلارا را صادر کرد. پس از مدتی دادستان رشت شد. از زمانی که او متصدی این پست گردید. یک نفر در این شهر سنگسار شد. http://mohegh.blogfa.com/post-69.aspx

4- بار دوم که دل ارا را را صدا زدند. ساعت 7 صبح بود و در اين فاصله نمي دانيم به او چه گفته شد. ساعت 7 صبح  دل آرا با خانواده ‏اش تماس گرفت. روز جمعه بود و همه در خواب. اولين حرف دلارا به پدرش اين بود که مرا براي اجراي حکم مي برند. ‏پدرش گفت: مگر مي شود؟ امروز جمعه است دخترم! نترس امکان ندارد امروز اعدامت کنند. دلارا اصرار کرد که از پاي ‏طناب صحبت مي کند و دار ، مقابل اوست. و صداي ديگري در گوشي تلفن به پدر مي گويد: همه آنچيزي که فکر نمي ‏کردي شدني است! ‏خانواده سراسيمه تا زندان مي رود و راهشان نمي دهند به درون و اجراي حکم با رضايت دو دختر مهين دارابي که در ‏زندان حاضر بودند صورت گرفت .

 5- آخرین صحبت تلفنی ،دقایقی قبل از پایان زندکی دلارام دارابی

۷: مامان کمک کن،این ها میخواهند مرابکشند، من طناب اعدام را دارم می بینم...
. پدر می گوید:تو تا حالا ديده اي
کسي را روز روشن ‏آن هم جمعه اعدام کنند؟
مادر می پرسد؟ چرا فرصت ندادند حتا ببوسيمش، با او
خداحافظي کنيم؟ چرا اجازه ندادند براي آخرين بار دخترم را ‏بغل کنم؟ ما

دوماه وقت داشتيم. و داد مي زند رو به ما که : مگر قرار نبود رضايت بگيريد

 9- آسیه امینی :امروز 12 ارديبهشت ، دلارا را در بهشت رضوان رشت به خاک سپردند. بدن سردش را ‏خواهرش شست. و ما که از بهت در اييم، قرباني بعدي در راه است تا در فاصله بهت هاي ما، آنچه که فراموش شود، ‏داشتن قانوني است که زندگي فرزندانمان را پاس بدارد.‏

10• دیده بان حقوق بشر اعلام کرد ایران باید اعدام دو بزهکار نوجوان را که قرار است روز ۶ماه مه انجام شود، را متوقف کند ...

عکس  : تابلوهای دلارا

«مجموعه‌ای که پيش روی شماست، کلکسيونی از عشق و شادی من است که تقديم ديدگان شما کرده‌ام. تا بی‌هيچ قضاوتی درباره دلآرا به تماشای روح او بنشينيد! بی‌هيچ قضاوتی ببينيد! نمی‌دانم از کدام جاده سرزمينمان برای ديدن نقاشی‌های من آمده‌ ايد مهم هم نيست چون به هر صورت می‌دانم که راهنمای شما 'عشق' بوده است. عشق به زندگی، به انسان، به ايمان که باورداشتن     

http://www.pouyashome.com/flashtest/delara/titr.htm

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:1 |